معجزه ها دیگر اتفاق نمی افتند ...
( اردت / 1955 – کارل تئودور درایر )
معجزه ها دیگر اتفاق نمی افتند ...
( اردت / 1955 – کارل تئودور درایر )
عیسی مسیح، اگر امکان پذیر است،
پس به او اجازه بده که به زندگی برگردد،
کلام را به من بده،
همان کلامی که می تواند مرده را به زندگی برگرداند،
اینگر
به نام عیسی مسیح
به تو امر می کنم، برخیز
سکوت
دو محور اصلی فیلم درایر، معجزه و ایمان است. به وضوح، بار ها در طول فیلم و از زبان شخصیت های مختلف فیلم در مورد این دو موضوع می شنویم و بعضا بحث هایی نیز در می گیرد و حتی منجر به آزردگی طرفین می شود. اردت در حدود 7 شخصیت اصلی دارد که هر کدام دارای بینش دینی خاصی هستند و حتی در نوع مسیحیت خود نیز با هم فرق دارند و موضوع اصلی فیلم درگیری این شخصیت ها از نظر اعتقادی با هم است که نتیجه آن دیالوگ های پر مغز و زیبایی است که مختص سینمای درایر است.

سیامک کشف الایات
30.3.86
ادامه مطلب
گاس ون سنت
نمایی از پرندگان پر سر وصدا روی سیم چراغ برق می بینیم نمایی که پر از شور زندگی است درست مثل بچه های یک مدرسه که در حال بازی و شیطنت اند و به یکباره، واقعه مدرسه کلمباین و تصاویر قتل، مرگ، خون ،ودوباره همان سیم چراغ برق که این بار در سکوتی مرگبار خالی از حضور پرندگان است اینها تصاویر فیلم فیل، به یاد ماندنی ترین فیلم گاس ون سنت، کارگردان مستقل آمریکایی است.گاس ون سنت که با این فیلم در سال 2003 نخل طلای کن را نصیب خود ساخت، امسال با فیلم پارک پارانویایی به کن آمد . پارک پارانویایی هم، دارای همان مولفه های پیشین فیلم های اوست. همان زندگی آرام و نوجوان هایی که یکباره با اتفاق وحشتناکی روبرو می شوند و باید با آن کنار بیایند . این فیلم برداشتی از کتاب بلیک نلسون است و ماجرای پسر ۱۶ساله اسکیت بازی را روایت می کند که ناخواسته سبب مرگ ماموری امنیتی می شود و مرگ دلخراش این مامور و زیر قطار رفتن او رازی است که باید پیش خود نگه دارد . گاس ون سنت با این فیلم توانست برنده جایزه ویژه دوره شصتم کن باشد.

نویسنده:الهام طهماسبي
ادامه مطلب

غالباً در توصيف سينما پاراديزو گويند: ((فيلمي است درباره سينما)). اما سينما پاراديزو پيش از آنكه فيلمي درباره سينما باشد، فيلمي است درباره ي عشق! عشقي كه گاه در رابطه ي يك پسر بچه با پيرمرد آپاراتچي تجلي مي يابد، لحظه اي در ارتباط با مكاني به وسعت يك سينما ، و يا در وفاداري يك مادر به همسر و فرزندانش و گاه در رابطه با جنس مخالف.
فيلم با يك فلاش بك آغاز مي شود. كارگردان مشهور،سالواتوره (ژاك پرن) خبر مرگ آلفردوي آپاراتچي را دريافت مي كند و با اين خبر به دوران كودكي خويش پرتاب مي شود.۰.
نویسنده:فرهاد خالدار
ادامه مطلب

Babam Ve Oglum
کارگردان:چان ایرماک
نقد فیلم:
پدرم و پسرم,قصه غم انگیز زندگی صادق و پسرش دنیز و پدرش حسین است.موضوع این فیلم در ابتدا به نظر بسیار ساده و معمولی میرسد ولی ویژگی های منحصر به فردی دارد که سبب شد بتواند رکورد های ریتینگ را در سینمای ترکیه بشکند.پدرم و پسرم...فیلمی که بسیار بی سر و صدا اکران شد و جنجال آفرید.نام بیشتر بازیگران این فیلم را برای اولین بار میشنیدیم ولی گویا آنها همیشه با ما و همراه ما بوده اند.آشنایی و صمیمیت خاصی با این بازیگران در فیلم داشتیم.سوال همه منتقدان نیز همین است.چرا این فیلم اینقدر به بیننده اش نزدیک است؟ چرا تمام بیننده های این فیلم تحت تاثیر شدید آن قرار میگیرند؟ چه چیزی انسان ما را جذب این شاهکار کرد و چرا این فیلم موفق شد روح جمیع ملت ترکیه را به حرکت درآورد؟ مگر انسان ما قبل از این فیلم با احساس ترحم,دلسوزی,غم و از طرفی شادی و خنده آشنا نبود؟سوالی اساسی که در ذهن منتقدان نقش بست و هرگز جواب خود را نیافت این بود:« انسان چگونه میتواند در آن واحد هم بخندد و هم بگرید؟»...
نویسنده:شراره تقی زاده
ادامه مطلب
