تبليغاتX


 
DARKSEED
Every Day

i'm looking now where i have been
i try to see where i will go
this are two ways shrouded in fog
what is my existence's sense?

every day i'm wondering, will there be a change?
every hour, a loss of power - every day
every day i'm wondering, will something new begin
time is flying, minutes dying - every day

unsure of my heart, unsure of myself
wondering silently of what could be
i ask you now: is this life?
meaningless, a senseless, useless way

every day i'm wondering, will something new begin
time is flying, minutes dying - every day

every day i'm wondering, will there be a change?
every hour, a loss of power - every day
every day i'm wondering, will something new begin
time is flying, minutes dying - every day

shattered nerves, but here i stay, every day
i will move on, the journey never ends

every day i'm wondering, will there be a change?
every hour, a loss of power - every day
every day i'm wondering, will something new begin
time is flying, minutes dying - every day



هر روز

من نگاه می کنم اکنون به جایی که من در آن بودم

من تلاش می کنم ببینم جایی را که من خواهم رفت
این دو راهی هستند که در مه پنهان شده اند
حس هستی من چیست؟
هر روز من نگرانم،آیا تغییری وجود خواهد داشت؟
هر ساعت،از دست دادن نیرو،هر روز
هر روز من نگرانم ،چیزهای تازه ای آغاز خواهد شد؟
زمان در پرواز است،دقیقه ها در حال مرگند هر روز
بی اطمینانی قلب من،بی اطمینانی خودم
نگرانی همره سکوت که چه می توانست باشد
من اکنون از تو می پرسم:آیا این زندگی است؟
بی معنی،بی احساس،راه بی استفاده
هر روز من نگرانم،آیا چیزهای تازه ای آغاز خواهد شد؟
زمان در  پرواز است،دقیقه ها می میرند،هر روز
هر روز من نگرانم ، آیا تغییری وجود خواهد داشت؟
هر ساعت،از دست دادن نیرو،هر روز
هر روز من نگرانم ،آیا چیز تازه ای آغاز خواهد شد؟
زمان در  پرواز است،دقیقه ها می میرند،هر روز
اعصابم خورد شده، اما من اینجا ایستاده ام، هر روز
من حرکت خواهم کرد،سفری بدون پایان
هر روز من نگرانم، آیا تغییری وجود خواهد داشت؟
هر ساعت، از دست دادن نیرو،هر روز
هر روز من نگرانم، آیا چیز تازه ای آغاز خواهد شد؟
زمان در پرواز است، دقیقه ها می میرند ،هر روز

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
واقعا اهنگ قشنگیه حتما پیدا کنید و گوش بدید....شاید هم لینکشو براتون بزارم ....البته من برای اولین بار بود کاری از این گروه رو گوش میدادم ...اما خیلی تاثیر گذار بود فکر کنم گروه المانی باشه به هر حال این ترجمه رو هیچ کجای دیگه نمیتونید پیدا کنید چون یک ساعت پیش ترجمه شده

موفق باشید

نوشته شده توسط حسین یوسفی در 12 Apr 2006 ساعت 0:27 AM | لينک ثابت |

 

لینکین پارک-in the end


It starts with one thing

I don't know why
It doesn't even matter how hard you try keep that in mind
I designed this rhyme
To explain in due time
All I know
Time is a valuable thing
Watch it fly by as the pendulum swings
Watch it count down to the end of the day
The clock ticks life away
It's so unreal
Didn't look out below
Watch the time go right out the window
Trying to hold on, but didn't even know
Wasted it all just to watch you go
I kept everything inside and even though I tried, it all fell apart
What it meant to me will eventually be a memory of a time when

I tried so hard
And got so far
But in the end
It doesn't even matter
I had to fall
To lose it all
But in the end
It doesn't even matter

One thing, I don't know why
It doesn’t even matter how hard you try, keep that in mind
I designed this rhyme, to explain in due time
I tried so hard
In spite of the way you were mocking me
Acting like I was part of your property
Remembering all the times you fought with me
I'm surprised it got so (far)
Things aren't the way they were before
You wouldn't even recognize me anymore
Not that you knew me back then
But it all comes back to me (in the end)
You kept everything inside and even though I tried, it all fell apart
What it meant to me will eventually be a memory of a time when I

Chorus

I’ve put my trust in you
Pushed as far as I can go
And for all this
There's only one thing you should know (2x) Chorus

با يه چيزي شروع ميشه
نميدونم چرا هر چقدر هم تلاش كني فايده نداره
اينو يادت باشه...من اين شعرو براي گفتن در زماني مناسب نوشتم(تنظيم كردم)
همه چيزي كه ميدونم اينه كه زمان چيز با ارزشيه
پرواز كردنش رو نگاه كن درحاليكه پاندول(يه چيزي مثل آونگ)تاب ميخوره
تا پايان روز به عقب رفتن زمان رو نگاه كن
ساعت با دور كردن زندگي كار ميكنه
اين خيلي غيرواقعيه
از بيرون پايينو نگاه نكردم
به زمان نگاه كن كه از پنجره بيرون ميره
در حاليكه سعي ميكنه محكم از يه جايي بگيره(كه نتونه بره)
ولي حتي نميدونستم با تماشاي رفتن تو وقتمو تلف ميكنم
من همه چيز رو درونم نگه داشتم و اگرچه تلاش كردم همه چي داغون شد
اگه خيلي زياد تلاش كنم تمام چيزهايي كه واسه من معني دارن آخرش تبديل به يك خاطره خواهند شد
و من خيلي جلو رفتم ولي در آخر حتي اينم برام اهميت نداشت
براي باختنش بايد مي افتادم ولي در آخر حتي اينم برام اهميت نداشت
يه چيزي...ديگه اهميتي نداره كه چه قدر تلاش كردم..نمي دونم چرا
اينو يادت باشه كه من اين شعرو برا اين نوشتم كه به خودم ياد آوري كنم چه چه سخت تلاش كردم
علارغم اينكه تو منو مسخره كردي و طوري رفتار كردي كه انگار من جزيي از اموال او هستم
در حاليكه تمام وقتايي رو كه با من دعوا كردي به خاطر داشتم جاي تعجب داره كه اينقدرجلو رفتم
هيچ چيزي اونطوري قبلا بود نيست
تو حتي ديگه نميتوني منو بشناسي
منو بعدا دوباره خواهي شناخت
ولي تمام اين برميگرده به خودم
درآخر
من همه چيز رو درونم نگه داشتم و اگرچه تلاش كردم همه چي داغون شد
اگه خيلي زياد تلاش كنم تمام چيزهايي كه واسه من معني دارن آخرش تبديل به يك خاطره خواهند شد
و من خيلي جلو رفتم ولي در آخر حتي اينم برام اهميت نداشت
براي باختنش بايد مي افتادم ولي در آخر به تو اعتماد كرده بودم
تا جايي كه ميتونستم برم به خودم فشار آوردم
و براي همه اين چيزا فقط يه چيز هست كه تو بايد بدوني
من به تو اعتماد كرده بودم
تا جايي كه ميتونستم برم به خودم فشار آوردم
و براي همه اين چيزا فقط يه چيز هست كه تو بايد بدوني
من سخت تلاش كردم و خيلي جلو رفتم
ولي در آخر من مجبور بودم بيافتم
ولي در آخر حتي اين هم اهميتي نداشت
با يه چيزي شروع ميشه
نميدونم چرا هر چقدر هم تلاش كني فايده نداره
اينو يادت باشه...من اين شعرو براي گفتن در زماني مناسب نوشتم(تنظيم كردم)
همه چيزي كه ميدونم اينه كه زمان چيز با ارزشيه
پرواز كردنش رو نگاه كن درحاليكه پاندول(يه چيزي مثل آونگ)تاب ميخوره
تا پايان روز به عقب رفتن زمان رو نگاه كن
ساعت با دور كردن زندگي كار ميكنه
اين خيلي غيرواقعيه
از بيرون پايينو نگاه نكردم
به زمان نگاه كن كه از پنجره بيرون ميره
در حاليكه سعي ميكنه محكم از يه جايي بگيره(كه نتونه بره)
ولي حتي نميدونستم با تماشاي رفتن تو وقتمو تلف ميكنم
من همه چيز رو درونم نگه داشتم و اگرچه تلاش كردم همه چي داغون شد
اگه خيلي زياد تلاش كنم تمام چيزهايي كه واسه من معني دارن آخرش تبديل به يك خاطره خواهند شد
و من خيلي جلو رفتم ولي در آخر حتي اينم برام اهميت نداشت
براي باختنش بايد مي افتادم ولي در آخر حتي اينم برام اهميت نداشت
يه چيزي...ديگه اهميتي نداره كه چه قدر تلاش كردم..نمي دونم چرا
اينو يادت باشه كه من اين شعرو برا اين نوشتم كه به خودم ياد آوري كنم چه چه سخت تلاش كردم
علارغم اينكه تو منو مسخره كردي و طوري رفتار كردي كه انگار من جزيي از اموال او هستم
در حاليكه تمام وقتايي رو كه با من دعوا كردي به خاطر داشتم جاي تعجب داره كه اينقدرجلو رفتم
هيچ چيزي اونطوري قبلا بود نيست
تو حتي ديگه نميتوني منو بشناسي
منو بعدا دوباره خواهي شناخت
ولي تمام اين برميگرده به خودم
درآخر
من همه چيز رو درونم نگه داشتم و اگرچه تلاش كردم همه چي داغون شد
اگه خيلي زياد تلاش كنم تمام چيزهايي كه واسه من معني دارن آخرش تبديل به يك خاطره خواهند شد
و من خيلي جلو رفتم ولي در آخر حتي اينم برام اهميت نداشت
براي باختنش بايد مي افتادم ولي در آخر به تو اعتماد كرده بودم
تا جايي كه ميتونستم برم به خودم فشار آوردم
و براي همه اين چيزا فقط يه چيز هست كه تو بايد بدوني
من به تو اعتماد كرده بودم
تا جايي كه ميتونستم برم به خودم فشار آوردم
و براي همه اين چيزا فقط يه چيز هست كه تو بايد بدوني
من سخت تلاش كردم و خيلي جلو رفتم
ولي در آخر من مجبور بودم بيافتم
ولي در آخر حتي اين هم اهميتي نداشت

نوشته شده توسط حسین یوسفی در 25 Mar 2006 ساعت 1:23 PM | لينک ثابت |

اما ترجمه یکی دیگر از کارهای  Eminem که کار خودم بوده و واقعا جای دیگه ای ندیدم تقدیم به همه هواداران رپ و بخصوص  Eminem .......لطفا دوستان اگه از ترجمه ها استفاده میکنید برای وبلاگهاتون نام منبع فراموش نشه.................مرسی

Eminem - When I'm Gone

[Intro]
Yeah
It’s my life
But all in words I guess
[Verse 1]
Have you ever loved someone so much you’d give an arm for?
Not the expression, no, literally give an arm for?
When they know they are your heart
And you know you are their armor
And you will destroy anyone who will try to harm her
But what happens when karma turns right around and bites you
And everything you stand for turns on you to spite you
What happens when you become the main source of her pain
“Daddy look what I made?”
“Dad’s gotta go catch a plane”
“Daddy where’s mommy? I can’t find mommy, where is she?”
I don’t know, go play, Hailie baby your daddy’s busy.
Daddy’s writin’a
song, this song ain’t gon’ write itself
I give you one underdog, then you gotta swing by yourself
Then turn right around in that song and tell her you love her
And put hands on her mother who’s a spittin’ image of her
That’s slim shady, yeah baby slim shady’s crazy
Shady made me, but tonight, Shady’s rock-a-by baby
[Chorus] [x2]
And when I’m gone, just carry on don’t mourn,
rejoice every time you hear the sound of my voice
Just know that I’m lookin’ down on you smiling
And I didn’t feel a thing so baby don’t feel no pain, just smile back
[Verse 2]
I keep havin’ this dream – I’m pushin’ hailie on the swings she keeps screamin’
She don’t want me to sing, “You’re makin mommy cry, why, why’s mommy crying?”
Baby, Daddy ain’t leavin’ no more,
“Daddy you’re lying,
You always say that, you always say this is the last time,
but you ain’t leavin’ no more, Daddy you’re mine!”
She’s piling boxes infront of the door tryin’ to block it,
“Daddy please daddy don’t leave daddy no, stop it!”
Goes in her pocket, pulls out a tiny necklace locket, it’s got a picture,
“This’ll keep you safe daddy, take it with you”
I look up, it’s just me standin in the mirror, these fucking walls must be talkin coz man I can hear ‘em
They sayin you got one more chance to do right, and it’s tonight,
Now go out there and show ‘em that you love ‘em ‘fore its too late
And just as I go to walk out of my bedroom door it turns to a stage, they’re gone
And the spotlight is on and I’m singin…
[Chorus] [x2]
And when I’m gone, just carry on don’t mourn,
rejoice every time you hear the sound of my voice
Just know that I’m lookin’ down on you smiling
And I didn’t feel a thing so baby don’t feel no pain, just smile back
[Verse 3]
Sixty thousand people, all jumpin’ out their seat
The curtain closes, they’re throwing roses at my feet
I take a bow, “and thank you all for comin’ out”
They’re screamin so loud, I take one last look at the crowd
I glance down, I don’t believe what I’m seein’,
“Daddy it’s me! Help mommy her wrists are bleedin’”
But baby we’re in Sweden, how did you get to Sweden?!
“I followed you daddy, you told me that you wern’t leavin
You lied to me dad, and now you make mommy sad
And I bought you this coin
It says ‘number 1 dad’, that’s all I wanted
I just wanna give you this coin
I get the point, fine, me and mommy are goin”
But baby wait-
“its too late dad, you made your choice. Now go out there and show ‘em that you love ‘em more than us
That’s what they want
They want you Marshall, they keep
screamin your name, it’s no wonder you can’t go to sleep
Just take another pill, yeah i bet ya you will
You rap about it. Yeah word,cant keep it real”
I hear applause, all this time I couldn’t see
How could it be that the curtain is closing on me
I turn around, find a gun on the ground, cock it,
put it to my brain, scream ‘god Shady!’ and pop it
The sky darkens, my life flashes,
The plane that I was supposed to be on crashes and burns to ashes
That’s when I wake up, alarm clock's ringin',
There’s birds singin’, it’s spring and
Hailie’s out side swingin’
I walk right up to Kim and kiss her, tell her I miss her
Hailie just smiles and winks at her lil sister, almost as if to say-
[Chorus] [x2]
And when I’m gone, just carry on don’t mourn,
rejoice every time you hear the sound of my voice
Just know that I’m lookin’ down on you smiling
And I didn’t feel a thing so baby don’t feel no pain, just smile back

(وقتی من رفتم)

بله
این زندگی من است
اما همه این ها رومن حدس می زنم
آیا تا به حال کسی تو رو خیلی زیاد دوست داشته؟
وقتی اونها می دونن که در قلب تو هستن
و وقتی تو می دونی که زره پوش اونها هستی
و تو از بین خواهی برد هر کسی رو که تلاش کنه به اون آسیب برسونه
اما چه اتفاقی می یفته وقتی سرنوشت عوض می شه و زهرش رو به تو می زنه
وتو همه چیز رو تحمل می کنی برای کینه ورزیدن
چه اتفاقی می یفته وقتی تو اصلی ترین منبع درد اون می شی
- پدر نگاه کن من چی ساختم؟
- پدر مادرم کجاست؟من نمی تونم مادرو پیدا کنم . اون کجاست؟
- من نمی دونم ، برو بازی کن ،Hailie پدرت خیلی سرش شلوغه
پدر یه آهنگ می نویسه ، این آهنگ در واقع خودش نوشته می شه
من به تو یک سگ شکست خورده می دم سپس تو به دور خودت می چرخی
سپس این آهنگرو عوض می کنی ومی گی به اون که دوستش داری
و می کشی دستاتو به روی مادرش که تجسمی از اونه
اون لبخند مرموز، بچه می خنده ، مشکوک و دیوانه وار
منم مشکوک می کنه اما امشب این شک به وسیله بچه از بین می ره
(وقتی من رفتم فقط گریه کرد
شادی می کنی در هر لحظه که می شنوی صدایی از صداهای منو
فقط می دونی که من نگاه می کنم به پایین به خنده های تو
و من فقط نتونستم بفهمم یه چیزی رو ، بچه هیچ دردی رو احساس نمی کرد فقط لبخند می زد.)
من این رویا رو نگه می دارم ، من هول می دم Hailieرو اون فریاد می زنه
اون منو در آهنگ نمی خواد
ذهنت گریه می کنه؟ چرا؟ چرا ذهن گریه می کنه؟
یه بچه و پدری که ترکش می کنه همین و بس
- پدر شما دروغگویی
- شما همیشه اینو میگین ، همیشه میگین این دفعه آخره،اما شما ترکم می کنین همین و بس ، پدر شما مال منی
دختر یه ستون از جعبه ها می سازه جلوی در و تلاش می کنه اونو مسدود کنه
-پدر خواهش می کنم ،پدر ترکم نکن پدر نه بایست
دست تو جیبش می کنه یه جعبه گردن بند کوچک بیرون می یاره
این سالم نگهت می داره پدر ، اینو با خودت داشته باش
من نگاه می کنم این منم ایستاده جلوی آینه ، دیوارها صحبت می کنن با من ،می تونم بشنوم
اونا میگن تو یه شانس دیگه برای درست عمل کردن بدست میاری و اون امشبه
حالا برو اونجا و نشون بده که تو عاشقی ، خیلی دیره
و وقتی من می رم قدم بزنم بیرون اتاق همه چیز عوض می شه ، اونها رفتن و نورافکن روشنه و من آواز می خونم
( و وقتی من رفتم فقط گریه کرد
شادی می کنی هر زمانی که مشنوی صدایی از صداهای منو........................)
60 هزار آدم همه رو صندلیهاشون می پرن ، پرده ها بسته می شن ، اونا گل رز به پای من پرت می کنن، من تعظیم می کنم و تشکر می کنم
اونا فریاد می زنن خیلی بلند ، من آخرین نگاهم رو از جمعیت می گیرم
من پایینو برانداز می کنم ، نمیتونم باور کنم چی می بینم
- پدر این منم ، به مادر کمک کن مچش داره خون می یاد
اما بچه در Sweden بود .
- چطور تو از Sweden اومدی؟؟
- من تورو دنبال کردم پدر، تو به من گفته بودی که ترکم نمی کنی ، تودروغ گفتی به من پدر ، و الان تو مادرو ناراحت کردی و من این سکه رو برای تو خریدم
اون گفت شماره 1 پدر ، این همون چیزی بود که من می خواستم ، من فقط می خواستم این سکه رو بدم به تو
- من به یه نکته رسیدم ، منو مادر داریم میریم اما بچه منتظره
- این خیلی دیره پدر ، شما انتخابتو کردی ، حالا برو اونجا و نشون بده که اونو بیشتر از ما دوستش داری این چیزیه که اونا می خوان
اونا شما رو به عنوان مارشال می خوان ، اونا نگهت می دارن ، اسمتو فریاد می زنن این عجیب نیست که تو نمی تونی بخوابی، فقط یه قرص دیگه برمی داری، من شرط می بندم تو به خاطر این مقصری، بله نمی تونی این واقعیت و ببینی
من نتونستم ببینم، من می شنوم صدای تشویق وتمجید هارو ،همه این لحظه هارو من نتونستم ببینم ، چطور میتونه پرده ها به روی من بسته بشن؟
من می چرخم پیدا میکنم یه اسلحه از روی زمین ، کوکش می کنم میزارمش روی مغزم ، فریاد می زنم خدای مشکوک و ماشه رو فشار می دم. آسمون سیاه می شه ، زندگی من ناگهان روشن می شه نقشه ای که هدفم بود خورد می شه و می سوزه و خاکستر می شه .
اونوقته که بلند می شم ،ساعت زنگ می زنه
اینجا پرنده ها آواز می خونن .فصل بهاره و Hailie بیرون داره تاب می خوره من میرم به طرف kim و می بوسمش و بهش می گم که دلم براش تنگ شده بود Hailie فقط می خنده و چشمک می زنه به kim
(وقتی من رفتم فقط گریه کرد ، شادی میکنی هر لحظه که صدایی از صداهای منو می شنوی

 

نوشته شده توسط حسین یوسفی در 25 Mar 2006 ساعت 2:8 AM | لينک ثابت |

اما یک ترجمه دیگه از گروه iced earth میذارم امیدوارم خوشتون بیاد

آهنگa quistion of heaven
ازiced earth
آلبومdark saga
music\lyrics - Schaffe

The time is close now, the end is near
My walk through the valley, trails of fearا
I feel empty, my penance overdue,
I guess it's too late now to be with you
I'm extremely frightened of what will surely be
I sold myself, the death of me
I know you can't forgive me I know I'm on my own,
I've betrayed you I walk alone

What exactly is the meaning of this
Just pawns in your twisted game
Severe pain for the lie I'm livin'
For a love I never could betray

[Bridge]
Question me not say the lord unto thee
You have chosen your own fate and your own destiny
Denied of this life is what you are to be
You have chosen your own fate and your own destiny

Lord I pound my fists at you
Won't you just let me die
Would I not suffer enough
No inner peace no after life

[Repeat Bridge]

I did what I thought was right
All for the love of my life
I know it's sad but true
Something is very wrong
Condemned to suffer so long
For a love so true

The question that lies within
Is so hard to understand
It still tears at me
And in my dying breath
My heart holds no regrets
I wouldn't change a thing

My spirit begins to rise to the heavenly skies
Just to be shunned away by you
Now all I want is to die, no streets of gold in the sky
And I wash my hands of you

[Bridge]
Rising to the heaven's light
Just to plead for death
Just to be denied

Rising to the heaven's light
Just to plead for death
Just to be denied

Ooohhh, I know you can't forgive me
I know I'm on my own
I know that I've betrayed you
You know I walk alone
You know I walk alone

I walk, I walk the trail of fear
I pound my fists at you
I'm shunned away by you
I wash my hands of you

Why won't you let me die
Why won't you let me die
Why won't you let me die

زمان اکنون به آخر ميرسد .. و پايان بسيار نزديک است
قدم ميگذارم به ميان دره .. در ردپايی از ترس
احساس پوچی ميکنم .. انگار توبه من مورد قبول قرار نگرفته
حس می کنم ديگر بسيار دير شده که با تو باشم
شديدا ترسيده ام از آنچه که برايم مقدر شده
خودم را باخته ام .. مرگ را در وجود خودم می بينم
می دونم که تو نميتونی منو ببخشی ........... خودم هستم و خودم
من به تو خيانت کردم و الان تنها ماندم

منظور واقعی ات از اين کار چيست
من آلت دستی ام در بازی گمراه کننده ات
عذابی شديد برای يک دروغی بنام زندگی
برای عشقی که من آن را بهم نزدم

از من نپرس از خدا بخواه
تو خودت تقدير و سرنوشت ات را انتخاب کردی
پس زدی اين زندگی را که داشتی
تو خودت تقدير و سرنوشت ات را انتخاب کردی

خدايا به درگاه ات پناه می آورم
نمی خوام که منو بکشی
نمی خوام اين رنج تموم بشه
آرامش درونی را نمی خوام ............. مرگ را نميخوام ........

من آنچه که فکر می کردم درست بود را انجام دادم
همه چی برای عشق و زندگی ام
می دانم حقيقتی است اندوهبار
و تا اندازه ای بسيار ناروا
محکوم شدم به رنجی بسيار طولانی
برای يک عشق حقيقی

سوالی که دارای دروغهايی است
و فهمش بسيار مشکل
هنوز اشکام و نگه داشتم
و در آخرين نفسم
قلبم افسوسی به خود راه نمی ده
ميلی به تغيير نداشتم

روحم شروع به برخاستن می کند به سوی فضای بهشت
دوری من فقط بخاطر تو بود
حالا تمامی وجودم خواستار مرگ است .. اما از خيابان های پر زرق و برق در آسمان ديگر خبری نيست
ازت دست می کشم

در حال عروجم به سمت روشنايی بهشت
فقط در طلب مرگم
ولی رد ميشه

اوه .................. می دونم که نمی تونی منو ببخشی
می دونم که خودم هستم و خودم
بهت خيانت کردم
و تنها ماندم ........ تنها ماندم

قدم می گذارم .......قدم می گذارم در ردپايی از ترس
خدايا به درگاه ات پناه می آورم
دوری من فقط بخاطر تو بود
ازت دست می کشم

چرا نمی ذاری بميرم
چرا نمی ذاری بميرم
نوشته شده توسط حسین یوسفی در 25 Mar 2006 ساعت 1:30 AM | لينک ثابت |

با سلام

خب از متالیکا صحبت شد گفتم یک ترجمه از این گروه قرار بدم تو وبلاگ

unforgiven

new blood joins this earth

and quikly he,s subdued

through consant pain disgrace

the young boy learns their rules

خون تازه ای به این جهان می پیوندد

و به سرعت بر او مسلط میشود

در میان رسواییهای درد آور همیشگی

پسرک قوانین آنها را می آموزد

with time the child draws in

this whipping boy done wrong

deprived of all his thoughts

با گزشت زمان

پسرک به درون کشیده میشود

پسرک به خاطر خطایی شلاق خورده است

the young man struggles on and on he,s know

a vow unto his own

that never from this day

his will they,ll tea away

از تمام تفکراتش محروم میشود

این مرد جوان میداند که باید پیوسته در ستیز باشد

وبا خود عهد میبندد

که هیچ وقت اجازه ندهند اراده اش را از وی بگیرند


what i,ve know

never shined through in what i,ve shown

never be,never see

what i,ve felt
هر آنچه احساس کرده ام

هر آنچه شناخته ام

هیچوقت از آنچه نشان داده ام معلوم نشده

هرگز نباش هرگز نبین

آن چه که شاید بوده را هرگز نخواهم دید

what i,ve felt

what i,ve know

never shined through in what i,ve shown

never free,never me

هر آنچه احساس کرده ام

وهر آنچه شناخته ام

هرگز از آنچه نشان دادهام معلوم نشده

آزادی هرگز.برای من هرگز

so i dub thee unfor given

پس من تو را نابخشوده لقب میدهم

they dedicate their lives

to running all of his

he tries to please them all

this bitter man he is

throughout his life the same

he,s battled constantly

انها زندگی خود راوقف گزراندن زندگی او میکنند

او سعی دارد همگی آنها را خشنود کند

او مرد خوش ایندی نیست

سراسر زندگی اش نبردی مداوم بوده

جنگی که او هیچوقت

در آن پیروز نخواهد شد

this fight he cannot win

a tired man they see no longer cares

the old man then prepares

to die regretfully

that old man here is me

در آن جنگ او پیروز نخواهد شد

مرد خسته ای که آنان میبینند

دیگر به این چیزهها اهمیت نمی دهد

پیر مردی با نا امیدی آماده ی مرگ می شود

و من آن پیر مرد هستم

you labeled me

i,ll label you

so i dub the unfor given

تو به من برچسب زده ای

من هم به تو بر چسب خواهم زد

 

نوشته شده توسط حسین یوسفی در 25 Mar 2006 ساعت 1:27 AM | لينک ثابت |

در مورد گروه استثناپي moonspell ميخوام مطلب بزارم واقعا از نظر من بهترين گروه است وشديدا توصيه ميكنم گوش كردن اهنگهاي اين گروه را با صداي زيباي خواننده توانمند گروه

The Hanged Man



*Put your arms around my neck

just like a pathetic lace of death

displays like a tarot deck



I am the card of the hanged man*



*and here I stand

with a flame on my hand

do you understand?*



*If there is hope for me

she is flirting with the breeze

on a peculiar choreography

with the dead arms of some old southern tree*



*silently, lips sealed against me

silently, wanna walk with me?*



*And it makes you wanna know

if in all the stories the truth is really told*



*And it makes you wanna reborn



and like a snake crawl every warm season

Into a different form*



*When you can still kill me,

when you can still cure me. Cure me.*





*Put your lace around my face

just like a fairytale

through the blank of my closed eyes

you can foresee the rope within*





*And it makes you wanna know

how deep have you truly flown*



*And it makes you wanna ride

through the fake suicide of someone

already dead inside*



*Still you walk with me, silently*





*and it makes you wanna disclaim

something you had really never learnt*



*and it makes you wanna stay

forever tangled in the pale arms of some hanged man*



*Here I stand. To understand.

Violently. I have you with me

ترجمه اهنگ:

مرد به دار آویخته شده



*بازوانت را دور گردن من بگذار

درست مانند ریسمان محزون مرگ

مانند یک دسته ورق تاروت به نظر میاد
و من کارت مرد به دار آویخته شده هستم*



*و من اینجا میمانم

با شعله آتشی روی دستم

آیا می فهمی ؟*



*آیا امیدی برای من هست

او با نسیم شمال اینسو و آنسو میرود

با رقصی عجیب

با بازوان مرده یک درخت جنوبی*





*به آرامی. لبانی خاموش در برابر من

به آرامی. میخواهی کمی با من قدم بزنی ؟*



*و این تو را وادار میکند که بخواهی بدانی

در تمام این داستانها آیا واقعا حقیقت گفته شده*



*و این تو را وادار میکند که بخواهی دوباره متولد شوی

و مانند یک مار در هر فصل گرم به شکلی دیگر دگرگون میشوی*



*تا چه زمانی تو هنوز میتونی منو بکشی ؟

تا چه زمانی تو هنوز میتونی منو درمان کنی؟ منو درمان کن.*



*ریسمانت را به دور صورتم قرار بده

درست مانند یک داستان تخیلی

درون فاصله چشمان بسته ام

تو میتوانی ریسمان درونش را تصور کنی



*و این تو را وادار میکند که بخواهی بدانی

که تو حقیقتا تا چه عمقی سقوط کرده ای*



*و این تو را وادار میکند تا بخواهی که همراه باشی

در خودکشی دروغین کسی که قبلا از درون مرده است*



*آیا هنوز میخواهی با من قدم بزنی.



*و این تو را وادار میکند که بخواهی انکار کنی

چیزی را که تو هرگز واقعا نیاموختی*



*و این تو را وادار میکند بخواهی بمانی

برای همیشه گرفتار در میان بازوان رنگ پریده یک مرد به دار آویخته شده*



*اینجا من میمانم تا بدانم.

جابرانه. من تو را با خود دارم.*

در مورد گروه بعدا مفصل توضيح مدم

 

 


نوشته شده توسط حسین یوسفی در 24 Mar 2006 ساعت 6:18 PM | لينک ثابت |