
فیلم pi یا 3,14159265358 محصول سال 1998 و به کارگردانی دارن ارونوفسکی(Darren Aronofsky) است .این فیلم اولین کار بلند دارن ارونوفسکی است که توجه بسیاری از منتقدین را به خود معطوف ساخت .اما فیلم pi یک فیلم صرفا تجاری نبود زیرا به خاطر ساحتارهای پیچیده و نوع روایت داستان و مضمون و محتوا فیلمی تماشاگر پسند نبود .اما به واقع یکی از متفاوت ترین اثار سینمای دهه نود میباشد .ارونوفسکی بعد از این فیلم ،دومین فیلم خود را در سال 2000 کارگردانی کرد .فیلم مرثیه ای برای یک رویا(Requiem for a Dream) که به نوعی معروفترین اثر این کارگردان نیز به شمار میرود و بسیاری از سینما دوستان ارونوفسکی را با این فیلم میشناسند .ارونوفسکی در فیلم دوم خود با یک چرخش 180 درجه ای نسبت به فیلم pi فیلمی را با مضمون اجتماعی ساخت و به مسائلی نظیر اعتیاد پرداخت .شاید عدم استقبال از فیلم pi که یک فیلم خاص بود، باعث شد تا ارونوفسکی در فیلم دوم خود کمی هم به گیشه فکر کند هر چند که فیلم مرثیه ای برای یک رویا را نمیتوان اصلا فیلم گیشه ای نامید ،فیلمی قدرتمند در مضمون و روایتی دیگر ،که تبدیل به یک اثر ماندگار شد.اما ارونوفسکی بعد از فیلم (Requiem for a Dream) در سال 2006 فیلم (The Fountain) را کارگردانی کرد .در این اثر که سومین فیلم بلند این کارگردان محسوب میشود، ارونوفسکی دوباره به همان ساختارهای فیلم اول خود یعنی pi برمیگردد و فیلمی را با مضمون سفر در زمان با رویکردهای فلسفی میسازد .به نظر میرسد ساختن اثاری اینچونینی جز علایق کارگردان نسبت به مفاهیم فلسفی و موضوع افرینش باشد چون در تمام اثار دارن ارونوفسکی یک جستجو و یک سفر و کنکاشتی نسبت به پیرامون انسان و طبیعت به چشم میخورد.اما فیلم pi داستان یک ریاضی دان نابغه به نام ماکسیمیلیان کوهن (Maximillian Cohen) است ،او سعی دارد با علم ریاضی ماهیت خدا را کشف کند و برای این کار نظریه هایی را هم ارائه میکند .او دارای بیماری صر است و گاه و بیگاه دچار تشنج های شدید عصبی و مغزی میشود .شاید اولین چیزی که مخاطب را در این فیلم با خود درگیر میکند سیاه و سفید بودن فیلم با نورپردازیهای عجیب و غریب است که فضایی تیره و تاریک را در فیلم ترسیم میکند ،البته این عامل شاید به این دلیل باشد که کارگردان قصد دارد جهان را از نگاه شخصیت کوهن نشان دهد جهانی سیاه و سفید و عاری از رنگ ،فضا سازی و طراحی صحنه در این فیلم هم درست به مانند نورپردازی های فیلم عجیب و غریب و پیچیده است ،مسلما تماشاگر با دیدن این فضاها و طراحی ها خود را در جهان پست مدرن اساس خواهد کرد،به طوری که حتی یک شخصیت ماشینی به نام اقلیدس که رایانه شخصی ماکسی کوهن است به صورتی غیر مستقیم حضور دارد و زنده است و این موجب هراس میشود .اما از نکات مهم فیلم که این فیلم را گاه به نقطه اوج میبرد و گاه ان را پایین میکشد تصویربرداری فیلم است .شاید بیش از 60 درصد این فیلم به صورت فیلمهای مستند فیلمبرداری شده است .حضور دوربینی که باید جهان را از دیدگاه یک انسان ،دارای بیماری شدید عصبی نشان دهد ،باید کار دشوار و مشکلی باشد که البته ارونوفسکی با اینکه در پاره ای مواقع ،بسیار اغراق امیز عمل میکند اما در نهایت از عهده این کار به خوبی برامده است .
تکان های شدید دوربین و حرکت های ناپیوسته و چرخشهای یکباره دوربین،که به نوعی نشان دهنده اغاز حملات مغزی ماکسی کوهن است به خوبی از کار درامده است .اما شاید در بعضی مواقع این حرکتها بیش از اندازه اثیر تکرار میشود و مخاطب را به چالش میکشد ،همچنین در مورد نشان دادن نماهای خارجی ،دوربین فقط و فقط تاکید دارد، در شهری به مانند نیویورک اطباع شرقی و اسیایی را نمایش بدهد! به طوری که این کار نیز بیش از اندازه تکرار میشود و شاید این تاکید اغراق امیز به تجربه کارگردان بازگردد چون اولین اثر این کارگردان بوده و مسلما تجارب کمتری داشته است کارگردان ،این درحالی است که بسیاری از صحنه های فیلم در نسخه ای که در تاریخ دهم جولای سال 1998 عرضه شد از فیلم حذف شدند ،از این سکانسها میتوان به سکانس قبرستان رایانه ها که ماکسی کوهن در ان اثیر شده است اشاره کرد که در نهایت حذف شد این سکانس.به طور کلی تصویربرداری این اثر عالی بود طوری که دوربین هم بازیکر بود و هم باید احساس یک انسانی را که دچار تشنج های عصبی میشد را به تماشاگر اقا میکرد .از دیگر نکات برجسته فیلم موسیقی متن فیلم بود که اصلا به خودی خود،در مخاطب اثری شگفت دارد موسیقی پست مدرن به سبک کارهای گروههای نیو ایج* (New Age موسیقی رازگونه و فلسفی) مثل انیگما(ENIGMA ) و ارا (ERA )که بنیان گذاران سبک نیو ایج در جهان میباشند .عنصر موسیقی در فیلمهای ارونوفسکی نقش بسزایی دارد. در فیلم مرثیه ای برای یک رویا شاید بتوان گفت که یکی از بهترین موسیقی های متن فیلم را، ما در فیلم مرثیه ای برای یک رویا میشنویم .در فیلم pi هم به همین شکل موسیقی به خوبی تاثیر خود را میگذارد .برای موسیقی متن این فیلم نام پنج اهنگساز به چشم میخورد و همین مورد کافی است تا پی ببریم که دارن ارونوفسکی به وجود موسیقی و عملکرد ان در فیلمهایش اهمیت ویژه ای قائل است .نام افرادی مثل:( Clint Mansell ، Horace Hinds ، Grant Marshall ، Mushroom Vowles ، Robert del Naja) به عنوان اهنگ ساز در فهرست این فیلم به چشم میخورد .اما در نهایت در اگر بخواهیم در مورد این فیلم نظری داشته باشیم ،باید گفت که علی رغم تلاشهای زیاد کارگردان و گروهش ،فیلم pi فیلمی پیچیده و کاملا گیج کننده است که با یک بار دیدن این فیلم،مخاطب مسلما چیز زیادی دستگیرش نمیشود و حداقل باید پنج بار این فیلم را دید تا به نکات و مسائل نهفته این فیلم پی برد. حتی وجود راوی و روایت گر که خود شخصیت اصلی فیلم ان را روایت میکند نتوانسته است در برطرف ساختن پیچیدگیهای زیاد فیلم کمک زیادی کند.شاید این فضاپردازیها و داستان غیر متعارف با نورپردازیهای عجیب و غریب و طریقه سیاه و سفید فیلم دنیای پیچیده درست مثل علم ریاضی را ترسیم کند ،اما خلق چنین فضایی در پرده نقره ای و برای مخاطبانی که سینما را از منظر یک سرگرمی نگاه میکنند ،زیاد جالب توجه نباشد ،اما piفیلمی است که واقعا باید دید .بازیگران فیلم بازیگران مشهوری نیستند اما باید به بازی خوب و زیبای (Sean Gullette) در نقش(Maximillian Cohen) اشاره کرد که تقریبا تمام بار بازیگری این فیلم بر عهده اوست ،گولت بر خلاف دوربین که گه و بی گاه اغراق امیز عمل میکرد به صورتی کاملا طبیعی و اثر گذار نقش خود را ایفا میکند .

رابطه علم ریاضی با خدا،دین ،مذهب،فلسفه
باز گویی فرضیه ها:
1-ریاضیات زبان طبیعت است.
2-همه چیزهای اطرافمان را میتوان با اعداد و ارقام،تفسیر و درک کرد.
3-اگر نمودار هندسی اعداد هر سیستمی را رسم کنیم،الگوهای خاصی پدید می ایند...
4-بنابراین الگوها در همه جای طبیعت وجود دارند.
ریاضیات زبان طبیعت است و این جز ء اولین دیالوگهایی است که توسط کوهن گفته میشود ،شاید یکی از نقاط مثبت این فیلم ان است که مخاطب را از هر قشری که باشد به فکر فرو میبرد و فیلم در این زمینه به خوبی عمل میکند .فکر کردن به جهانی که طبق علم ریاضیات به وجود امده و طبق همین علم پیش میرود .به طوری که در سکانسی از فیلم خدا یک عدد 216 رقمی است! با توجه به نام دانشمندان و فلاسفه بزرگ که در این فیلم نام انها را میشنویم ،میتوان فیلم pi را یک فیلم فلسفی نیز قلمداد کرد،فیلمی که به مسائل افرینش میپردازد و با نگاهی روشن گرایانه سعی در اثبات خدا توسط علم دارد .این فیلم جدا از ساختارهای فلسفی که دارد به مسائل سیاسی نیز گوشه چشمی دارد و به طور نامحسوسی به موارد سیاسی هم اشاره میکند سیاستمداران در پی کشف حقیقت برای جهان هستی هستند تا توسط کشف ان به جاودانگی و قدرت برسند ،و این دیدگاه قدرت طلبانه توسط سیاستمدارن امریکایی که اکثرا جز تندرو های مذهبی هم بوده اند کاملا مشهود است .اما مذهب نیز به مانند سیاست همواره به دنبال کشف حقیقت و سعادت و جاودانگی بوده است شاید این نیاز در همان پیدایش جهان هستی در تفکر انسانهای اولیه هم شکل گرفته بود که انها نیز برای رهایی از مشکلات و مصائب و بلایای طبیعی به خدایان پناه بردند و بعد ها این خدایان شکل الهه های مقدس گرفتند خصوصا در کشور یونان الهه هایی مثل زئوس و یا اپولو و بسیاری دیگر که همگی انها را انسان خلق کرد. در مرحله ای دیگر ،پیدایش دین بود که ان را نیز انسان اختراع کرد(نگارنده مطلب) برای نیازهای درونی خود.فیلم pi را میتوان یک فیلم مذهبی نیز نام برد چون به طور مستقیم در این فیلم ما با رابطه بین اعداد و کتب اسمانی پی میبریم در این فیلم یهودیت به عنوان اولین دین رسمی دارای کتاب اسمانی نماینده ای است از تمام ادیان اسمانی !شاید انتخاب این دین به این دلیل باشد که قدیمی ترین است ،

در سکانسی از فیلم به رابطه بین اعداد و کتاب مقدس تورات اشاره میشود که رابطه ای شگفت انگیز و ،واقعی است. رابطه بین زبان عبری و ایات تورات به صورت کاملا مرموز و رمز گونه حکایت از رمزی برای جاودانگی دارد ! مسئله ای که در این فیلم عنوان میشود اعداد فیبوناچی و زبان عبری !و تورات!و رابطه تنگاتنگ بین اینهاست. اگر بخواهیم در دیگر ادیان نیز جستوجویی کنیم ،مثلا در اسلام و زبان عربی و کتاب قران رابطه ای شگفت انگیز بین حروف ابجد صغیر و کبیر و زبان عربی و کتاب قران وجود دارد! کتابهایی که به صورت کاملا رمزگونه نگاشته شده اند(با رمز و اعداد) و درون خود حقیقتی به نام جاودانگی را به همراه دارند ! اما این حقیقت چیست ؟و این رمز جاودانگی که یک عدد 216 رقمی است چه میتواندباشد؟عدد و رمزی که هم مذهبیان و هم سیاستمداران و دانشمندان در این فیلم به دنبال کشف کردن ان هستند و برای همین در این فیلم ما مشاهده میکنیم که تمام این گروهها به هر نحوی که شده میخواهند با کشف کردن این رمز حقیقت خود را ثابت کنند و ان از برای اعمال پلید استفاده کنند ،و همین عوامل سبب میشود که تمام این گروهها سخت به دنبال ماکسی کوهن نابغه باشند چون او کلیدی است برای کشف حقیقت! ماکسی کوهن دست به یک خطر بزرگ میزند! تا جایی میخواهد بالا برود، که امکان نابودیش وجود دارد .در سکانسی از فیلم استاد ریاضی دان کوهن به او میگوید :اگر زیاد بالا بروی خواهی سوخت! این ها همگی کنایه هایی است از اینکه انسان هنوز نمیتواند از حد و اندازه ای معین بیشتر به جلو برود ! چون از توان انسان خارج است. کوهن در سکانسی که مغز خود را با دلر برقی سوراخ میکند به این نکته پی برده است که او علی رغم اینکه خدا را کشف میکند اما توانایی رسیدن به ان را ندارد و درنهایت در برابر قدرت و انرژی مطلق ناچار سر تعظیم فرود می اورد نیرویی که از ادراک انسانها خارج است.اما پس رابطه و حقیقت بین مذهب و فلسفه و سیاست چیست؟در این فیلم سیاست مدارن انسانهایی جاه طلب و قدرت طلب و دانشمندان انسانهایی خود خواه و سود جو ،و مذهبیان که در این فیلم یهودیت نماینده ان است انسانهای محدود فکر و احمق نمایش داده میشوند .گروههایی که همگی قصد دارند از حقیقت جهان هستی به نفع خود استفاده کنند و البته در این کار نیز هر گز موفق نبوده اند. در دیالوگهایی که در فیلم بین کوهن و رهبران مذهبی و نمایندگان سیاسی رد و بدل میشود کوهن به واقع انها و رویکردشان به مذهب و سیاست را تحقیر میکند و انسانهای اینچنینی را سطحی میپندارد .با تمام این صحبت ها و مسایل بسیاری که در این فیلم وجود دارد مثل تاکید بر فلسفه شرقی و مذهب و دیگر عوامل فیلم pi نکات عمیق بسیاری را نیز در خود نهفته دارد که نوشتن این نکات و پرداختن به انها مسلما خارج از حوصله خواهد بود . 3,14 و الا اخر و اخر چیزی جز همان اول نیست و ان هم خداست.
حسین یوسفی
پ.ن
P عددی است که برای بدست امدن محیط دایره در ریاضیات از ان استفاده میشود.
*اواخر دهه هشتاد ميلادي نوعي رويكرد شبه فلسفي در غرب ظهور كرد كه خواستار احياي باورها و تفكراتي بود كه پيش از شكل گيري دنياي صنعتي و مدرن امروزي رواج داشت. يكي از اصليترين محورهاي اين نگرش راز ورزي يا Mysticism بود. در همان ايام بود كه بازار طالعبيني فالگيري طب سنتي و گیاهخواری در غرب به شدت گرم شد و رونق پیدا كرد. اين رويكرد وهمانگيز و جديد سبك خاصي از موسيقي را نيز به همراه آورد كه ما آن را با نام موسيقي «نيو ايج» يا موسيقي عصر نوين ميشناسيم. نوعي موسيقي رازآلود كه سعي داشت انسان گرفتار در جوامع صنعتي را به آرامش ذهني و روحي برساند.در واقع New Age یک چشم و دید جدید به جهان است . در سال 1990 ميلادي آلبومي در همين سبك جديد و با نام «1990 ميلادي» از گروهي به اسم «انيگما» به بازار آمد. ENIGMA انيگما (كه به فارسي ميشود راز و معما)





