-
Rammstein

دين..امريکا
فرهنگ..امريکا
اعتقاد..امريکا
و حتي .......................
...................................
چه دوست باشيم و چه دوست نداشته باشيم چه مسلمان باشيم يا مسيحي و يا هندو در هر کجاي جهان که باشيم با هرمکتبي و هر عقيده اي امريکا در درون ما رسوخ کرده امريکا حالا به جزئي از فرهنگ ملل مختلف تبديل شده .سلطنت جهان و کره زمين در دستان امريکاست .انها حتي پا را از اين فرا تر گذاشته اند و حالا کره ماه و ديگر نقاط فضا هم تحت استعمار امريکا قرار گرفته است .اينها جملاتي است که بعد از شنيدن و ديدن ويدئو کليپ امريکا کاري از گروه رامشتاين در ذهن هر تماشا گري شکل ميگيرد .رامشتاين به ما هشدارميدهد .به زبان موسيقي به زبان موسيقي متال براي هشداري که ميدهد دليل مياورد با منطق هشدار ميدهد که مواظب امريکا باشيد .
بله موسيقي متال فلسفه است موسيقي متال زبان اعتراض است .موسيقي متال زبان انتقاد است انتقادي فراگير براي همه ملل جهان .اين که چگونه يک گروه موسيقي اينقدر به معنا نزديک ميشود .انقدر واقع بينا نه يک موضوع رو تجزيه و تحليل ميکند و اينقدر حقيقت گو است جاي شگفت دارد.ايا زمان ان نرسيده که به جاي شيطاني خواندن گروهاي متال و به جاي اينکه در سرما و گرما گشنه و تشنه به خيابانها برويم و شعار مرگ بر امريکا سر بدهيم .با دليل و منطق به کودک و جواناني که هنوز نميدانند چرا با امريکا دشمني دارند بفهمانيم که چرا؟
ايا به جاي اينکه امريکا را شيطان بزرگ خطاب کنيم وقت ان نرسيده که به فرهنگ خود بپردازيم .يادمان باشد که فرهنگ امريکا تحميلي نيست .بله رامشتاين به ما واقعيت امريکا را نشان ميدهد .ويدئو کليپ اين گروه با سکانسي اغاز ميشود که يک گروه فضا نورد که در دستان خود پرچم امريکا را هک شده ميبينند پا به جايي خارج از کره زمين گذاشته اند
واين بدان معناست که در روي کره زمين ديگر جايي باقي نمانده است که امريکا روي انجا پا نگذاشته باشد .
در ادامه شاهد صحنه هاي بسيار زيبايي اين نه ديگر در روي کره ماه بلکه بر روي کره زمين هستيم که امريکا چه طور در شرق و ساير منطق جهان نفوذ کرده است .ما حالا شاهد نماد ها هستيم نماد شرق و مکتب بوديسم. همانطور که ميدانيد مکتب بوديسم از طبيعت الهام گرفته شده است پيروان بوديسم از طبيعت الهام ميگيرند و طي مراحلي خود را از جهان مدرن و جامعه پيشرفته دور ميکنند و به معابد پناه ميبرند تا خود را پاک کنند اما غافل از اينکه امريکا و فرهنگ امريکايي در قالب همبرگر مک دونالد و نوشابه پپسي و يا کو کا کولا به معبد نفوذ کرده است .حتي حالا در افريقا هم مردم گرسنه افريقا غذايي از جنس استعمار دارند که گرسنه نمانند
در ادامه رامشتاين به موارد ديگري اشاره ميکند .به سرزمين هاي خيلي دور که شايد پاي کمتر انساني به انجا رسيده باشد سرزمينهاي از جنس برف و سرما و از سرما به گرماي مناطق استوايي و به کشورهاي شرق اسيا اشاره ميکند و بعد هم به افريقا و امريکاي لاتين ما را ميبرد هر کدام از اين مناطق قبلا داراي فرهنگ اصيل و عقايد خود بودند اما حالا امريکا به فرهنگ ها نفوذ کرده به عقايد نفوذ کرده .حالا مردم جهان امريکا را بر روي کره ماه ميبنند.حالا جوانان اسيايي مدل موي خود را به شيوه الويس پريسلي (فقيد) درست ميکنند
و امريکا پا را فراتر ميگزارد و به دين ملل نفوذ ميکند .شايد بهترين تصويري که رامشتاين به ان اشاره کرده تصوير نمازگزاري است که با کتاني هاي NIKE خود را در مي اورد و مشغول به خواندن نماز شود .
حالا بچه هاي جهان قهرماناني مثل ميکي موس دارند .حالا دختر بچه ها از زمان کودکي سعي ميکنند که خود را شبيه به عروسک باربي نماد زن در کشور امريکا درست کنند .حالا ديگر پاپا نوئل به عنوان منجي بچه ها مطرح است و ديگر جاي هيچگونه نگراني نيست .
نگراني از جنگ .نگراني از استعمار .نگراني از گرسنگي حالا همه مشکلات را امريکا حل کرده است .اما رفع همه اين مشکلات به چه قيمتي به قيمت از دست دادن هويت به قيمت از دست دادن فرهنگ و اعتقاد به قيمت از دست دادن خدا بله همه اينها واقعيتهايي است که رامشتاين به انها اشاره ميکند واقعيت هايي که از ديد بسياري از ما پنهان مانده است .رامشتاين حتي به مخالفان امريکا هم اشاره داشته و ايران را هم از ويدئو کليپ خود بي نصيب نساخته در ادامه ما شاهد تصاويري از تظاهرات مردم افريقا و نماز جمعه تهران هستيم در حالي که مردم مشغول به سر دادن شعار مرگ بر امريکا هستند
در ادامه اهنگ به اوج خود ميرسد ريفهاي خشن گيتار ما را اماده ديدن تصوير بعدي ميکند .تصويري که اصل امريکايي را به ما نشان ميدهد .تصوير يک سرخپوست که در حال انجام رقص هاي سرخ پوستي هستند .
تصويري که نشانه وحشي گيري امريکا از ديد رامشتاين ميباشد .رامشتاين سعي دارد امريکا را با اوردن نمادي از سرخپوست وحشي نمايش دهد چون سرخپوست نمادي از گذشته امريکا و زمان غرب وحشي ميباشد و ان زماني بود که در امريکا قتلهاي زيادي اتفاق مي افتاد و غاره امريکا به غرب وحشي معروف شده بود
تحليل نهايي:
خب ويدئو کليپ امريکا با نماد ها سراغ دارد .طراحي صحنه ها بسيار استثنايي هستند ودر کل منهاي قسمت پاياني ويدئو کليپ که تصاويري از رقص سرخپوستي است.
اين را بدين معنا گفتم که سرخپوستها مالک امريکا بودند و انها هم فرهنگ و سنت خاص خود را دارند را مشتاين بايد سعي ميکرد طوري ديگر نماد امريکا را نشان ميداد .شايد در اينجا نسبت به سرخپوستها ظلم شده باشد .تصوير نهايي ويئو کليپ هم در روي کره ماه است .امريکايي ها و در واقع گروه رامشتاين در حال رقص سرخپوستي مدرن بر روي کره ماه هستند و يک تصوير بسيار زيبا که فضا نوردان در روي کره ماه مشغول بازي STAR TREK هستند و اين تصوير خود نمادي است بسيار گويا از اينکه امريکايي ها قصد دارند در فضا هم جنگ ستارگان را برپاکنند.در هرحال بايد بگويم که اين کليپ 4 دقيقه اي رامشتاين يک دنيا معنا دارد و من هم سعي کردم تا ان چيزي را که هست بنويسم .واقعا بیاییم جدا از هرگونه تعصب و عقیده ای فکر کنیم و ببینیم که چه قدر تحت تاثیر امریکا از نوع دیدگاه یک گروه متال می باشیم .
یک دیسکو گرافی مختصر از این گروه
خب بعد از مدتها و بنابر در خواست بسياري از دوستان تصميم گرفتم تا يک مطلب موسيقيايي از نوع موسيقي متال بنويسم و از يک منظر جديد به گروه الماني رامشتاين و اهنگ فوق معناگراي اين گروه(اهنگ امريکا) بپردازم .خب علاقه مندان سبک هاي متال تقريبا با اين گروه اشنايي دارند اما براي ان دسته از دوستاني که با اين گروه اشنايي ندارند يک ديسگو گرافي مختصر از اين گروه مينويسم
RAMMSTEIN
رامشتاين سال 1993 پا گرفت آن هم در کشوري که کمتر استعدادهايي را در زمينه متال روانه بازار بين المللي کرد است يعني آلمان. رامشتاين برخاسته از آلمان غربي است. نام گروه البته با يک M اضافه برداشتي از حمله اي در آلمان غربي است که تراژدي مرگ هشتاد نفر از اهالي در اثر حمله هوايي آمريکا در آن جا شکل گرفت. تيل لايندمن که روزگاري قهرمان شناي المپيک بود قصد خواندن مي کند پس از چند نفر ديگر اين گروه سياه و تيره را شکل مي دهد. آلبوم اول گروه با عنوان Herzeleid نام شان را مطرح مي کند و گروه شهرتي به هم مي زند گروه در خارج از آلمان هم به شهرت مي رسد و سراسر اروپا با نام رامشتاين آشنا مي شوند. رمستين در طول اين سال ها دامنه شهرت خود را افزايش داده و سعي کرده با نمايش هاي غير منتظره وجحه اي قابل توجه از موسيقي متال آلماني را به ديد عموم بگذارد.البته در اينکه سبک رامشتاين هوي متال است و يا تکنو متال اختلاف است (بين وبلاگ نويسان ايراني) اما به شخصه اعتقاد دارم که رامشتاين سبک خاص خودش را دارد .دامنه کارهاي رامشتاين به علت خاص بودن و نوع روايي مطالب مختلف فلسفي و اعتقادي در قالب ويدئو کليپ هاي اين گروه باعث ميشود که David Lynch کارگردان مطرح جهان که خود در زمينه ساختن فيلمهاي خاص و درون گرا مهارت خاصي دارد يک فيلم مستند گونه در باره اين گروه در سال 2003 به مدت 210 دقيقه بسازد .
اعضا گروه عبارتند از :

Till Lindemann
خواننده و لايريک
متولد چهارم ژانويه 1963
Richard Kruspe-Bernstein
گيتار ريتم و لايريک، بوجود آورنده رامشتاين
متولد بيست و چهارم جون 1967
Christian "Flake" Lorenz
کيبورد
متولد ششم نوامبر 1966
Paul Landers
گيتار ريتم و ليد
متولد نهم دسامبر 1964
Oliver Riedel
باس
متولد يازدهم آپريل 1971
Christoph "Doom" Schneider
درامز
متولد يازدهم مي 1966
خب با توضيحاتي که دادم و بعد از معرفي گروه به طور مختصر به سراغ موضوع اصلي ميرويم و ان هم نقد و بررسي اهنگ امريکا از ابعاد مختلف است.
HOSSEIN YUSSEFI
:
گروهی از Des Moines - Lowa با سبک nu-metal يا aggro-matal که نوعی از heavy metal هست .
گروه شامل ۹ نفر هست که با شماره های ۰-صفر تا ۸ نامگذاری شده اند.
اين گروه يکی از مشهور ترين گروههای سبک nu metal در جهان هست .
هر يک از اعضای گروه ماسک اختصاصی خودشان را دارند . در اولين آلبوم اصلی منتشر شده فقط اسم کوچک آنها نوشته شده بود حالتی که گروه می خواست هويت اعضا سری باشد ولی در آلبوم اصلی دوم زمانی که منتشر شد اسم اعضای گروه به طور کامل نوشته شده بود .
تا الان از ۵ نفر از اعضای گروه بدون ماسک عکس گرفته شده است : corey خواننده گروه و jim گيتاريست با گروه stone sour .
اما بيوگرافي گروه
اسم :Nathan Jones Jordison
متولد : 26 آوريل ۱۹۷۵
لقب : superball
شماره : ۱
گروههای ديگر : Modifidious - Analblast
تخصص : Drum
اسم :Craig Jones
لقب : 133 MHZ
شماره : 5
گروههای ديگر : Modifidious - Atomic opera
تخصص : Samples
اسم :James Sour
شماره : 4
گروههای ديگر : Stone Sour
تخصص : Guitar
اسم :Paul Jones
متولد : ۸ آوريل ۱۹۷۲
شماره : ۲
گروههای ديگر : Body Pit - Analblast - Vexx
تخصص : Bass
تخصص : Guitar
اسم :Chris Fehn
متولد : ۲۴ فوريه ۱۹۷۲
لقب : Mr.Picklenoes
شماره : ۳
تخصص : Drums
اسم : Shawn Crahan
متولد : 24 سپتامبر ۱۹۷۶
لقب : The Clown
شماره : ۶
گروههای ديگر : Head on the wall
تخصص : custom peramssion
اسم : Corey Taylor
شماره : ۸
متولد : ۸ دسامبر ۱۹۷۳
گروههای ديگر : Stone Sour
تخصص : Vocal - Lyric
اسم : سيد ويلسون Sid Wilson
متولد : ۱۵ مارس ۱۹۷۸
لقب : Monkey boy
شماره : ۰ - صفر
گروههای ديگر : Sound Proof coalition
تخصص : Turntables
گروههای مورد علاقه : Beastie boys. S.P.C
(اين ماسکها مانع رسيدن اکسيژن به جمجمه می شن .نصف روز اصلا نمی فهمم چی داره اطرافم می گذره .)
اسم : مايکل تامسون - Mickeal Thomson
متولد : ۳ نوامبر ۱۹۷۳
شماره : ۷ - هفت
گروههای ديگر : Body Pit
تخصص : گيتار
(ذاتا آدم خشنی نيستم
چرا گروه slipknot از ماسک استفاده می کنن ؟
طبق گفته ی خود اعضای گروه اين ماسکها نشانگر درون آنهاست و می خواهند به وسيله اين ماسک ها کمک کنند که مردم اونها رو بهتر بشناسن...
اين ماسکها به شدت و هيجان آنها اضافه می کنه و می شه گفت اکثر اوقات و معمولا در کنسرتها از خود بی خود می شن.
در زير گفته های چند نفر از اعضای گروه رو در مورد ماسکهايشان را براتون نوشتم:
Corey :
ما پشت اين ماسکها پنهان نشديم ما در حقيقت به اين صورت خودمان رابيشتر به شما آشکار می کنيم . اين ماسکی که من پوشيدم تمام چيزهای درون من هست که ازشون نفرت دارم .... به علاوه مانند جهنم آسيب می رسونه که به شدت من کمک می کنه .
شما نمی دونيد ما در مورد چی هستيم ,شعار ما هميشه اين بوده :'' اول موسيقی '' .
Sid :
گذاشتن اين ماسک از رسيدن اکسيژن به جمجمه جلوگيری می کنه . نصف زمان من نمی دونم اطرافم چی می گذره .
پس اينطور که از حرفهای sid مشخص اين ماسکها برای اونها ضرر هم داره چون اکسيژن يک عنصر حياطی هستش.
Craig :
بعضی وقتها که برای کارمون بيرون می ريم وقتی مردم من رو ميبينن که دارم ميام از من فاصله می گيرن و بعضی هاشون هم نه ....
من خودم نمی دونم اگر craig يه روز تو خيابون ببينم چی کار می کنم شايد چون اونو می شناسم ازش فاصله نگيرم ولی اينو می دونم اگر اونو نمی شناختم ۱ کيلومتر ازش فاصله می گرفتم
چهره ی بدون نقاب Corey - خواننده:
Joey - Drum
Paul - Bass
Chris - Drum
Mike - Guital
.jpg)
گروهی از Des Moines - Lowa با سبک nu-metal يا aggro-matal که نوعی از heavy metal هست .
گروه شامل ۹ نفر هست که با شماره های ۰-صفر تا ۸ نامگذاری شده اند.
اين گروه يکی از مشهور ترين گروههای سبک nu metal در جهان هست .
هر يک از اعضای گروه ماسک اختصاصی خودشان را دارند . در اولين آلبوم اصلی منتشر شده فقط اسم کوچک آنها نوشته شده بود حالتی که گروه می خواست هويت اعضا سری باشد ولی در آلبوم اصلی دوم زمانی که منتشر شد اسم اعضای گروه به طور کامل نوشته شده بود .
تا الان از ۵ نفر از اعضای گروه بدون ماسک عکس گرفته شده است : corey خواننده گروه و jim گيتاريست با گروه stone sour .
اما بيوگرافي گروه
اسم :Nathan Jones Jordison
متولد : 26 آوريل ۱۹۷۵
لقب : superball
شماره : ۱
گروههای ديگر : Modifidious - Analblast
تخصص : Drum
اسم :Craig Jones
لقب : 133 MHZ
شماره : 5
گروههای ديگر : Modifidious - Atomic opera
تخصص : Samples
اسم :James Sour
شماره : 4
گروههای ديگر : Stone Sour
تخصص : Guitar
اسم :Paul Jones
متولد : ۸ آوريل ۱۹۷۲
شماره : ۲
گروههای ديگر : Body Pit - Analblast - Vexx
تخصص : Bass
تخصص : Guitar
اسم :Chris Fehn
متولد : ۲۴ فوريه ۱۹۷۲
لقب : Mr.Picklenoes
شماره : ۳
تخصص : Drums
اسم : Shawn Crahan
متولد : 24 سپتامبر ۱۹۷۶
لقب : The Clown
شماره : ۶
گروههای ديگر : Head on the wall
تخصص : custom peramssion
اسم : Corey Taylor
شماره : ۸
متولد : ۸ دسامبر ۱۹۷۳
گروههای ديگر : Stone Sour
تخصص : Vocal - Lyric
اسم : سيد ويلسون Sid Wilson
متولد : ۱۵ مارس ۱۹۷۸
لقب : Monkey boy
شماره : ۰ - صفر
گروههای ديگر : Sound Proof coalition
تخصص : Turntables
گروههای مورد علاقه : Beastie boys. S.P.C
(اين ماسکها مانع رسيدن اکسيژن به جمجمه می شن .نصف روز اصلا نمی فهمم چی داره اطرافم می گذره .)
اسم : مايکل تامسون - Mickeal Thomson
متولد : ۳ نوامبر ۱۹۷۳
شماره : ۷ - هفت
گروههای ديگر : Body Pit
تخصص : گيتار
(ذاتا آدم خشنی نيستم
چرا گروه slipknot از ماسک استفاده می کنن ؟
طبق گفته ی خود اعضای گروه اين ماسکها نشانگر درون آنهاست و می خواهند به وسيله اين ماسک ها کمک کنند که مردم اونها رو بهتر بشناسن...
اين ماسکها به شدت و هيجان آنها اضافه می کنه و می شه گفت اکثر اوقات و معمولا در کنسرتها از خود بی خود می شن.
در زير گفته های چند نفر از اعضای گروه رو در مورد ماسکهايشان را براتون نوشتم:
Corey :
ما پشت اين ماسکها پنهان نشديم ما در حقيقت به اين صورت خودمان رابيشتر به شما آشکار می کنيم . اين ماسکی که من پوشيدم تمام چيزهای درون من هست که ازشون نفرت دارم .... به علاوه مانند جهنم آسيب می رسونه که به شدت من کمک می کنه .
شما نمی دونيد ما در مورد چی هستيم ,شعار ما هميشه اين بوده :'' اول موسيقی '' .
Sid :
گذاشتن اين ماسک از رسيدن اکسيژن به جمجمه جلوگيری می کنه . نصف زمان من نمی دونم اطرافم چی می گذره .
پس اينطور که از حرفهای sid مشخص اين ماسکها برای اونها ضرر هم داره چون اکسيژن يک عنصر حياطی هستش.
Craig :
بعضی وقتها که برای کارمون بيرون می ريم وقتی مردم من رو ميبينن که دارم ميام از من فاصله می گيرن و بعضی هاشون هم نه ....
من خودم نمی دونم اگر craig يه روز تو خيابون ببينم چی کار می کنم شايد چون اونو می شناسم ازش فاصله نگيرم ولی اينو می دونم اگر اونو نمی شناختم ۱ کيلومتر ازش فاصله می گرفتم
چهره ی بدون نقاب Corey - خواننده:
Joey - Drum
Paul - Bass
Chris - Drum
Mike - Guital
.jpg)
اما یک اهنگ هم از گروه anathema

آهنگ regret
از anathema
آلبوم alternative 4
As I drift away... far away from you,
I feel all alone in a crowded room,
Thinking to myself
"There's no escape from this
fear,
regret,
loneliness..."
Visions of love and hate
A collage behind my eyes
Remnants of dying laughter
Echoes of silent cries
I wish I didn't know now that
I never knew then...
Flashback
Memories punish me again
Sometimes I remember all the pain
that I have seen
Sometimes I wonder what might
have been...
Visions of love and hate
A collage behind my eyes
Remnants of dying laughter
Echoes of silent cries
And sometimes I despair
At who I've become
I have to come to terms
With what I've done
The bittersweet taste of fate
We can't outrun the past
Destined to find an answer
A strength I never lost
I know there is a way
My future is not set
For the tide has turned
But still I never learned to live
without regret.
دور شده ام ... خيلی ازت فاصله گرفتم
حس ميکنم تمام تنهايی ها رو تو اين اتاق شلوغ
به حال خودم فکر ميکنم
هيچ راه فراری وجود نداره از
ترس
پشيمونی
و تنهايی
تصوراتی از عشق و نفرت
که چسبيده شده پشت چشم های من
نشانه هايی از خنده ی ميرا
انعکاس گريه های خاموش
ای کاش هيچ وقت به اين موضوع پی نمی بردم
هرگز نخواهم دانست پس ...
نگاهی به گذشته
به ياد دارم تنبيه کن دوباره منو
بعضی وقتا به ياد می آودم همه اين دردهارو
وقتی که می ديدم
شگفت زده می شدم از آنچه که اتفاق می افتاد
يا آنچه که بودم
و گهگاهی مايوس ميشوم
که چی شدم
به پايان رسيدم
با آنچه که انجام دادم
شيرينی تلخ سرنوشت
ما نمی توانيم از گذشته(خاطرات) خود بگريزيم
مقدر شده يافتن يک جواب
نيرويی که هيچ وقت از دست نميدم
ميدانم آنجا يک راهی است
آينده ام معلوم نيست
بخاطر گذران ايام تغيير کرده
اما هرگز زندگی را نخواهم آموخت
بدون تاسف
از anathema
آلبوم alternative 4
As I drift away... far away from you,
I feel all alone in a crowded room,
Thinking to myself
"There's no escape from this
fear,
regret,
loneliness..."
Visions of love and hate
A collage behind my eyes
Remnants of dying laughter
Echoes of silent cries
I wish I didn't know now that
I never knew then...
Flashback
Memories punish me again
Sometimes I remember all the pain
that I have seen
Sometimes I wonder what might
have been...
Visions of love and hate
A collage behind my eyes
Remnants of dying laughter
Echoes of silent cries
And sometimes I despair
At who I've become
I have to come to terms
With what I've done
The bittersweet taste of fate
We can't outrun the past
Destined to find an answer
A strength I never lost
I know there is a way
My future is not set
For the tide has turned
But still I never learned to live
without regret.
دور شده ام ... خيلی ازت فاصله گرفتم
حس ميکنم تمام تنهايی ها رو تو اين اتاق شلوغ
به حال خودم فکر ميکنم
هيچ راه فراری وجود نداره از
ترس
پشيمونی
و تنهايی
تصوراتی از عشق و نفرت
که چسبيده شده پشت چشم های من
نشانه هايی از خنده ی ميرا
انعکاس گريه های خاموش
ای کاش هيچ وقت به اين موضوع پی نمی بردم
هرگز نخواهم دانست پس ...
نگاهی به گذشته
به ياد دارم تنبيه کن دوباره منو
بعضی وقتا به ياد می آودم همه اين دردهارو
وقتی که می ديدم
شگفت زده می شدم از آنچه که اتفاق می افتاد
يا آنچه که بودم
و گهگاهی مايوس ميشوم
که چی شدم
به پايان رسيدم
با آنچه که انجام دادم
شيرينی تلخ سرنوشت
ما نمی توانيم از گذشته(خاطرات) خود بگريزيم
مقدر شده يافتن يک جواب
نيرويی که هيچ وقت از دست نميدم
ميدانم آنجا يک راهی است
آينده ام معلوم نيست
بخاطر گذران ايام تغيير کرده
اما هرگز زندگی را نخواهم آموخت
بدون تاسف
با سلام
حالا قصد دارم به متاليكا بپردازم كه يكي از گروهاي خوب متال است
ر 28 اکتبر 1981 لارس آلريک نوازنده درام به جيمز هتفيلد نوازنده گيتار و خواننده پيشنهادی ميکند که جيمز نميتواند آن را رد کند: " من برای گروهم ، بر روی آلبوم جديد اسليگل جائي برای يگ آهنگ دارم".
حقيقت اين است که لارس تا آن زمان گروهي نداشت ولي آنروز ، هنگامي که جيمز به او پيوست اين گروه ديگر شکل گرفته بود.آن دو اولين آهنگ را با يک دستگاه ارزنقيمت ضبط کردند در حالي که جيمز وظيفه خواندن و نواختن گيتار "ريتم" و "باس" گيتار را به عهده گرفت،لارس نواختن "درام"را به عهده گرفت و به تنظيمات موسيقي کمک کرد و نقش گرداننده را داشت.سرانجام ران مک گاورني برای نواختن باس گيتار به گروه پيوست و ديو ماستين وظيفه نواختن گيتار را اتخاذ کرد ، گروه اسم خودماني متاليکا به معني "يورش متال جوان " را اتخاذ کرد و شروع به اجرای برنامه در منطقه لس آنجلس کرد و در گشايش کنسرت گروههايي چون ساکسون قطعاتي اجرا ميکرد.آنها سرانجام دمويي تمام عيار به نام "نبود زندگي تا چرم"ضبط کردند . اين دمو توسط داخل و خارج توسط لارس و دوستان خريد و فروش کننده نوارهای متالش پخش شد." نبود زندگي تا چرم " توجهي نسبت به جمعيت زير زميني متال برانگيخت و گروه علاقه منداني خصوصا در سانفرانسيسکو و نيويورک يافت . گروه دو برنامه در سانفرانسيسکو اجرا کرد تماشاچيان آنجا را از تماشاچيان "آنجايند که ديده شوند" لس آنجلس، دوستانه تر يافت.آنجا همچنين توجه گروه خوب و آينده دار تروما خصوصا نوازنده باس آنها يعني کليف برتون را جلب کردند . سرانجام متاليکا به شمال ايالت نقل مکان کرد و کليف به گروه پيوست
در نيويورک يک نسخه از " نبود زندگي تا چرم" به صفحه فروشي جان زازولا که به درستي بهشت متال نام داشت راه يافت.زازولا به سرعت متاليکا را استخدام کرد که به شرق بيايند و چند برنامه اجرا کرده و آلبومي ضبط کنند.گروه به نيويورک رفت ، تنها برای اينکه به اطلاع گردانده/توليد کننده خود برسانند که :" نوازنده ليد گيتارمان بايد برود" رادی مارک ويتاکر گيتاريست گروهي را در سانفرانسيسکو پيشنهاد کرد و در اول آوريل 1983 کرک همت به متاليکا پيوست.آلبوم اول متاليکا "همه شان را بکش" در اواخر 1983 انتشار يافت
به دنبال انتشار "همه شان را بکش" گروه به اجرای کنسرت در شهرهای مختلف پرداخت.در سال 1984 آلبوم دوم با نام "بر آذرخش بران" ضبط و منتشر شد.اين آلبوم در حاليکه لحن معترضانه "همه شان را بکش" را حفظ کرده بود ، هم از لحاظ موسيقي و هم از لحاظ مفاهيم شعری از آلبوم اول پخته تر بود.قابل توجه ترين آهنگ از ميان 8 ترانه "بر آذرخش بران " ترانه چهارم بود، يعني "رنگ باختن به سوی سياهي".اين آهنگ که الهام گرفته از دزدی وسايل گروه در اوايل همان سال در بستون بود ،به شکل نسبتا ژرفی به موضوع شکست و ناکامي ميپردازد . ترانه ی ديگر از "سفينه عشق اچ-پي" و فيلم "ده فرمان" الهام گرفته شده اند.گروه قرار داد ديگری با موسسه بزاگ مديريت"کيو-پرايم"و درست بعد آن با کمپاني معروف ضبط الکترا بست
در 1986 آلبوم سوم متاليکا " ارباب عروسکهای خيمه شب بازی"انتشار يافت و گروه به همراه "آزی آزبورن" به اجرای تور پرداخت.متاليکا به بلنداهای تازه ميرسيد.آلبوم جديد به رتبه 29 دست يافت و از حضوری 72 هفته ای در جدول پر فروش های آمريکا لذت برد . هنگامي که بازوی جيمز در ورزش اسکيت بورد شکست ،گروه با افت کوچکی مواجه شد.جان مارشال تا بهبودی جيمز به گروه پيوست . با تور آزی کل گروه به اروپا رفت و تدارک سفری مخاطره انگيز را به خاور دور را ديد . همه اميدوار بودند جيمز بتواند وظيفه خود را در نواختن گيتار به عهده گيرد ملي در اولين برنامه اروپايي مارشال به جای جيمز گيتار نواخت و جيمز در 26 سپتامبر 1986 برای انجام وظايف خود دوباره به گروه پيوست . اين آخرين باری بود که گروه با کليف برنامه اجرا کرد.صبح روز بعد اتوبوس حامل اعضای گروه به طور غير قابل کنترلي سرخورد و واژگون شد! درين حادثه کليف برتون کشته شد .شايد بهتر همان بود که متاليکا در همان جا کناره گيری ميکرد.زيرا کليف از اعضای اصلي گروه بود.او علاوه بر نوازندگي باس ، برای گروه مثل معلم و مربي بود . او فرزانگي موسيقيايي و نگرش "خودت باش" را در اختيار گرئه ميگذاشت.اما همان شناخت صحيح از کليف ، خود عاملي بود که گروه تصميم به ادامه دادن بگيرد.پس متاليکا منهای يک نفر ادامه داد
جيسون نيوستد از ميان 45 درخواست کننده برای عضويت در متاليکا انتخاب شد.علت اين انتخاب تواناييهای او و داشتن عادتهای مشابه با گروه بود.تصميم بر اين گرفته شد که مجددا به حال و هوای تور بازگردند تا هم نوازنده باس وجديد را با امور آشنا کنند هم سرپوشي بر غم از دست دادن کليف بگذارند.گروه به بهانه معرفي جيسون صفحه ای از کليه آهنگهای ضبط شده منتشر کرد.صفحه با نام "باز ديدی دوباره-دوباره از روزهای گاراژ"منتشر شد که به نظر دنباله ی "باز ديدی دوباره از روزهای گاراژ" است که به سال 84 به صورت "طرف دوم" منتشر کرد.
وقتي جيسون جای ثابتي در گروه به دست آورد،برای ضبط آلبوم چهارم خود "… و عدالت براي همه" آماده شد.
"…و عدالت برای همه" که در اوت 1988 منتشر شد ، در رده بندی پرفروشهای آمريکا به رتبه 6 دست يافت و نامزد جايزه "گرمي"برای بهترين گروه "متال/هارد راک" شد.گروه دوباره به اجرای تور به طور گسترده ای در تمام جهان پرداخت.دو ترانه ی آلبوم "عدالت" به طور مستقل در آمريکا منتشر شد و گروه برای ترانه ی " تک مانده" جرات ساخت اولين ترانه ويديويي را به خود داد و سرانجام برای اجرای مستقل"تک مانده" به جايزه گرمي دست يافت
در سال 1991 گروه آلبومي با نام خود ، با عنوان "آلبوم سياه"را منتشر کرد.اين آلبوم که با توليد کنندگي باب راک منتشر شد نسبت به آلبوم های قبلي کاری تازه بود.آهنگهای کوتاهتر و نواها پر تر،عميق تر و با يکنواختي کمتر بودند.
" آلبوم سياه" فورا در تمامي جهان رتبه اول شد و هفته ها در صدر ماند.چندين ترانه از اين آلبوم به طور مستقل يا ترانه ويديويي منتشر شد.اين آلبوم موفقترين آلبوم متاليکا تا به امروز است.گروه جايزه های متعددی از جمله يک " گرمي " برای خود آلبوم و چندين جايزه " ام-تيوی" و "جايزه موسيقي آمريکا" را به خود اختصاص داد.گروه تور گذاشت و تور گذاشت و تور گذاشت،به تنهايي در توری موسوم به "شامگاهي با متاليکا " با گروه" گانزن روزز" و يا در فستيوالهای متعدد به اجرای برنامه پرداخت.متاليکا آلبوم سياه و همچنين ترانه های ديگر را به ميان مردم برد.
ينج سال طول کشيد که آلبوم بعدی متاليکا منتشر شد.آلبومي با نام "لود" که طولاني ترين آلبوم متاليکا تا آن زمان بود.اين آلبوم شامل 14 آهنگ بود و تمامي ظرفيت موجود بر روی" سي دی" را پر کرد . اين آلبوم و نيز آلبوم بعدی "ری لود " که در سال 97 منتشر شد باز با توليد کنندگي هر دو آلبوم با هم نوشته و تقريبا هم زمان ضبط شد و ادامه دهنده راهي بود که با "آلبوم سياه" آغاز شد.از لحاظ موسيقي پر محتوا و کوبنده،ترانه ها رها،قدرتمند و التقاطي بودند منصفانه نيست اگر بگوييم متاليکا تغيير زيادی کرد. چرا که گروه همان گروهي است که "همه شان را بکش" و "...عدالت برای همه" را ضبط کرده ولي دوقلوهای لود،متاليکايي را نشان ميدهد که دوران " فقط نگرش،فقط سرعت" را پشت سر گذاشته و به نگرش "خودت باش" بازگشته است.
با به پايان رسيدن تورهای پي در پي "لود" و "ری-لود" و احتمالا پايان اين مرحله از متاليکا کاملا طبيعي است که گروه تا حدي درون نگر شود.در حالي که آلبوم های لود ازلحاظ شعر بخش قابل توجهي از آنچه را که در درون ماست ، به شکلي عاطفي و ناخداگاهانه منتشر ميکرد اما زمان آن ميرسيد که به درون آنچه که اين گروه را ساخته بود نگريسته شود.
هيچ بازتابي بهتر از تاثيراتش ،متاليکا را متاليکا نميسازد.مانند 1981 که آغاز به کار کردند 1984 با "بازديد دوباره از گاراژ" و "بازديدی دوباره-دوباره از گاراژ " در 1987 ، گروه به گاراژ بازگشت، متاليکا همواره گروه گاراژی بوده و هست.خواه در زير زمين کرک يا رستوران جيسون يا در دخمه لارس و خواه بر روی صحنه و مقابل 50000 تماشاچي،متاليکا هميشه همان ترانه يا رديف را مينوازد که جايي در کنار جاده مينوازد ، که جايي در کنارجاده ، آنها را ياری کرده بود.
گروه تا به حال دو پروژه " گاراژی " به صورت طرف دوم منتشر کرده در حقيقت پروژه های "روزهای گاراژ " چنان قابل جمع آوری و کمياب شده اند که نسخه نه چندان خوب آنها با قينتهای سرسام آور به فروش ميرسد.گروه 11 ترانه جديد زا انتخاب کرده و سومين پروژه "درون گاراژ " خود را باز هم با همراهي باب راک ضبط کرد.آلبوم به درستي "گاراژ الحاقي" نام گرفت چرا که تمام ترانه های گاراژی قبلي را همراه با 11 ترانه ی جديد در خود داشت.
را به همراهي ارکستر “ S & M “ در سال 1999 متاليکا آلبوم زنده
سانفرانسيسکو و به رهبری مايکل کيمن منتشر کرد : آلبوم به سرعت در مکان دوم جدواها جاي گرفت ترانه " ناپديد ميشوم" که برای موسيقي فيلم "ماموريت غير ممکن 2 " نوشته شده بود يکي از ترانه های اين آلبوم است.
در سال 2000 گروه سايت " نپستر " (يک سرويس فايل اشتراکي اينترنتي را که به اعضا اجازه ميداد از کامپيترهای يکديگر موسيقي داونلود کنند) ، به علت نقض قانون حق تاليف به دادگاه کشاند.اما چندی بعد شکايت خود را پس گرفت – شايد بيشتر به خاطر تاثير بدی که بر جای گذاشته بود.
در ژانوژيه سال 2001 جيسون نيوستد اعلام کرد که از گروه کناره گيری کرده در آوريل همان سال ، هتفيلد ESPN است. درست بعد از شرکت در جوائز
آلريک و همت به استوديو رفتند تا کار بر آلبوم بعدی را آغاز کنند و هتفيلد مسيوليت گيتار باس را به عهده گرفته . اما در اول آگوست ، تمامي برنامه های ضبط و ديگر برنامه های گروه قطع شد و جيمز هتفيلد برای ترک اعتياد خود به الکل ، به مرکز ترک اعتياد مراجعه کرد .
اکنون جيمز هتفيلد بهبود يافته و گروه پس از 3 سال آلبوم جديد خود را با به کار گيری عضو جديد خود "رابرت تراجيلو" به بازار عرضه کرده.اسم آلبوم St.Anger ميباشد از از زيبايي قابل توجهي برخوردار است . اين آلبوم از 11 ترانه تشکيل شده و اکنون در صدر جدول پرفروشترين آلبوم های آمريکا قرار دارد
اما بيوگرافي اعضاي گروه
قد : 1.85 ، وزن :81 کيلو ، موهای بلوند و چشمان آبي
وظيفه : خواندن و نواختن گيتار
وظعيت تاهل : متاهل در 17 آگوست 97 ، سه فرزند
متولد : سوم آگوست 1963
نوشيدني مورد علاقه
Coors Light, Pacifico, Bombay Gin Martinis:
غذای مورد علاقه : غذاهای مکزيکي ، آبجو
تيم ورزشي مورد علاقه : لوس آنجلس رايدرز
قبل از متاليکا : در گروههای زير کار ميکرد
Obsession, Phantom Lord, Leather Charm
قبل از موسيقي : اشتغال در چاپخانه ، دربان مدرسه و راننده
تفريحات : شنا ، شکار ، مطالعه رمان
گروههای مورد علاقه
Black Sabbath, Motorhead, Ted Nugent
قهرمانهای مورد علاقه
Older brother David, Clint Eastwood
اولين کنسرت : کنسرت < ارو اسميت > در کاليفرنيا 1978
توصيف از خود : قدرتمند ، مورد اعتماد ، سمج
تجهيزات
Guitars
Black Explorer (Wolf)
Black Explorer (Snake)
Black Explorer (Deer Skull)
Black Explorer (Dot)
Black Explorer (Eagle)
E.S.P. Black Explorer/Double-Neck (Ducks)
Amps
Mesa Boogie Strategy 400 Power Amps
Mesa Boogie Triaxis Preamp (Stock)
Mesa Boogie Triaxis Preamp (Modified)
Mesa Boogie Custom Graphic E.Q. Unit
Mesa Boogie Amp Switcher
Mesa Boogie 4x12 Speaker Cabinets
Other Shit
Bradshaw RSB-12
Switching System and Pedal Board
Bradshaw Patch Bay Custom
Boss SE-50 Stereo FX Processor
Juice Goose Rack Power 300
Aphex Parametric E.Q.
Morley Rack Mount Unit Custom
Sony 820 Wireless Receivers and Transmitters
Nady 950 UHF Receivers and Transmitters
Ernie Ball Strings
Gibson Strings
Dunlop Guitar Picks
EMG Pickups
Pro Co Sound Cables
Ascot Road Cases
Ultra Case Guitar Stand
Peterson 520 Strobe Tuner
Earth III Guitar Straps
Silver Bullet (Extra Cold
لارس اريك
قد : 1،70 ، وزن : 59 کيلو ، موهای قهوه ای روشن و چشمان آبي
وظيفه : نواختن درام
متولد : 26 دسامبر 1963 ، دانمارک وهمراه پدر و مادرش به نيوپرت بيچ ، نزديک لوس آنجلس آمد
وظعيت تاهل : متاهل در جوئن 97
نوشيدني مورد علاقه
Coors Light, Bombay Sapphire Martinis
غذای مورد علاقه : ساندويچ هوراه سس مايونز ، غذای فرانسوي و پنير
تيمهای ورزشي مورد علاقه
San Jose Sharks, San Francisco 49ers, Tampa Bay Buccaneers
قبل متاليکا : هيچ و خود هسته اوليه متاليکا بود
قبل از موسيقي : سرپرست مرکز گازی
تفريحات : غواصي ، اسکي ، تماشای فيلم و مد ، هنر و موسيقي
گروههای مورد علاقه
DiamondHead, Motorhead, Deep Purple
قهرمانان مورد علاقه
Guillermo Vilas (Argentinian tennis player), Ritchie Blackmore, Ace Frehley
اولين کنسرت
در کپنهاگ ،1973 Deep Purple
توصيف از خود : پيشگو ، سمج ، بي اختيار ، احمق و جيغ جيغو !! و پر حرف
تجهيزات
Zildjian Cymbals
14" Z Dyno Beat HH
17" A Medium Crash
18" A Medium Crash
14" Z Dyno Beat HH
17" A Medium Crash
20" A Custom Swish
18" Oriental China Crash
19" A Medium Crash
18" Medium Crash
20" Z Custom China Boy
Arsstar II Drums
16 x 24 Bass
16 x 24 Bass
11 x 12 Tom Tom
12 x 13 Tom Tom
6.5 x 4 Bell-Brass Snare
16 x 18 Floor Tom
16 x 18 Floor Tom
Hardware (Qty)
Tama Titan Cymbal Boom Stands HC104TB (8)
Tama HP45 Pro Beat Pedals (2)
Tama Titan HS90 Snare Stand (1)
Tama Titan HT90 Throne (1)
Tama Lever-Glide HH95NL Hi-Hat (1)
Tama X-Hat HH95XH (1)
Remo Drumheads
Tom Tom Batterheads D Pinstripes
Tom Tom Bottomheads D Ebony
Bass Batterheads D Pinstripes
Snare Batterheads D Coded Reverse Dot
Snare Bottomheads D Embassador Snarehead
كرك همت
\
قد : 1،70 ، وزن : 61 کيلو موهای قهوه ای و چشمان قهوه ای
وظيفه : گيتار
متولد : 18 نوامبر 1962 ، سانفرانسيسکو ، کاليفرنيا
وضعيت تاهل : متاهل در سوم جوئن 98 در هاوائئ
نوشيدني مورد علاقه
Martinis, Guinness Stout
غذای مورد علاقه : سوشي و مارتينز
( تيم ورزشي : هيچ ! من از ورزش متنفرم( يا هر تيمي که لارس و جيمز دوست ندارن
قبل از متاليکا : نواختن در گروه Exodus
تفريحات و علاقه منديها : موتورسواری کوهستاني ، خالکوبي ، سيگار ، فلسفه ! ،هنر
گروههای مورد علاقه
Ji Hendrix, UFO, Black Sabbath, Deep Purple
Led Zeppelin, Kiss, Joe Satriani
قهرمانهای مورد علاقه
Boris Karloff, Bela Lugosi, Jimi Hendrix
اولين کنسرت : کنسرت گروه ايگلز
آيا خالکوبي داره؟ بله ، يه خالکوبي که در کريسمس 95 به اون هديه شده و نوشته شده
"Made in SF 11-18-62."
که دور ناف اونه و در اطرافش ، شعله های آتش
توصيف خود : زشت ، بدبو ، خوشحال ، ترقي خواه و کنجکاو
تجهيزات
Guitars
E.S.P. M-2 Skull #1
E.S.P M-2 Skull #2
E.S.P M-2 Ouija
E.S.P M-2 F--k You
Fly-V Devil
Les Paul, Jr. Spider
Gibson Les Paul, black
Fender Stratocaster-S.R.V., black
Fender Stratocaster, natural finish
Jackson Fly-V, black
Ibanez Stratocaster, black
Amps
Mesa Boogie Strategy 400 power amps
Mesa Boogie MK IV Amp
Mesa Boogie 4 x 12 speaker cabinets
Mesa Boogie Triaxis preamp
Nady 1200 Wireless receivers and transmitters
ADA MP-1 preamp
ADA MQ-1 E.Q.
Marshall practice amps
Other Shit
Alesis Data Disk
Juice Goose power strip
Eventide H3000 SE
Boss SE-50
Rocktron Juice Extractor
Custom Audio Electronics preamp
Multiple Foot Pedals Custom Rackmount
EMB Audio Remote Wah units
EMB/Ernie Ball Wah Pedals-custom
Aphex Parametric E.Q.
Rocktron Patchmate
Bradshaw Switching System
Bradshaw Patch Bay Custom
Marshall 4 x 12 speaker cabinets
Ascot Road cases
Dunlop pedals
Dunlop picks
Pro-Co sound cables
EMG Pickups
Peterson 520 strobe tuner
Floyd Rose Tremelo Systems
Dean Markley strings
Whirlwind channel boxes
Ultra guitar stands
Rocktron RSB-18F pedal boards
Ibanez Tube Screamer
R & R road cases
DiMarzio guitar straps
رابرت تراجيلو
قد : 1،75 ، وزن »82 کيلو ، موهای مشکي و چشمان قهوهای
وظيفه : گيتار باس
متولد : 23 اکتبر 1964، سانتامونيکا - کاليفرنيا
وظعيت تاهل : مجرد
قبل از متاليکا : Oblivion
در گيتار باس همانند افراد زير است
Jaco Pastorious, Geezer Butler, Larry Graham and...
فيلم های مورد علاقه : Silence of the Lambs, Pulp Fiction
تفریحات : کنار دريا ، اسنو بورد ، بيرون رفتن برای ناهار همراه مامانم
سن شروع به نواختن باس : 14 سالگي
رنگ مورد علاقه : آبي
اتوموبيل راب : سوبارو مشکي برای نواحي دور و کوهستان
کداميک از اعضا متاليکا وی را ميشناخت ؟ کرک همت
جِيمز هتفيلد : اجرا کردن همراه راب ... خندم ميگيره ، اون بسيار در کارش جدی و انگار ميخواد بکوبه توی کلت
کرک همت : راب تنها نوازنده بزرگ باس نيست ولي کارش بسيار عاليه . و من فکر ميکنم اين برای همه ما مهم باشه که کسي رو پيدا کنيم که واقعا عضوی از خانواده ما باشه ... و اين بسيار هيجان آوره
لارس آلريک: من بايد بگم وقتي که ما با راب برنامه اجرا ميکنيم و کار خودمونو تماشا ميکنيم احساس ميکنيم که هيچ وقت متاليکا به اين خوبي نبوده
تجهيزات
Tobias/Mtd
Music Man
Fernandez
Ampeg SVT III
Hi Watt
Dean Markley Strings
كليف برتون
قد : 1.85 ، وزن : 70 کيلو گرم ، چشمان قهوهاي و موي قهوه اي متمايل به قرمز ، انگشتاني به كشيدگي ساختمانهاي تجارت جهاني و باس هاي چهار سيمش كه حكم اعضايي از بدن او را داشت
كليفرد لي برتون فرزند ري و جين برتون در 10 فوريه سال 1962 در سنفرانسيسكو به دنيا آمد
در كودكي علاقه خود رابه موسيقي آشكار نمود و به سن شش سالگي با ساز ويولن سل وپيانواولين سازهايش پا به اين عرصه گذاشت . كليف پس از پايان تحصيلات در رشته تئوري موسيقي براي نخستين بار در سال 1980به گروه "اي دي 2 ميليونز" پيوست و چون از سال 78 با باس گيتار "بيس" آشنايي پيدا كرده بود نوازندگي اين ساز را به عهده گرفت
وي تا سال درگروهای 1982 Agents of Misfortune, EZ Streetو Trauma حضور یافت سال 1982 براي كليف برتون سال خوبي بود چون با تكنوازيهاي باس منحصر به فردش توانست به عنوان بهترين باس گيتاريست هوي متال جهان شناخته شود(البته اين مقام تا امروز براي او محفوظ مانده است) . در همين سال توجه گروه جلف و تقريبا ناشناخته متاليكا به كليف جلب شد و چون ران مك گاوني (باس گيتاريست آنها)از متاليكا جدا شده بود اين فرصت خوبي براي استخدام اعجوبه جوان موسيقي متال براي آنها بنظر ميرسيد
پس از تماسهاي فراوان وپاسخهاي منفي بالاخره كليف برتون در 3 مارس 1983 به متاليكا پيوست و اولين كنسرت را با اين گروه اجرا نمود.با گذشت چند ماه ديگر نه متاليكا گروه جلف و ناشناخته اي بود و نه كليف برتون نوازنده جوان؛ بلكه كليف حكم راهنما و معلم اعضاي اين گروه را پيدا كرده بود.
متاليكا با استخدام كرك همت به جاي ديو ماستين (ليد گيتاريست)به در گيري هاي دروني خود پايان داد و اولين آلبوم خود "همه شان را بكش" را منتشر كرد.در اين آلبوم تكنوازي كليف با نام دندان كشيدن(آناستازيا)قابل توجه است
گروه شروع به كنسرت دادن در سراسر دنيا نمود وتور هاي مختلفي به ويژه تور با آزي آزبورن را به راه انداخت.
آلبومهاي "بر آذرخش بران" و "ارباب عروسك هاي خيمه شب بازي"يعني دو آلبوم بعدي متاليكا آنها را به اوج رساند.اكثر مخاطبان فكر مي كنند آلبوم سياه چون پر فروش ترين آلبوم بود بهترين اثر اين گروه هم هست اما همگي بزرگان موسيقي هاردرراك/متال اين آلبوم را از لحاظ ارزش در رتبه سوم (ميان آثار همين گروه و بعد از آذرخش و ارباب عروسكهاي ...) قرار دادند
گروه براي ضبط آلبوم ارباب عروسكهاي خيمه شب بازي و اجراي كنسرت به سوئد سفر كرد اما كنسرت سوئد آخرين برنامه اين گروه با همراهي كليف برتون بود چون در 26 سپتامبر 1986 اتوبوس گروه در مسير بين استكهلم - كپنهاگن دانمارك واژگون شد و فرداي آن روز كليف جان خود را از دست داد
پليس راه سوئد علت اين حادثه را يخ زدگي جاده اعلام كرد ولي همه ميدانستند در فصل تابستان حتي در هيماليا جاده اي يخ نمي بندد
در هر صورت كليف برتون 24 ساله از دنيا رفت اما اكنون پس از سالها هنوز خاطره او زنده است، بطوري كه دراكثرسايتهاي مربوط به موسيقي حداقل نام وعكس او بعنوان بزرگترين بيسيست تاريخ وجود دارد. اي كاش جناب جيمز هتفيلد و لارس الريخ بعد از كليف كسي را استخدام ميكردند كه شايستگي جانشيني او را داشته باشد اما افسوس با پيوستن جيسون نيوستد همه زحمات سه سال ونيم كليف بي اجر و متاليكا به همان گروه بي هويت پيش از او تبديل شد
در سال 2003 با ورود رابرت تروژيلو به جاي جيسون گروه متاليكا در سايت اختصاصيش چنين نوشت: سال 2001 سال پشيماني براي ما بود پشيماني بعد14 سال بخاطر درج آگهي در روزنامه ها جهت استخدام باس گيتاريست. و2003 براي ما سالي است كه بفهميم 16سال پيش فقط كليف را از دست نداديم بلكه همه چيز را از دست داديم
بر گرفته از مصاحبه با ري وجين پدر ومادر كليف درسپتامبر1987
دوستان زيادي داشت اما در بچه گي به جاي بازي با آنها بيشتركتاب مي خواند. با پدر و مادرش با احترام برخورد ميكرد (كاري كه بيشتر ما تا به حال انجام نداده ايم) وهيچ وقت دروغ نميگفت واين كار قبيح ترين عمل براي او محسوب ميشد
كم حرف بود ولي وقتي چيزي ميگفت حرفش كاملا عاقلا نه و از روي فكر بنظر ميرسيد
زدن باس گيتار را با پيك يكي از گناهان بزرگ ميدانست و علاقه شديدي به باس چهار سيم داشت
اينهم ليست جواپز دريافتي گروه از فستيوالهاي مهم
GRAMMY's
1989 - 32nd Annual Grammy Awards
Best Metal Performance: One
1990 - 33rd Annual Grammy Awards
Best Metal Performance: Stone Cold Crazy
1991 - 34th Annual Grammy Awards
Best Metal Performance (Vocal Album): The Black Album
1999 - 41st Annual Grammy Awards
Best Metal Performance: Better Than You
2000 42nd Annual Grammy Awards
Best Hard Rock Performance: Whiskey In The Jar
2001 - 43rd Annual Grammy Awards
Best Rock Instrumental Performance: The Call Of The Ktulu (S&M)
MTV MUSIC VIDEO AWARDS
1992 - Best Metal Video: Enter Sandman
1996 - Best Metal Video: Until It Sleeps
VH1 MY MUSIC AWARDS
2000 - Best Stage Performance Award
AMERICAN MUSIC AWARDS
1996 - Favorite Metal - Hard Rock Song: Until It Sleeps (1996)
1997 - Favorite Artist: Heavy Metal - Hard Rock: Metallica - Re-Load
BILLBOARD MUSIC AWARDS
حالا قصد دارم به متاليكا بپردازم كه يكي از گروهاي خوب متال است
ر 28 اکتبر 1981 لارس آلريک نوازنده درام به جيمز هتفيلد نوازنده گيتار و خواننده پيشنهادی ميکند که جيمز نميتواند آن را رد کند: " من برای گروهم ، بر روی آلبوم جديد اسليگل جائي برای يگ آهنگ دارم".
حقيقت اين است که لارس تا آن زمان گروهي نداشت ولي آنروز ، هنگامي که جيمز به او پيوست اين گروه ديگر شکل گرفته بود.آن دو اولين آهنگ را با يک دستگاه ارزنقيمت ضبط کردند در حالي که جيمز وظيفه خواندن و نواختن گيتار "ريتم" و "باس" گيتار را به عهده گرفت،لارس نواختن "درام"را به عهده گرفت و به تنظيمات موسيقي کمک کرد و نقش گرداننده را داشت.سرانجام ران مک گاورني برای نواختن باس گيتار به گروه پيوست و ديو ماستين وظيفه نواختن گيتار را اتخاذ کرد ، گروه اسم خودماني متاليکا به معني "يورش متال جوان " را اتخاذ کرد و شروع به اجرای برنامه در منطقه لس آنجلس کرد و در گشايش کنسرت گروههايي چون ساکسون قطعاتي اجرا ميکرد.آنها سرانجام دمويي تمام عيار به نام "نبود زندگي تا چرم"ضبط کردند . اين دمو توسط داخل و خارج توسط لارس و دوستان خريد و فروش کننده نوارهای متالش پخش شد." نبود زندگي تا چرم " توجهي نسبت به جمعيت زير زميني متال برانگيخت و گروه علاقه منداني خصوصا در سانفرانسيسکو و نيويورک يافت . گروه دو برنامه در سانفرانسيسکو اجرا کرد تماشاچيان آنجا را از تماشاچيان "آنجايند که ديده شوند" لس آنجلس، دوستانه تر يافت.آنجا همچنين توجه گروه خوب و آينده دار تروما خصوصا نوازنده باس آنها يعني کليف برتون را جلب کردند . سرانجام متاليکا به شمال ايالت نقل مکان کرد و کليف به گروه پيوست
در نيويورک يک نسخه از " نبود زندگي تا چرم" به صفحه فروشي جان زازولا که به درستي بهشت متال نام داشت راه يافت.زازولا به سرعت متاليکا را استخدام کرد که به شرق بيايند و چند برنامه اجرا کرده و آلبومي ضبط کنند.گروه به نيويورک رفت ، تنها برای اينکه به اطلاع گردانده/توليد کننده خود برسانند که :" نوازنده ليد گيتارمان بايد برود" رادی مارک ويتاکر گيتاريست گروهي را در سانفرانسيسکو پيشنهاد کرد و در اول آوريل 1983 کرک همت به متاليکا پيوست.آلبوم اول متاليکا "همه شان را بکش" در اواخر 1983 انتشار يافت
به دنبال انتشار "همه شان را بکش" گروه به اجرای کنسرت در شهرهای مختلف پرداخت.در سال 1984 آلبوم دوم با نام "بر آذرخش بران" ضبط و منتشر شد.اين آلبوم در حاليکه لحن معترضانه "همه شان را بکش" را حفظ کرده بود ، هم از لحاظ موسيقي و هم از لحاظ مفاهيم شعری از آلبوم اول پخته تر بود.قابل توجه ترين آهنگ از ميان 8 ترانه "بر آذرخش بران " ترانه چهارم بود، يعني "رنگ باختن به سوی سياهي".اين آهنگ که الهام گرفته از دزدی وسايل گروه در اوايل همان سال در بستون بود ،به شکل نسبتا ژرفی به موضوع شکست و ناکامي ميپردازد . ترانه ی ديگر از "سفينه عشق اچ-پي" و فيلم "ده فرمان" الهام گرفته شده اند.گروه قرار داد ديگری با موسسه بزاگ مديريت"کيو-پرايم"و درست بعد آن با کمپاني معروف ضبط الکترا بست
در 1986 آلبوم سوم متاليکا " ارباب عروسکهای خيمه شب بازی"انتشار يافت و گروه به همراه "آزی آزبورن" به اجرای تور پرداخت.متاليکا به بلنداهای تازه ميرسيد.آلبوم جديد به رتبه 29 دست يافت و از حضوری 72 هفته ای در جدول پر فروش های آمريکا لذت برد . هنگامي که بازوی جيمز در ورزش اسکيت بورد شکست ،گروه با افت کوچکی مواجه شد.جان مارشال تا بهبودی جيمز به گروه پيوست . با تور آزی کل گروه به اروپا رفت و تدارک سفری مخاطره انگيز را به خاور دور را ديد . همه اميدوار بودند جيمز بتواند وظيفه خود را در نواختن گيتار به عهده گيرد ملي در اولين برنامه اروپايي مارشال به جای جيمز گيتار نواخت و جيمز در 26 سپتامبر 1986 برای انجام وظايف خود دوباره به گروه پيوست . اين آخرين باری بود که گروه با کليف برنامه اجرا کرد.صبح روز بعد اتوبوس حامل اعضای گروه به طور غير قابل کنترلي سرخورد و واژگون شد! درين حادثه کليف برتون کشته شد .شايد بهتر همان بود که متاليکا در همان جا کناره گيری ميکرد.زيرا کليف از اعضای اصلي گروه بود.او علاوه بر نوازندگي باس ، برای گروه مثل معلم و مربي بود . او فرزانگي موسيقيايي و نگرش "خودت باش" را در اختيار گرئه ميگذاشت.اما همان شناخت صحيح از کليف ، خود عاملي بود که گروه تصميم به ادامه دادن بگيرد.پس متاليکا منهای يک نفر ادامه داد
جيسون نيوستد از ميان 45 درخواست کننده برای عضويت در متاليکا انتخاب شد.علت اين انتخاب تواناييهای او و داشتن عادتهای مشابه با گروه بود.تصميم بر اين گرفته شد که مجددا به حال و هوای تور بازگردند تا هم نوازنده باس وجديد را با امور آشنا کنند هم سرپوشي بر غم از دست دادن کليف بگذارند.گروه به بهانه معرفي جيسون صفحه ای از کليه آهنگهای ضبط شده منتشر کرد.صفحه با نام "باز ديدی دوباره-دوباره از روزهای گاراژ"منتشر شد که به نظر دنباله ی "باز ديدی دوباره از روزهای گاراژ" است که به سال 84 به صورت "طرف دوم" منتشر کرد.
وقتي جيسون جای ثابتي در گروه به دست آورد،برای ضبط آلبوم چهارم خود "… و عدالت براي همه" آماده شد.
"…و عدالت برای همه" که در اوت 1988 منتشر شد ، در رده بندی پرفروشهای آمريکا به رتبه 6 دست يافت و نامزد جايزه "گرمي"برای بهترين گروه "متال/هارد راک" شد.گروه دوباره به اجرای تور به طور گسترده ای در تمام جهان پرداخت.دو ترانه ی آلبوم "عدالت" به طور مستقل در آمريکا منتشر شد و گروه برای ترانه ی " تک مانده" جرات ساخت اولين ترانه ويديويي را به خود داد و سرانجام برای اجرای مستقل"تک مانده" به جايزه گرمي دست يافت
در سال 1991 گروه آلبومي با نام خود ، با عنوان "آلبوم سياه"را منتشر کرد.اين آلبوم که با توليد کنندگي باب راک منتشر شد نسبت به آلبوم های قبلي کاری تازه بود.آهنگهای کوتاهتر و نواها پر تر،عميق تر و با يکنواختي کمتر بودند.
" آلبوم سياه" فورا در تمامي جهان رتبه اول شد و هفته ها در صدر ماند.چندين ترانه از اين آلبوم به طور مستقل يا ترانه ويديويي منتشر شد.اين آلبوم موفقترين آلبوم متاليکا تا به امروز است.گروه جايزه های متعددی از جمله يک " گرمي " برای خود آلبوم و چندين جايزه " ام-تيوی" و "جايزه موسيقي آمريکا" را به خود اختصاص داد.گروه تور گذاشت و تور گذاشت و تور گذاشت،به تنهايي در توری موسوم به "شامگاهي با متاليکا " با گروه" گانزن روزز" و يا در فستيوالهای متعدد به اجرای برنامه پرداخت.متاليکا آلبوم سياه و همچنين ترانه های ديگر را به ميان مردم برد.
ينج سال طول کشيد که آلبوم بعدی متاليکا منتشر شد.آلبومي با نام "لود" که طولاني ترين آلبوم متاليکا تا آن زمان بود.اين آلبوم شامل 14 آهنگ بود و تمامي ظرفيت موجود بر روی" سي دی" را پر کرد . اين آلبوم و نيز آلبوم بعدی "ری لود " که در سال 97 منتشر شد باز با توليد کنندگي هر دو آلبوم با هم نوشته و تقريبا هم زمان ضبط شد و ادامه دهنده راهي بود که با "آلبوم سياه" آغاز شد.از لحاظ موسيقي پر محتوا و کوبنده،ترانه ها رها،قدرتمند و التقاطي بودند منصفانه نيست اگر بگوييم متاليکا تغيير زيادی کرد. چرا که گروه همان گروهي است که "همه شان را بکش" و "...عدالت برای همه" را ضبط کرده ولي دوقلوهای لود،متاليکايي را نشان ميدهد که دوران " فقط نگرش،فقط سرعت" را پشت سر گذاشته و به نگرش "خودت باش" بازگشته است.
با به پايان رسيدن تورهای پي در پي "لود" و "ری-لود" و احتمالا پايان اين مرحله از متاليکا کاملا طبيعي است که گروه تا حدي درون نگر شود.در حالي که آلبوم های لود ازلحاظ شعر بخش قابل توجهي از آنچه را که در درون ماست ، به شکلي عاطفي و ناخداگاهانه منتشر ميکرد اما زمان آن ميرسيد که به درون آنچه که اين گروه را ساخته بود نگريسته شود.
هيچ بازتابي بهتر از تاثيراتش ،متاليکا را متاليکا نميسازد.مانند 1981 که آغاز به کار کردند 1984 با "بازديد دوباره از گاراژ" و "بازديدی دوباره-دوباره از گاراژ " در 1987 ، گروه به گاراژ بازگشت، متاليکا همواره گروه گاراژی بوده و هست.خواه در زير زمين کرک يا رستوران جيسون يا در دخمه لارس و خواه بر روی صحنه و مقابل 50000 تماشاچي،متاليکا هميشه همان ترانه يا رديف را مينوازد که جايي در کنار جاده مينوازد ، که جايي در کنارجاده ، آنها را ياری کرده بود.
گروه تا به حال دو پروژه " گاراژی " به صورت طرف دوم منتشر کرده در حقيقت پروژه های "روزهای گاراژ " چنان قابل جمع آوری و کمياب شده اند که نسخه نه چندان خوب آنها با قينتهای سرسام آور به فروش ميرسد.گروه 11 ترانه جديد زا انتخاب کرده و سومين پروژه "درون گاراژ " خود را باز هم با همراهي باب راک ضبط کرد.آلبوم به درستي "گاراژ الحاقي" نام گرفت چرا که تمام ترانه های گاراژی قبلي را همراه با 11 ترانه ی جديد در خود داشت.
را به همراهي ارکستر “ S & M “ در سال 1999 متاليکا آلبوم زنده
سانفرانسيسکو و به رهبری مايکل کيمن منتشر کرد : آلبوم به سرعت در مکان دوم جدواها جاي گرفت ترانه " ناپديد ميشوم" که برای موسيقي فيلم "ماموريت غير ممکن 2 " نوشته شده بود يکي از ترانه های اين آلبوم است.
در سال 2000 گروه سايت " نپستر " (يک سرويس فايل اشتراکي اينترنتي را که به اعضا اجازه ميداد از کامپيترهای يکديگر موسيقي داونلود کنند) ، به علت نقض قانون حق تاليف به دادگاه کشاند.اما چندی بعد شکايت خود را پس گرفت – شايد بيشتر به خاطر تاثير بدی که بر جای گذاشته بود.
در ژانوژيه سال 2001 جيسون نيوستد اعلام کرد که از گروه کناره گيری کرده در آوريل همان سال ، هتفيلد ESPN است. درست بعد از شرکت در جوائز
آلريک و همت به استوديو رفتند تا کار بر آلبوم بعدی را آغاز کنند و هتفيلد مسيوليت گيتار باس را به عهده گرفته . اما در اول آگوست ، تمامي برنامه های ضبط و ديگر برنامه های گروه قطع شد و جيمز هتفيلد برای ترک اعتياد خود به الکل ، به مرکز ترک اعتياد مراجعه کرد .
اکنون جيمز هتفيلد بهبود يافته و گروه پس از 3 سال آلبوم جديد خود را با به کار گيری عضو جديد خود "رابرت تراجيلو" به بازار عرضه کرده.اسم آلبوم St.Anger ميباشد از از زيبايي قابل توجهي برخوردار است . اين آلبوم از 11 ترانه تشکيل شده و اکنون در صدر جدول پرفروشترين آلبوم های آمريکا قرار دارد
اما بيوگرافي اعضاي گروه
قد : 1.85 ، وزن :81 کيلو ، موهای بلوند و چشمان آبي
وظيفه : خواندن و نواختن گيتار
وظعيت تاهل : متاهل در 17 آگوست 97 ، سه فرزند
متولد : سوم آگوست 1963
نوشيدني مورد علاقه
Coors Light, Pacifico, Bombay Gin Martinis:
غذای مورد علاقه : غذاهای مکزيکي ، آبجو
تيم ورزشي مورد علاقه : لوس آنجلس رايدرز
قبل از متاليکا : در گروههای زير کار ميکرد
Obsession, Phantom Lord, Leather Charm
قبل از موسيقي : اشتغال در چاپخانه ، دربان مدرسه و راننده
تفريحات : شنا ، شکار ، مطالعه رمان
گروههای مورد علاقه
Black Sabbath, Motorhead, Ted Nugent
قهرمانهای مورد علاقه
Older brother David, Clint Eastwood
اولين کنسرت : کنسرت < ارو اسميت > در کاليفرنيا 1978
توصيف از خود : قدرتمند ، مورد اعتماد ، سمج
تجهيزات
Guitars
Black Explorer (Wolf)
Black Explorer (Snake)
Black Explorer (Deer Skull)
Black Explorer (Dot)
Black Explorer (Eagle)
E.S.P. Black Explorer/Double-Neck (Ducks)
Amps
Mesa Boogie Strategy 400 Power Amps
Mesa Boogie Triaxis Preamp (Stock)
Mesa Boogie Triaxis Preamp (Modified)
Mesa Boogie Custom Graphic E.Q. Unit
Mesa Boogie Amp Switcher
Mesa Boogie 4x12 Speaker Cabinets
Other Shit
Bradshaw RSB-12
Switching System and Pedal Board
Bradshaw Patch Bay Custom
Boss SE-50 Stereo FX Processor
Juice Goose Rack Power 300
Aphex Parametric E.Q.
Morley Rack Mount Unit Custom
Sony 820 Wireless Receivers and Transmitters
Nady 950 UHF Receivers and Transmitters
Ernie Ball Strings
Gibson Strings
Dunlop Guitar Picks
EMG Pickups
Pro Co Sound Cables
Ascot Road Cases
Ultra Case Guitar Stand
Peterson 520 Strobe Tuner
Earth III Guitar Straps
Silver Bullet (Extra Cold
لارس اريك
قد : 1،70 ، وزن : 59 کيلو ، موهای قهوه ای روشن و چشمان آبي
وظيفه : نواختن درام
متولد : 26 دسامبر 1963 ، دانمارک وهمراه پدر و مادرش به نيوپرت بيچ ، نزديک لوس آنجلس آمد
وظعيت تاهل : متاهل در جوئن 97
نوشيدني مورد علاقه
Coors Light, Bombay Sapphire Martinis
غذای مورد علاقه : ساندويچ هوراه سس مايونز ، غذای فرانسوي و پنير
تيمهای ورزشي مورد علاقه
San Jose Sharks, San Francisco 49ers, Tampa Bay Buccaneers
قبل متاليکا : هيچ و خود هسته اوليه متاليکا بود
قبل از موسيقي : سرپرست مرکز گازی
تفريحات : غواصي ، اسکي ، تماشای فيلم و مد ، هنر و موسيقي
گروههای مورد علاقه
DiamondHead, Motorhead, Deep Purple
قهرمانان مورد علاقه
Guillermo Vilas (Argentinian tennis player), Ritchie Blackmore, Ace Frehley
اولين کنسرت
در کپنهاگ ،1973 Deep Purple
توصيف از خود : پيشگو ، سمج ، بي اختيار ، احمق و جيغ جيغو !! و پر حرف
تجهيزات
Zildjian Cymbals
14" Z Dyno Beat HH
17" A Medium Crash
18" A Medium Crash
14" Z Dyno Beat HH
17" A Medium Crash
20" A Custom Swish
18" Oriental China Crash
19" A Medium Crash
18" Medium Crash
20" Z Custom China Boy
Arsstar II Drums
16 x 24 Bass
16 x 24 Bass
11 x 12 Tom Tom
12 x 13 Tom Tom
6.5 x 4 Bell-Brass Snare
16 x 18 Floor Tom
16 x 18 Floor Tom
Hardware (Qty)
Tama Titan Cymbal Boom Stands HC104TB (8)
Tama HP45 Pro Beat Pedals (2)
Tama Titan HS90 Snare Stand (1)
Tama Titan HT90 Throne (1)
Tama Lever-Glide HH95NL Hi-Hat (1)
Tama X-Hat HH95XH (1)
Remo Drumheads
Tom Tom Batterheads D Pinstripes
Tom Tom Bottomheads D Ebony
Bass Batterheads D Pinstripes
Snare Batterheads D Coded Reverse Dot
Snare Bottomheads D Embassador Snarehead
كرك همت
\
قد : 1،70 ، وزن : 61 کيلو موهای قهوه ای و چشمان قهوه ای
وظيفه : گيتار
متولد : 18 نوامبر 1962 ، سانفرانسيسکو ، کاليفرنيا
وضعيت تاهل : متاهل در سوم جوئن 98 در هاوائئ
نوشيدني مورد علاقه
Martinis, Guinness Stout
غذای مورد علاقه : سوشي و مارتينز
( تيم ورزشي : هيچ ! من از ورزش متنفرم( يا هر تيمي که لارس و جيمز دوست ندارن
قبل از متاليکا : نواختن در گروه Exodus
تفريحات و علاقه منديها : موتورسواری کوهستاني ، خالکوبي ، سيگار ، فلسفه ! ،هنر
گروههای مورد علاقه
Ji Hendrix, UFO, Black Sabbath, Deep Purple
Led Zeppelin, Kiss, Joe Satriani
قهرمانهای مورد علاقه
Boris Karloff, Bela Lugosi, Jimi Hendrix
اولين کنسرت : کنسرت گروه ايگلز
آيا خالکوبي داره؟ بله ، يه خالکوبي که در کريسمس 95 به اون هديه شده و نوشته شده
"Made in SF 11-18-62."
که دور ناف اونه و در اطرافش ، شعله های آتش
توصيف خود : زشت ، بدبو ، خوشحال ، ترقي خواه و کنجکاو
تجهيزات
Guitars
E.S.P. M-2 Skull #1
E.S.P M-2 Skull #2
E.S.P M-2 Ouija
E.S.P M-2 F--k You
Fly-V Devil
Les Paul, Jr. Spider
Gibson Les Paul, black
Fender Stratocaster-S.R.V., black
Fender Stratocaster, natural finish
Jackson Fly-V, black
Ibanez Stratocaster, black
Amps
Mesa Boogie Strategy 400 power amps
Mesa Boogie MK IV Amp
Mesa Boogie 4 x 12 speaker cabinets
Mesa Boogie Triaxis preamp
Nady 1200 Wireless receivers and transmitters
ADA MP-1 preamp
ADA MQ-1 E.Q.
Marshall practice amps
Other Shit
Alesis Data Disk
Juice Goose power strip
Eventide H3000 SE
Boss SE-50
Rocktron Juice Extractor
Custom Audio Electronics preamp
Multiple Foot Pedals Custom Rackmount
EMB Audio Remote Wah units
EMB/Ernie Ball Wah Pedals-custom
Aphex Parametric E.Q.
Rocktron Patchmate
Bradshaw Switching System
Bradshaw Patch Bay Custom
Marshall 4 x 12 speaker cabinets
Ascot Road cases
Dunlop pedals
Dunlop picks
Pro-Co sound cables
EMG Pickups
Peterson 520 strobe tuner
Floyd Rose Tremelo Systems
Dean Markley strings
Whirlwind channel boxes
Ultra guitar stands
Rocktron RSB-18F pedal boards
Ibanez Tube Screamer
R & R road cases
DiMarzio guitar straps
رابرت تراجيلو
قد : 1،75 ، وزن »82 کيلو ، موهای مشکي و چشمان قهوهای
وظيفه : گيتار باس
متولد : 23 اکتبر 1964، سانتامونيکا - کاليفرنيا
وظعيت تاهل : مجرد
قبل از متاليکا : Oblivion
در گيتار باس همانند افراد زير است
Jaco Pastorious, Geezer Butler, Larry Graham and...
فيلم های مورد علاقه : Silence of the Lambs, Pulp Fiction
تفریحات : کنار دريا ، اسنو بورد ، بيرون رفتن برای ناهار همراه مامانم
سن شروع به نواختن باس : 14 سالگي
رنگ مورد علاقه : آبي
اتوموبيل راب : سوبارو مشکي برای نواحي دور و کوهستان
کداميک از اعضا متاليکا وی را ميشناخت ؟ کرک همت
جِيمز هتفيلد : اجرا کردن همراه راب ... خندم ميگيره ، اون بسيار در کارش جدی و انگار ميخواد بکوبه توی کلت
کرک همت : راب تنها نوازنده بزرگ باس نيست ولي کارش بسيار عاليه . و من فکر ميکنم اين برای همه ما مهم باشه که کسي رو پيدا کنيم که واقعا عضوی از خانواده ما باشه ... و اين بسيار هيجان آوره
لارس آلريک: من بايد بگم وقتي که ما با راب برنامه اجرا ميکنيم و کار خودمونو تماشا ميکنيم احساس ميکنيم که هيچ وقت متاليکا به اين خوبي نبوده
تجهيزات
Tobias/Mtd
Music Man
Fernandez
Ampeg SVT III
Hi Watt
Dean Markley Strings
كليف برتون
قد : 1.85 ، وزن : 70 کيلو گرم ، چشمان قهوهاي و موي قهوه اي متمايل به قرمز ، انگشتاني به كشيدگي ساختمانهاي تجارت جهاني و باس هاي چهار سيمش كه حكم اعضايي از بدن او را داشت
كليفرد لي برتون فرزند ري و جين برتون در 10 فوريه سال 1962 در سنفرانسيسكو به دنيا آمد
در كودكي علاقه خود رابه موسيقي آشكار نمود و به سن شش سالگي با ساز ويولن سل وپيانواولين سازهايش پا به اين عرصه گذاشت . كليف پس از پايان تحصيلات در رشته تئوري موسيقي براي نخستين بار در سال 1980به گروه "اي دي 2 ميليونز" پيوست و چون از سال 78 با باس گيتار "بيس" آشنايي پيدا كرده بود نوازندگي اين ساز را به عهده گرفت
وي تا سال درگروهای 1982 Agents of Misfortune, EZ Streetو Trauma حضور یافت سال 1982 براي كليف برتون سال خوبي بود چون با تكنوازيهاي باس منحصر به فردش توانست به عنوان بهترين باس گيتاريست هوي متال جهان شناخته شود(البته اين مقام تا امروز براي او محفوظ مانده است) . در همين سال توجه گروه جلف و تقريبا ناشناخته متاليكا به كليف جلب شد و چون ران مك گاوني (باس گيتاريست آنها)از متاليكا جدا شده بود اين فرصت خوبي براي استخدام اعجوبه جوان موسيقي متال براي آنها بنظر ميرسيد
پس از تماسهاي فراوان وپاسخهاي منفي بالاخره كليف برتون در 3 مارس 1983 به متاليكا پيوست و اولين كنسرت را با اين گروه اجرا نمود.با گذشت چند ماه ديگر نه متاليكا گروه جلف و ناشناخته اي بود و نه كليف برتون نوازنده جوان؛ بلكه كليف حكم راهنما و معلم اعضاي اين گروه را پيدا كرده بود.
متاليكا با استخدام كرك همت به جاي ديو ماستين (ليد گيتاريست)به در گيري هاي دروني خود پايان داد و اولين آلبوم خود "همه شان را بكش" را منتشر كرد.در اين آلبوم تكنوازي كليف با نام دندان كشيدن(آناستازيا)قابل توجه است
گروه شروع به كنسرت دادن در سراسر دنيا نمود وتور هاي مختلفي به ويژه تور با آزي آزبورن را به راه انداخت.
آلبومهاي "بر آذرخش بران" و "ارباب عروسك هاي خيمه شب بازي"يعني دو آلبوم بعدي متاليكا آنها را به اوج رساند.اكثر مخاطبان فكر مي كنند آلبوم سياه چون پر فروش ترين آلبوم بود بهترين اثر اين گروه هم هست اما همگي بزرگان موسيقي هاردرراك/متال اين آلبوم را از لحاظ ارزش در رتبه سوم (ميان آثار همين گروه و بعد از آذرخش و ارباب عروسكهاي ...) قرار دادند
گروه براي ضبط آلبوم ارباب عروسكهاي خيمه شب بازي و اجراي كنسرت به سوئد سفر كرد اما كنسرت سوئد آخرين برنامه اين گروه با همراهي كليف برتون بود چون در 26 سپتامبر 1986 اتوبوس گروه در مسير بين استكهلم - كپنهاگن دانمارك واژگون شد و فرداي آن روز كليف جان خود را از دست داد
پليس راه سوئد علت اين حادثه را يخ زدگي جاده اعلام كرد ولي همه ميدانستند در فصل تابستان حتي در هيماليا جاده اي يخ نمي بندد
در هر صورت كليف برتون 24 ساله از دنيا رفت اما اكنون پس از سالها هنوز خاطره او زنده است، بطوري كه دراكثرسايتهاي مربوط به موسيقي حداقل نام وعكس او بعنوان بزرگترين بيسيست تاريخ وجود دارد. اي كاش جناب جيمز هتفيلد و لارس الريخ بعد از كليف كسي را استخدام ميكردند كه شايستگي جانشيني او را داشته باشد اما افسوس با پيوستن جيسون نيوستد همه زحمات سه سال ونيم كليف بي اجر و متاليكا به همان گروه بي هويت پيش از او تبديل شد
در سال 2003 با ورود رابرت تروژيلو به جاي جيسون گروه متاليكا در سايت اختصاصيش چنين نوشت: سال 2001 سال پشيماني براي ما بود پشيماني بعد14 سال بخاطر درج آگهي در روزنامه ها جهت استخدام باس گيتاريست. و2003 براي ما سالي است كه بفهميم 16سال پيش فقط كليف را از دست نداديم بلكه همه چيز را از دست داديم
بر گرفته از مصاحبه با ري وجين پدر ومادر كليف درسپتامبر1987
دوستان زيادي داشت اما در بچه گي به جاي بازي با آنها بيشتركتاب مي خواند. با پدر و مادرش با احترام برخورد ميكرد (كاري كه بيشتر ما تا به حال انجام نداده ايم) وهيچ وقت دروغ نميگفت واين كار قبيح ترين عمل براي او محسوب ميشد
كم حرف بود ولي وقتي چيزي ميگفت حرفش كاملا عاقلا نه و از روي فكر بنظر ميرسيد
زدن باس گيتار را با پيك يكي از گناهان بزرگ ميدانست و علاقه شديدي به باس چهار سيم داشت
اينهم ليست جواپز دريافتي گروه از فستيوالهاي مهم
GRAMMY's
1989 - 32nd Annual Grammy Awards
Best Metal Performance: One
1990 - 33rd Annual Grammy Awards
Best Metal Performance: Stone Cold Crazy
1991 - 34th Annual Grammy Awards
Best Metal Performance (Vocal Album): The Black Album
1999 - 41st Annual Grammy Awards
Best Metal Performance: Better Than You
2000 42nd Annual Grammy Awards
Best Hard Rock Performance: Whiskey In The Jar
2001 - 43rd Annual Grammy Awards
Best Rock Instrumental Performance: The Call Of The Ktulu (S&M)
MTV MUSIC VIDEO AWARDS
1992 - Best Metal Video: Enter Sandman
1996 - Best Metal Video: Until It Sleeps
VH1 MY MUSIC AWARDS
2000 - Best Stage Performance Award
AMERICAN MUSIC AWARDS
1996 - Favorite Metal - Hard Rock Song: Until It Sleeps (1996)
1997 - Favorite Artist: Heavy Metal - Hard Rock: Metallica - Re-Load
BILLBOARD MUSIC AWARDS
کرت دونالد کوبين Kurt donald Cobain رهبر گروه نيروانا Nirvana در بيستم فوريه 1967 در دهکده اي کوچک به نام هوکوايم Hoquaim واقع در 140 کيلومتري جنوب غربي در خانواده اي از طبقه متوسط به دنيا آمد . مادرش وندي اوکانر Wendy O"connor خدمتکار رستوران و پدرش Donald Cobain مکانيک بود . وي اولين فرزند خانواده و داراي يک خواهر کوچکتر به نام کيم بود . کرت در دوران کودکي شخصيتي منزوي و ناهنجار داشت .
هنگامي که در سن 7 سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند وضعيت روحي بدتري پيدا کرد همانطور که در ترانه سيلور Silver خود مي گويد از آن به بعد بود که احساس کرد ديگر مورد حمايت و عشق والدين قرار نمي گيريد . در اين دوره بود که شخصيت ضد اجتماعي کرت شکل گرفت و بازتاب اين رويداد رادر شعر و موسيقي نيروانا مشاهده مي کنيم .
کرت بعد از جدايي پدر و مادرش شبهاي زيادي را در زير يکي از پلهاي شهر ابردين Aberdeen سپري مي کرد و پس از تحمل 2 سال سختي ناگزير به خانه پدرش بازگشت .
کرت محيط مدرسه را دوست نداشت و براي فرار از آن به تنهايي و خفا پناه مي برد . کرت بدليل زيبايي ظاهري همواره مورد توجه دختران همکلاسي قرار داشت و همين امر سبب حسادت پسران مدرسه شده بود و اين مساله او را آزار مي داد . از همين دوره بود که کرت استفاده از مرفين را براي تمدد اعصاب شروع کرد
وي از 9 سالگي با گروههايي مثل بيتلز Beatles و مانکيز Monkees آشنا شد در سال 1979 پدرش در يک کلاب موسيقي شروع به کار کرد و از آن به بعد بود که کرت به گروههايي همچون لدزپلين Led Zepplin بلک سابت Black Sabbath گروه کيس Kiss و گروههاي راک بريتانيايي از جمله سکس پيستولز Sex Pistols و کلش The Clash علاقمند شد .
در دوم فوريه 1981 در چهارده سالگي اولين گیتارش را خرید و از همان زمان لاش خود را برای تشکیل یک گروه زیر زمینی در سیاتل آغاز کرد . وی اولین اجرای گیتار خود در جشن Holloween که در خوابگاه دانشگاه ایالتی اورگین Evergreen برگزار به نمایش گذاشت و مدتی بعد بع عنوان نوازنده مهمان در گروه ملوینس Melvins پذیرفته شد .
سرانجام در سال 1986 تلاش های کرت به نتیجه رسید و گروه نیروانا متشکل از کریس نواسلیک Krist Novaslic نوازنده باس دیو گرول Dave Grohl نوازنده درام و خود کرت به عنوان لیدر شکل گرفت . آنها در ابتدا از اسامی پنکاپرو Pen Capcrew اسکیدرو Skid Row تد اد فرد Ted Ed Fred ویندوویپن Windowapne اسکیدرو Skid Row استفاده می کردند ولی در آخر نام نیروانا که در فلسفه بوذا به معنی روشنایی در اوج می باشد را برگزیدند.
نیروانا تا دو سال به اجراهای زنده و تنظیم آهنگهای مختلف پرداخت و در سال 1989 اولین آلبوم خود با نام بلیچ Bleach (به نام سفید کننده) را در استدیو ساب پاپ ضبط کردند که هزینه ضبط این آلبوم فقط 500 دلار بود . در همان سال گروه به برگزاری تورهای بسیاری در سراسر آمریکا پرداخت و اولین کنسرت اروپایی خود را در نیوکاسل انگلیس برگزار کرد.
در سال 1991 نیروانا قرارداد جدیدی با کمپانی جفن رکوردز منعقد کرد و تلاشها برای بیرون دادن آلبوم بعدی خود را آغاز نمود تا سرانجام در 24 سپتامبر همان سال مشهورترین و پرسروصدا ترین آلبوم خود را نور مایند Never Mind (بی خیالش) را منتشر کرد . این آلبوم در آن زمان در رتبه 144 فهرست Hit جای گرفت ولی بعد از مصاحبه ای که برنامه MTV Headbanger Ball با آنها انجام داد و نمایش اجرای زنده ای که از شبکه NBC پخش شد
این آلبوم و همچنین آهنگ Smell Like Teen Spirit در صدر جدول پرفروشترین ها قرار گرفت و به تعداد 10 میلیون نسخه عرضه شد که 550 میلیون دلار درامد داشت که مبلغ بسیار اندکی به گروه رسید . اکثر مردم از معنی دقیق اشعار سر در نمی آوردند ولی خلاقیت خارق العاده کرت در اجرای وسوسه انگیز و جذاب شنونده را به وجد می آورد
شعر:
I HATE MUM
I HATE DAD
DAD HATE MUM
MUM HATE DAD
I JUST WANTED TO MAKE YOU FEEL SAD
من از مامان بدم می آد
من از بابا بدم می آد
بابا از مامان بدش می آد
مامان از بابا بدش می آد
همه اینا رو گفتم تا کاری کنم که حالت گرفته شه
کرت از شهرت بیزار بود و از اینکه نیروانا به یک گروه راک پرطرفدار و درامدزا تبدیل شود نگران بود به همین دلیل در اکثر کنسرتها طرفداران خود را از خریدن آلبوم ها و شرکت در کنسرت ها منع می کرد . از این رو گروه به اجرای زنده در باشگاهها ی کوچک اکتفا کرد اما از آنجا که اعضای گروه به شکستن سازهای خود و به هم ریختن سن عادی داشت سرانجام مجبور به اجرا در سالنهای بزرگ شد . در همین دوران کرت برای رفع مشکل درد معده خود و خستگی مفرط ناشی از ورهای زیاد و اراهای پشت سر هم به مصرف مواد مخدر رو آورد .
وی در 24 فوریه 1992 در واکی کی Wakiki واقع در هاوایی با کرتنی لاو Courtney Love (رهبر گروه هول در ان زمان و بازیگر فیلم جدید مردم علیه لری فلینت The People vs Larry Flint ) ازدواج کرد و در 18 آگوست همان سال آنها صاحب دختری به نام فرانسیس بین Frances Bean شدند .
در اواسط سال 1992 سومین آلبوم نیروانا با نام اینسکتی ساید Incesticcide منتشر شد و چهارمین آلبوم این گروه به نلم این آترو In Utero در یال 1993 تنها در مدت دو هفته در استدیو ضبط شد که به خاطر آهنگ من از خودم متنفرم و می خواهم بمیرم به مدت 6 ماه به بازار عرضه نشد و پس از حذف این ترانه با رضایت کرت آلبوم منتشر شد و در مدت کوتاهی در صدر پرفروشترین ها قرار گرفت . این آلبوم از سوی رسانه ها به عنوان روشنفکرانه ترین و پرشورترین آلبوم نیروانا شناخته شد خصوصا ترانه های Like All Apologies و Heart Shaped Box که نگاه عمیقی به ازدواج متزلزل کرت می انداخت از بهترین های این آلبوم بودند .
وی در سال 1993 به علت مصرف بیش از حد مواد مخدر داوطلبانه برای درمان به بیمارستان مراجعه کرد اما پس از مدتی به خاطر عدم توجه کافی مسئولین بیمارستان به وی قبل از پایان دوره درمان بیمارستان را ترک کرد.
در نوامبر 1993 یک اجرای Unplugged در استدیو MTV از نیروانا پخش شد که آخرین کار گروه بود.
کرت چندی بعد در مارس 1994 دست به خودکشی ناموفقی زد که به همین خاطر به مدت 20 ساعت در حالت اغما فرو رفت . او پس از به هوش آمدن از بیمارستان فرار کرد و12 روز بعد با زندانی کردن خود در یک اتاق همسرش را تهدید به خاتمه دادن به زندگی خود نمود ولی پلیس با کمک کرتنی لاو وی را دستگیر کرد .
پس از این ماجرا پلیس وی را به یک کلینیک روان درمانی در کالیفرنیا فرستاد ولی وی در اوایل آوریل 1994 تنها پس از گذشت دو روز مراقبت از کلینیک فرار کرد و از کالیفرنیا خارج شد .
سرانجام جسد کرت در 8 آوریل 1994 با صورتی متلاشی شده و اسلحه Shot gun که در دستش قرار داشت و به سمت چانه وی نشانه رفته بود توسط یک کارگر برقکار در اتاقک بالای گاراژ خانه اش کشف شد .
در کنار جسد او وصیت نامه اش که با جوهر قرمز نوشته شده بود قرار داشت . مخاطبان آخرین نوشنه کرت لاو همسرش و فرانسیس دختر 19 ماهه اش بود . تحقیقات بعدی نشان داد که کرت خودكشي نكرده
فرانسیس و کورتنی، من به خاطر شماها میرم. کورتنی، ادامه بده. به خاطر فرانسیس. اون بدون من خیلی خوشبختتر میشه؛ دوستتون دارم. دوستتون دارم.»
دو روز بعد بیش از 5000 نفر جمعیت شمع به دست برای یاد بود کرت در سیاتل جمع شدند و به متن وصیت نامه او با صدای همسرش گوش دادند .
کرت در همان سال گوشزد کرده بود که علاقه ای برای رسیدن به 30 سالگی ندارد . متاسفانه او راست گفته بود کرت اسطوره ای شد که همانند بزرگانی چون جیمی هندریکس Jimi Hendrix جنیس ژوپلین Jenis Joplin و جیم موریسون Jim Morrison در 27 سالگی از دنیا رفت و علت مرگ وی برای همیشه در هاله ای از ابهام فرو رفت
اما چند سال بعد مشخص شد
1-ازمايشات كورت نشان ميداد كه مقدار زيادي مرفين و اليوم در خونش بوده...در تاريخ اعتياد هايي كه به خودكشي ختم ميشود اين كار بي سابقه بوده(مسلح كردن سلاح و گذاشتن در دهن و شليك)
2-هيچ اثر انگشتي در اسلحه و گلوله و خودكاري كه كورت وصيت نامه اش رو نوشته نبوده
3-اما نكته اصلي در وصيت نامه كورت 12 دستخط مختلف ديده شدهو تا 3 خط اخر در وصيت نامه حرفي از خودكشي زده نشده...وان 3 خط اخر هم از سوي پليس جعل اشكار تشخيص داده شد
متن وصيت کورت کوباین
Kurt_Cobain
برای بودا از زبان یک ساده دل با تجربه که آشکارا به یک اخته و بچه غرغرو تبدیل شده صحبت میکنم.این یادداشت باید کاملا"راحت فهمیده شود. همه اخطارهایPunk-rock 101 طی این سالها از اولین آشنایی ام با اخلاقیاتی که همراه استقلال می آید و تحقیرهای جامعهء شما ثابت شده است که صحیح است. مثلا"وقتی بشت صحنه هستیم و چراغ ها خاموش می شود و فریاد دیوانه وار جمعیت شروع می شود آن گونه که فردی مرکوری را تحت تاثیر قرار می داد بر من اثر نداشت به نظر می رسید که او از عشق و تحسین جمعیت لذت میبرد لذتی که من کاملا" اجر می گذارم و به آن حسادت می کنم.حقیقت این است که من نمی توانم شما را تحمیق کنم هیچ کدام از شما را.این اصلا"برای شما یا خود من منصفانه نیست.بد ترین جنایتی که فکرش را می توانم بکنم این است که مردم را با جعل و وانمود کردن این که من صد در صد حال می کنم بچابم.گاهی اوقات احساس می کنم باید بیش از اینکه از روی سن بایین بروم کارت خروج بزنم.من با تمام قوا سعی کردم که قدر بدانم(و خدایا این کار را کردم باور کنید کردم اما کافی نیست).به این واقعیت که من و ما بسیاری از مردم را تحت تاثیر قرار دادیم و سر گرم کردیم اجر می گذارم.من باید از آن دسته آدم های خود شیفته ای باشم که وقتی چیزی گذشته تازه قدرش را می دانند.بسیار حساس هستم و احتیاج دارم تقریبا"بی حس باشم تا دوباره آن اشتیاق را که در دوران کودکی داشتم باز یابم. در طول سه تور اخیر نسبت به مردمی که می شناختم و هواداران موسیقی مان قدردانی بهتری داشتم.اما هنوز نمی توانم از احساس یاس گناه و همدلی ای که نسبت به همه دارم عبور کنم.در همه ما جنبه های خوب وجود دارد و من فکر می کنم مردم را بسیار دوست دارم آنقدر زیاد که من را وحشتناک غمگین می کند.هی مرد!متولد برج حوت غمگین کوچولو حساس قدر نشناس!چرا لذت نمی بری؟؟نمی دانم..!! همسری بسیار خوب دارم که از او بلند بروازی و همدلی تراوش میشود دختری که مرا بسیار به یاد آنچه خودم بودم ما اندازد.سرشار از عشق و لذت.هر کسی را که می بیند می بوسد چون همه خوبند و هیچ اسیبی به او نمی رسانند.و این مرا به هراس می اندازد تا جایی که کنترل خود را از دست می دهم.نمی توانم این خیال را تحمل کنم که فرانسیس هم بینوا و خودویرانگر و مرگ غلطانکی شبیه به انچه من شدم بشود. دوران خوبی داشتم و من بسیار خوب و من خوشحال و مفتخرم.اما از سن هفت سالگی به کلی از تمام انسان ها متنفر شدم.تنها به این دلیل که به نظر می رسید برای مردم بسیار آسان است که ادامه بدهند و همدلی داشته باشند.فکر می کنم تنها به این دلیل که من مردم را دوست دارم و برای آنها احساس تاسف می کنم! برای نامه ها و توجه تان در طی این سالها از ته چاله سوزان و بیچان شکو خود تشکر می کنم.من دمدمی و ویری هستم دلبندم!دیگر هیچ شور و سودایی ندارم.بیاد داشته باشید که بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شد.! صلح-عشق-همدلی کرت کوبین فرانسیس و کرتنی من در محراب شما خواهم بود. کرتنی خواهش می کنم ادامه بده!به خاطر فرانسیس. برای زندگی اش که بدون من بسیار شادتر خواهد بود. دوستت دارم!دوستت دارم
آنالیز وقوع خودکشی:
http://www.justiceforkurt.com/investigation/documents/crime_scene_drawing.jpg
وصیت نامه:
http://www.justiceforkurt.com/investigation/documents/note_scan.shtml
آنالیز وصیت نامه:
http://www.indefenceofkurtcobain.com/note.html

كورت همراه پدر و مادر
لينکهای مرتبط:
http://www.nirvana-music.com/
http://www.nirvanaclub.com/
http://www.logicalharmony.net/nirvana
گوش کنید:
Fuel - Breed (live) [Nirvana cover] download
Herbie Hancock - All Apologies [just barely a Nirvana cover] download
Evanescence - Heart-Shaped Box (live acoustic) [Nirvana cover] download
هنگامي که در سن 7 سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند وضعيت روحي بدتري پيدا کرد همانطور که در ترانه سيلور Silver خود مي گويد از آن به بعد بود که احساس کرد ديگر مورد حمايت و عشق والدين قرار نمي گيريد . در اين دوره بود که شخصيت ضد اجتماعي کرت شکل گرفت و بازتاب اين رويداد رادر شعر و موسيقي نيروانا مشاهده مي کنيم .
کرت بعد از جدايي پدر و مادرش شبهاي زيادي را در زير يکي از پلهاي شهر ابردين Aberdeen سپري مي کرد و پس از تحمل 2 سال سختي ناگزير به خانه پدرش بازگشت .
کرت محيط مدرسه را دوست نداشت و براي فرار از آن به تنهايي و خفا پناه مي برد . کرت بدليل زيبايي ظاهري همواره مورد توجه دختران همکلاسي قرار داشت و همين امر سبب حسادت پسران مدرسه شده بود و اين مساله او را آزار مي داد . از همين دوره بود که کرت استفاده از مرفين را براي تمدد اعصاب شروع کرد
وي از 9 سالگي با گروههايي مثل بيتلز Beatles و مانکيز Monkees آشنا شد در سال 1979 پدرش در يک کلاب موسيقي شروع به کار کرد و از آن به بعد بود که کرت به گروههايي همچون لدزپلين Led Zepplin بلک سابت Black Sabbath گروه کيس Kiss و گروههاي راک بريتانيايي از جمله سکس پيستولز Sex Pistols و کلش The Clash علاقمند شد .
در دوم فوريه 1981 در چهارده سالگي اولين گیتارش را خرید و از همان زمان لاش خود را برای تشکیل یک گروه زیر زمینی در سیاتل آغاز کرد . وی اولین اجرای گیتار خود در جشن Holloween که در خوابگاه دانشگاه ایالتی اورگین Evergreen برگزار به نمایش گذاشت و مدتی بعد بع عنوان نوازنده مهمان در گروه ملوینس Melvins پذیرفته شد .
سرانجام در سال 1986 تلاش های کرت به نتیجه رسید و گروه نیروانا متشکل از کریس نواسلیک Krist Novaslic نوازنده باس دیو گرول Dave Grohl نوازنده درام و خود کرت به عنوان لیدر شکل گرفت . آنها در ابتدا از اسامی پنکاپرو Pen Capcrew اسکیدرو Skid Row تد اد فرد Ted Ed Fred ویندوویپن Windowapne اسکیدرو Skid Row استفاده می کردند ولی در آخر نام نیروانا که در فلسفه بوذا به معنی روشنایی در اوج می باشد را برگزیدند.
نیروانا تا دو سال به اجراهای زنده و تنظیم آهنگهای مختلف پرداخت و در سال 1989 اولین آلبوم خود با نام بلیچ Bleach (به نام سفید کننده) را در استدیو ساب پاپ ضبط کردند که هزینه ضبط این آلبوم فقط 500 دلار بود . در همان سال گروه به برگزاری تورهای بسیاری در سراسر آمریکا پرداخت و اولین کنسرت اروپایی خود را در نیوکاسل انگلیس برگزار کرد.
در سال 1991 نیروانا قرارداد جدیدی با کمپانی جفن رکوردز منعقد کرد و تلاشها برای بیرون دادن آلبوم بعدی خود را آغاز نمود تا سرانجام در 24 سپتامبر همان سال مشهورترین و پرسروصدا ترین آلبوم خود را نور مایند Never Mind (بی خیالش) را منتشر کرد . این آلبوم در آن زمان در رتبه 144 فهرست Hit جای گرفت ولی بعد از مصاحبه ای که برنامه MTV Headbanger Ball با آنها انجام داد و نمایش اجرای زنده ای که از شبکه NBC پخش شد
این آلبوم و همچنین آهنگ Smell Like Teen Spirit در صدر جدول پرفروشترین ها قرار گرفت و به تعداد 10 میلیون نسخه عرضه شد که 550 میلیون دلار درامد داشت که مبلغ بسیار اندکی به گروه رسید . اکثر مردم از معنی دقیق اشعار سر در نمی آوردند ولی خلاقیت خارق العاده کرت در اجرای وسوسه انگیز و جذاب شنونده را به وجد می آورد
شعر:
I HATE MUM
I HATE DAD
DAD HATE MUM
MUM HATE DAD
I JUST WANTED TO MAKE YOU FEEL SAD
من از مامان بدم می آد
من از بابا بدم می آد
بابا از مامان بدش می آد
مامان از بابا بدش می آد
همه اینا رو گفتم تا کاری کنم که حالت گرفته شه
کرت از شهرت بیزار بود و از اینکه نیروانا به یک گروه راک پرطرفدار و درامدزا تبدیل شود نگران بود به همین دلیل در اکثر کنسرتها طرفداران خود را از خریدن آلبوم ها و شرکت در کنسرت ها منع می کرد . از این رو گروه به اجرای زنده در باشگاهها ی کوچک اکتفا کرد اما از آنجا که اعضای گروه به شکستن سازهای خود و به هم ریختن سن عادی داشت سرانجام مجبور به اجرا در سالنهای بزرگ شد . در همین دوران کرت برای رفع مشکل درد معده خود و خستگی مفرط ناشی از ورهای زیاد و اراهای پشت سر هم به مصرف مواد مخدر رو آورد .
وی در 24 فوریه 1992 در واکی کی Wakiki واقع در هاوایی با کرتنی لاو Courtney Love (رهبر گروه هول در ان زمان و بازیگر فیلم جدید مردم علیه لری فلینت The People vs Larry Flint ) ازدواج کرد و در 18 آگوست همان سال آنها صاحب دختری به نام فرانسیس بین Frances Bean شدند .
در اواسط سال 1992 سومین آلبوم نیروانا با نام اینسکتی ساید Incesticcide منتشر شد و چهارمین آلبوم این گروه به نلم این آترو In Utero در یال 1993 تنها در مدت دو هفته در استدیو ضبط شد که به خاطر آهنگ من از خودم متنفرم و می خواهم بمیرم به مدت 6 ماه به بازار عرضه نشد و پس از حذف این ترانه با رضایت کرت آلبوم منتشر شد و در مدت کوتاهی در صدر پرفروشترین ها قرار گرفت . این آلبوم از سوی رسانه ها به عنوان روشنفکرانه ترین و پرشورترین آلبوم نیروانا شناخته شد خصوصا ترانه های Like All Apologies و Heart Shaped Box که نگاه عمیقی به ازدواج متزلزل کرت می انداخت از بهترین های این آلبوم بودند .
وی در سال 1993 به علت مصرف بیش از حد مواد مخدر داوطلبانه برای درمان به بیمارستان مراجعه کرد اما پس از مدتی به خاطر عدم توجه کافی مسئولین بیمارستان به وی قبل از پایان دوره درمان بیمارستان را ترک کرد.
در نوامبر 1993 یک اجرای Unplugged در استدیو MTV از نیروانا پخش شد که آخرین کار گروه بود.
کرت چندی بعد در مارس 1994 دست به خودکشی ناموفقی زد که به همین خاطر به مدت 20 ساعت در حالت اغما فرو رفت . او پس از به هوش آمدن از بیمارستان فرار کرد و12 روز بعد با زندانی کردن خود در یک اتاق همسرش را تهدید به خاتمه دادن به زندگی خود نمود ولی پلیس با کمک کرتنی لاو وی را دستگیر کرد .
پس از این ماجرا پلیس وی را به یک کلینیک روان درمانی در کالیفرنیا فرستاد ولی وی در اوایل آوریل 1994 تنها پس از گذشت دو روز مراقبت از کلینیک فرار کرد و از کالیفرنیا خارج شد .
سرانجام جسد کرت در 8 آوریل 1994 با صورتی متلاشی شده و اسلحه Shot gun که در دستش قرار داشت و به سمت چانه وی نشانه رفته بود توسط یک کارگر برقکار در اتاقک بالای گاراژ خانه اش کشف شد .
در کنار جسد او وصیت نامه اش که با جوهر قرمز نوشته شده بود قرار داشت . مخاطبان آخرین نوشنه کرت لاو همسرش و فرانسیس دختر 19 ماهه اش بود . تحقیقات بعدی نشان داد که کرت خودكشي نكرده
فرانسیس و کورتنی، من به خاطر شماها میرم. کورتنی، ادامه بده. به خاطر فرانسیس. اون بدون من خیلی خوشبختتر میشه؛ دوستتون دارم. دوستتون دارم.»
دو روز بعد بیش از 5000 نفر جمعیت شمع به دست برای یاد بود کرت در سیاتل جمع شدند و به متن وصیت نامه او با صدای همسرش گوش دادند .
کرت در همان سال گوشزد کرده بود که علاقه ای برای رسیدن به 30 سالگی ندارد . متاسفانه او راست گفته بود کرت اسطوره ای شد که همانند بزرگانی چون جیمی هندریکس Jimi Hendrix جنیس ژوپلین Jenis Joplin و جیم موریسون Jim Morrison در 27 سالگی از دنیا رفت و علت مرگ وی برای همیشه در هاله ای از ابهام فرو رفت
اما چند سال بعد مشخص شد
1-ازمايشات كورت نشان ميداد كه مقدار زيادي مرفين و اليوم در خونش بوده...در تاريخ اعتياد هايي كه به خودكشي ختم ميشود اين كار بي سابقه بوده(مسلح كردن سلاح و گذاشتن در دهن و شليك)
2-هيچ اثر انگشتي در اسلحه و گلوله و خودكاري كه كورت وصيت نامه اش رو نوشته نبوده
3-اما نكته اصلي در وصيت نامه كورت 12 دستخط مختلف ديده شدهو تا 3 خط اخر در وصيت نامه حرفي از خودكشي زده نشده...وان 3 خط اخر هم از سوي پليس جعل اشكار تشخيص داده شد
متن وصيت کورت کوباین
Kurt_Cobain
برای بودا از زبان یک ساده دل با تجربه که آشکارا به یک اخته و بچه غرغرو تبدیل شده صحبت میکنم.این یادداشت باید کاملا"راحت فهمیده شود. همه اخطارهایPunk-rock 101 طی این سالها از اولین آشنایی ام با اخلاقیاتی که همراه استقلال می آید و تحقیرهای جامعهء شما ثابت شده است که صحیح است. مثلا"وقتی بشت صحنه هستیم و چراغ ها خاموش می شود و فریاد دیوانه وار جمعیت شروع می شود آن گونه که فردی مرکوری را تحت تاثیر قرار می داد بر من اثر نداشت به نظر می رسید که او از عشق و تحسین جمعیت لذت میبرد لذتی که من کاملا" اجر می گذارم و به آن حسادت می کنم.حقیقت این است که من نمی توانم شما را تحمیق کنم هیچ کدام از شما را.این اصلا"برای شما یا خود من منصفانه نیست.بد ترین جنایتی که فکرش را می توانم بکنم این است که مردم را با جعل و وانمود کردن این که من صد در صد حال می کنم بچابم.گاهی اوقات احساس می کنم باید بیش از اینکه از روی سن بایین بروم کارت خروج بزنم.من با تمام قوا سعی کردم که قدر بدانم(و خدایا این کار را کردم باور کنید کردم اما کافی نیست).به این واقعیت که من و ما بسیاری از مردم را تحت تاثیر قرار دادیم و سر گرم کردیم اجر می گذارم.من باید از آن دسته آدم های خود شیفته ای باشم که وقتی چیزی گذشته تازه قدرش را می دانند.بسیار حساس هستم و احتیاج دارم تقریبا"بی حس باشم تا دوباره آن اشتیاق را که در دوران کودکی داشتم باز یابم. در طول سه تور اخیر نسبت به مردمی که می شناختم و هواداران موسیقی مان قدردانی بهتری داشتم.اما هنوز نمی توانم از احساس یاس گناه و همدلی ای که نسبت به همه دارم عبور کنم.در همه ما جنبه های خوب وجود دارد و من فکر می کنم مردم را بسیار دوست دارم آنقدر زیاد که من را وحشتناک غمگین می کند.هی مرد!متولد برج حوت غمگین کوچولو حساس قدر نشناس!چرا لذت نمی بری؟؟نمی دانم..!! همسری بسیار خوب دارم که از او بلند بروازی و همدلی تراوش میشود دختری که مرا بسیار به یاد آنچه خودم بودم ما اندازد.سرشار از عشق و لذت.هر کسی را که می بیند می بوسد چون همه خوبند و هیچ اسیبی به او نمی رسانند.و این مرا به هراس می اندازد تا جایی که کنترل خود را از دست می دهم.نمی توانم این خیال را تحمل کنم که فرانسیس هم بینوا و خودویرانگر و مرگ غلطانکی شبیه به انچه من شدم بشود. دوران خوبی داشتم و من بسیار خوب و من خوشحال و مفتخرم.اما از سن هفت سالگی به کلی از تمام انسان ها متنفر شدم.تنها به این دلیل که به نظر می رسید برای مردم بسیار آسان است که ادامه بدهند و همدلی داشته باشند.فکر می کنم تنها به این دلیل که من مردم را دوست دارم و برای آنها احساس تاسف می کنم! برای نامه ها و توجه تان در طی این سالها از ته چاله سوزان و بیچان شکو خود تشکر می کنم.من دمدمی و ویری هستم دلبندم!دیگر هیچ شور و سودایی ندارم.بیاد داشته باشید که بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شد.! صلح-عشق-همدلی کرت کوبین فرانسیس و کرتنی من در محراب شما خواهم بود. کرتنی خواهش می کنم ادامه بده!به خاطر فرانسیس. برای زندگی اش که بدون من بسیار شادتر خواهد بود. دوستت دارم!دوستت دارم
آنالیز وقوع خودکشی:
http://www.justiceforkurt.com/investigation/documents/crime_scene_drawing.jpg
وصیت نامه:
http://www.justiceforkurt.com/investigation/documents/note_scan.shtml
آنالیز وصیت نامه:
http://www.indefenceofkurtcobain.com/note.html

كورت همراه پدر و مادر
لينکهای مرتبط:
http://www.nirvana-music.com/
http://www.nirvanaclub.com/
http://www.logicalharmony.net/nirvana
گوش کنید:
Fuel - Breed (live) [Nirvana cover] download
Herbie Hancock - All Apologies [just barely a Nirvana cover] download
Evanescence - Heart-Shaped Box (live acoustic) [Nirvana cover] download
