فلامنكو يكي از موسيقيهاي ويژه و شناخته شده اروپاييست. ريشههاي فلامنكو از خاستگاههاي گوناگوني نشاتگرفتهاند به نحوي كه ما ميتوانيم در اين موسيقي سهمي از موسيقيهاي هندي، عربي، يهودي، يوناني، كاستهيان (اسپانيايي)و... را بيابيم.
ادامه مطلب...
كوليان (Los gitanos) جنوب اسپانيا از زمان رسيدن خود به اين در قرن پانزدهم، روز به روز به خلق و بسطاين موسيقي پرداختند. ساختار دروني و بيروني موسيقي فلامنكو، نشانگر اين واقعيت است كه آنها از منطقهاي به نام سيد sidدر شمال شبه قاره هند كه در حال حاضر جز خاك پاكستان است، به جنوب اسپانيا مهاجرت كردند.
كوليان مجبوربودند كه سرزمينهاي خود را به واسطه درگيريها و تهاجماتي كه به آنها ميشد، ترك كنند (بعدها فروپاشي سلسله تيموريانكه نوادگان ((چنگيز خان)) معروف بودند، كوليان از تبعيد و اسارت رهايي يافتند) قبايل ((سيد)) به سرزمين مصر مهاجرتكردند و تا زماني كه از آنجا رانده شدند; در صلح و آرامش در اين منطقه زندگي ميكردند.
مقصد بعدي آنها ((چكسلواكي))بود، اما چون ميدانستند به دليل جمعيت زيادشان ميتوانند همه به يك منطقه پناه آوردند، به سه گروه تقسيم شدند و سههسته و مركز عمده كوليها را در غرب تشكيل دادند: روسيه، مجارستان، لهستان، كشورهاي حوزه بالكان و ايتاليا و دستآخر فرانسه و اسپانيا.
كمكم اسامي خود را نيز تغيير شكل دادند: سيندل به ميگل، آندراس به آندرس، پاموئل به مانوئل. اولين سند گواه بر ورودكوليها به اسپانيا متعلق به سال 1447 ميلادي است. كوليان خود را ((روماكالك))، ميناميدند (به معناي مردم دشت و صحرا ياآواره صحراها) و به زبان كالو كه لهجهاي از زبان هندي است، صحبت ميكردند. آنان تا پايان قرن پانزدهم تقريبا هموارهخانه به دوش بودند و به كارهايي همچون چوپاني و آهنگري داشتند.
زندگي خانه به دوشي، فرهنگ آنان را سرشار از عادات و رسومي ساخت كه از فرهنگهاي اقوام مختلف به عاريت گرفته شدهبود. اين فرمهاي عاريتي، موسيقي را نيز شامل بود. اما كوليها، موسيقيهاي مختلف را بنا به خو، خصلت و شيوه نگرش خود
به جهان تفسير و اجرا ميكردند. بدين ترتيب موسيقي بخش بسيار برجسته و سهمي از جشنها و مراسم سنتي و نيز زندگيروزانه آنها را تشكيل ميداد.
تمامي آنچه كه كوليان براي ساخت و اجراي موسيقي ميخواستند نوا و ريتمي بود كه بتوانند باحركت دست و پاهايشان آن را اجرا كنند. درست به همين خاطر فرمهاي كولي، به خصوص موسيقي فلامنكو احتياج به آلاتموسيقي ندارند.
موسيقي كوليان همواره با فيالبداهگي، آرايه و مهارت در حركات فيزيكي بدن همراه است.
آنها در))آندلوسيا)) با سرزميني بكر و وسيع و مناسب براي بسط و گسترش موسيقي خود رو به رو شدند. به نظر ميآيد كلمهفلامنكو از تركيب دو كلمه عربي (به معناي روستايي و برزگر خانه به دوش) ساخته شده است.
بنا به گفته عدهاي ازنويسندگان، كلمه ((فلامنكو))، بعد از قرن هجدهم به عنوان ((كولي آندالوسي)) مورد استفاده قرار گرفت. كوليها آداب و رسوممخصوص خود را در زندگي كوچنشيني داشتند و به زبان فلامنكو ((كالو)) صحبت ميكردند و با ورودشان به اسپانيا، تعدادياز واژگان آنان به زبان اسپانيايي منتقل گرديد.
اولين نسخه گرته برداري شده از يك قطعه موسيقي در نمايشي فلامنكو دراپراي ((نقاب خوشبختي)) اثر آهنگساز ايتاليايي قرن هجدهم ((نري Neri ((به چشم ميخورد. ميتوان گفت موسيقي فلامنكودر پايان قرن نوزدهم شيوههاي كمابيش مشابه آن چه امروز شنيده ميشوند را پايه نهاد. اما در عين حال بايد اين نكته راتذكر داد كه موسيقي فلامنكو هيچ گاه از بسط و رشد باز نايستاده و همواره پويا و زنده به حركت رو به رشد خود ادامه دهد
موسيقي فلامنكو با بهرهگيري از آواز و صداي به هم خوردن دستها آغاز شد و بسيار بعد ((گيتار)) به آن پيوست و تنها درقرن حاضر بود كه صداي پاشنه كفش رقصندگان نيز به آن ضميمه شد.
ادامه مطلب...
در واقع آلات اصلي و بنيادين فلامنكو اين سهعنصر هستند: آواز، گيتار، رقص. تقريبا تمامي ضرب آهنگها و استيلهاي فلامنكو ميتوانند با يا بدون رقص بيان شوند،همچنين رقصهايي بدون آواز يا آوازهايي تنها، بدون رقص و آهنگ.
شكلهاي موسيقي فلامنكو از آن زمان تا به حال تغيير نكردهاند، اما رقصي كه اكنون به نام رقص فلامنكو اجرا ميشود، در آن زمان وجود نداشت. حركت سريع پاها در آغاز قرن بيستم ابداع شد. اين رقص هم تا حد زيادي تحت تأثير شكلهاي باله كلاسيك است. با اين همه رقص فلامنكو بسيار منحصر به فرد است.
امروزه فلامنكو چهرههاي بسيار دارد. در فلامنكوي مدرن استفاده از آلات موسيقي الكترونيك، همچون گيتارهايالكترونيك عموميت يافتهاند (از گيتار برقي اولين بار ((كارلوس بناونت)) در موسيقي فلامنكو استفاده كرد)
همچنين از))كاخون)) كه سازي متعلق به كشور پروست و با تغييراتي اندك اولين بار ((پاكو دلوسيا)) و گروهش آن را مورد استفاده قراردادند (كاخون سازي كوبهايست متشكل از جعبهاي چوبي و توخالي كه نوازنده بر روي آن نشسته با دست به ديواره ميانپاهايش ضربه ميزند) اين آلت موسيقي به خوبي با فلامنكو عجين شده و جا افتاده است.
پاکو دلوسيا نوازنده برجسته فلامنکو
اين ساز داراي كوكي خاص وصدايي بم و متفاوت با ساير ادوات موسيقي است. ((فلامنكوي نو)) مختص گروههايي از جوانان است كه كمتر دغدغه حفظپاكي، خلوص و حفظ سنتهاي فلامنكو را دارند و بسيار مايل به تركيب فلامنكو با موسيقيهاي ديگرند.
به همين جهت ازسازهايي همچون ((ساكسيفون))، ((ويولونسل))، ((فلوت)) و ((ويلن))، ((سيتار)) و سازهاي كوبهيي همچون ((بونگو)) و ((كونگا))متداول در موسيقي آمريكاي جنوبي و نيز ((داربوكا)) و ((دخمبه)) سرخپوستان بهره ميگيرند.
استفاده از انواع جازها، سينتيسايزرها و گيتارهاي الكترونيك در اين نوع از فلامنكو كمتر متداول است. در اغلب موسيقيهاي غربي، ريتم نقش اصلي راداراست و اين ريتم در تاكيدهاي چهار مضرابي نمايانگر ميشود و اين فشار و تاكيد همزمان و منطبق بر ضربههاست.
در فلامنكو نيز ((ريتم)) نقشه اساسي دارد اما به شيوه خاص خود: يعني شمارشها ميتوانند تا دوازده مرتبه تكرار بشوند وهمين فشار و ضربهاي بي پايان توانايي تشكيل عبارتي ريتميك و اجراي قطعاتي حيرت آور را مييابند.
و با اين ساختارريتميك، دو نوازنده گيتار پياپي و به نوبت ميتوانند ريتمي را به يكديگر پيشنهاد نمايند، همانند يك ديالوگ و يا پرسش وپاسخ در خلال يك رشته از ضربآهنگهاي متغير.
در يك قطعه موسيقي فلامنكو، قسمتهايي ميتوانند فيالبداهه به اجرا درآيند، در بسياري مواقع آوازه خوان بر حسب ذوق خود قطعهاي آوازي اجرا ميكند كه فضايي مناسب را براي ساير عواملاجرا كننده آن موسيقي فلامنكو با سكوتهايي كه در خلال آواز به وجود ميآيد، فراهم ميآورد.
در موسيقي غربي گرايشمعمول براي ختم يك تم، با يك ملودي همراه است در فلامنكو نيز همين طور، معذلك در اين موسيقي، ملوديها ميتوانند دريك روند ريتميك سريع نواخته شوند، مثلا يك ((كانته پرسولهآ)) ميتواند با ريتم سه چهارم نواخته شود، در فرازهايي كاملامجزا و به انواع مختلف و بعد باز به زير مجموعههايي از عبارتهاي تازه تقسيم ميشود.
همين پيچيدگي و تنوع ريتميك، مانع تكرار بي مورد ملوديها ميگردد و به شكلگيري حال و هواي خاص و فينالهاي محكم و با ثبات ويژه موسيقي فلامنكو ياريميرساند.
حال در ادامه به نوع خاصي از گوشههاي فلامنكو با نام ((سوياناس)) اشارهاي خواهيم داشت. خط تقسيم كنندهميان قطعات فولكلور و فلامنكو، گاه بسيار ناپيدا و باريك است، ((سوياناس)) دقيقا در همين ناحيه خاكستري راه ميپويد وكاراكتر محبوب و مردمي خود را وامدار همين خطه الهامبخش
اين فرم در كنار قطعات رنگارنگ و متنوعي چون))لانينياد لوس پينس)) و ((كامارون)) اجرا ميشود و سبكها و رقصهاي بسياري را در خود آميخته است.
سوياناس ترانهاي محليست با اشعاري شبيه به اشعار كلاسيك اسپانيايي و ((سگوئيديا))ي كاستيلي، حالا بماند كه بهواسطه گذشت زمان به فرم موسيقايي متقارن و متريكي تبديل شده است.
اين گونه همواره به واسطه يك ترانه سرنمون(آركتايپ) فلامنكو كه همواره با رقصي خاص اجرا ميشود، شناخته ميشود.
رقص اصولا ((مهر اصالت)) هر قطعه فلامنكواست، سوياناس در گردهمآيي زائران، در اعياد، در بازارها و ديسكوتكها به اشكال دو نفره و چهار نفره رقصيده ميشود.
هربخش طراحي حراكات خاص خود را دارد، رقصنده با گامهاي ثابت و غير متغير، با ورودي خاموش به صحنه ميآيد
مهمترين رقصهايي كه اجرا ميكند ((پاسئوس))، ((پاسادس)) ((رماتس)) و ((كارئوس)) نام دارند. اين رقصها در غنا بخشيدن بهرقصهاي ديگري چون ((بولريا)) يا ((تانگو)) نقش بسزايي داشته است.
((فرانسيسكو مورنو گالبان)) نقاش و شاعر اسپانياييچند قطعه ((سوياناس)) را كه تا مدتها ضبط و ثبت نشده بودند، گردآوري و تصنيف كرده است:
رود سويل
ديگر
راه بلمها نيست
درختان نارنج شكوفه ميدهند
و درختان زيتون
چون آندلس
شكوفههاي نارنجاش
را به دريا سپرده است!
El rio de sevilla
Ya noes camino
Para barcos de vela
Agahar y olivos.
Porque a sus meres
Andalucia llevaba
sus Agahares.
كارلوس سائورا در فيلم خود با نام ((سوياناس)) كه در سال 1992 ساخته است، شايد با شكوهترين ستايش و يادبود را از اينگونه، را برگزار كرده است.
در كتاب فلامنكوي ((آركاديا لار رئا)) (1975) از نامهاي ديگر و شعب فرعي اين موسيقي كه اغلبتمهاي عاشقانه و بزمي دارند، نام برده ميشود: سوياناس بولراس، كور را لراس، كروسس دمايو، بيبليكال و... .
در يكي از بندهاي اشعار سوياناس كه مايهاي طنز دارد چنين گفته ميشود:
((با يه كوتوله عروسي كردم تا يه دل سير بخندم))
نوازندگان و آهنگسازان بزرگ فلامنكو اغلب قطعاتي را هم در مايه سوياناس اجرا كردهاند:
ماريا بارگاس، مانوئل خرنا،لاپاكرا و... و حتي ((كامارون)) نيز در فيلم سائورا قطعهاي را در اين نوا، نواخته است.
((دكنله)) و ((استريا مورنته)) از خوانندگانجديد فلامنكو جايي براي قطعات سوياناس در آثارشان نهادهاند. با هم ميخوانيم
مشهورها كه ميميرند
همه گريه ميكنند
فقيرها كه ميميرند
هيچ كس وقعي نميگذارد
مردي را ديدم كه ميمرد
بي آن كه كسي بر بالينش باشد
با سلام خدمت دوستان
پيرو مباحث سبك شناسي موسيقي به يكي از كليدي ترين سبكهاي موسيقي پرداختم كه يكي از كامل ترين وبهترين مقاله هايي است كه خودم جمع اوري كردم

Rock & Roll : راک اند رول که يکی از سبکهای تاثير گذار و متداول در موسيقی راک است، روندی غير قابل پيش بينی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک باز ها موسيقی "کانتری" و "بلوز" را با هم تلفيق کردند، راک دارای مشخصه های بارزی مثل آنارشيسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، اين مشخصه ناديده گرفته شد و اين نوع موسيقی به سمت کسب مهارت و ايجاد تحول رفت. از موسيقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونيهای زيبای بيتلز و موسيقی روح نواز Otis Redding همه و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما راک اند رول جذابيت موسيقيايی خودشو فقط برای چند سال حفظ کرد.با گوناگونی بسياری که در سبکهای مختلف راک به وجود اومد، به قول بعضی از متخصصين هسته اصلی راک از هم پاشيد.
Pop-Rock : پاپ-راک يکی از عمده ترين شاخه های موسيقی محسوب می شود که به طور کلی به هر نوع موسيقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می گويند . از ويژگيهای اين سبک ملوديک و گيرا بودن موسيقی اونه و تکيه اون بر موسيقی لاينقطاع که با چيره دستی نواخته میشه. از گروههای مشهور فعال در اين سبک که تعداد اونا کم هم نيست می تونم به Everly Brothers، Madonna و Rowded House اشاره کنم.
Soft Rock : گرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پايه گذاری شد اما زمزمه های آن از اواخر دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسيقی ملايمیه که بيشتر تکيه بر خواننده و ترانه سرا داره تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسيقی يکی از ويژگيهای اين سبکه. سافت راک تا حدی متمايل به پاپ-راک است اما با فضايی ملايمتر و نرمتر. گروههايی مثل "کارپنترز" و "شيکاگو" تکيه بر موسيقی ساده و ملوديک داشتند و در طول حيات خود با تهيه کنندگان مختلفی هم کار کردند. در طول دههء هفتاد، سافت راک بازار موسيقی را تحت تاثير خود قرار داد و به طور جدی موسيقی تلفيقی هم عصر خودشو دچار دگرگونی کرد .
Grunge : سبکی که اوج درخشش اون در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبديل به محبوب ترين سبك هارد راك اين دهه شد و اين درخشش نتيجه خلاقيت Kurt Cobain و بقيه اعضاي Nirvana بود. سبكي كه از دل the Stooges و Black Sabbath برخاست و حاصل تركيب موسيقی punk و Heavy metal بود و البته گرايشش بيشتر به سمت پانك بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسيقياييش. اما در نحوه نواختن ريف ها به Heavy metal شباهت بيشتري داشت. اين سبك داراي دو نسل و دوره ي مشخص است: نسل اول شامل گروه های Green River، Mudhoney وSoundgarden ميشه كه اين موج هنوز هم ادامه داره و ريف هاي آن سنگين تر و خشن تر از ريف هاي دوره ي دومه. مشهور ترين گروه از موج دوم Nirvana است كه موسيقي آن ملوديك تر از ساير گروه هاي Grunge است و مهمترين ويژگي اون stop-start زياد اونه. متاسفانه در كشور ما Nirvana رو فقط متعلق به سبك Alternative Metal مي دونن و به تبع اون هر گروهي رو كه در موسيقيش stop-start به كار مي بره به اين سبك مربوط مي دونن؛ البته سبك هاي موسيقي هارد راك و متال آنقدر متنوع اند كه به سختی ميشه مرزي مشخص بين اونا كشيد.
Alternative Rock : آلترنيتيو راک یکی از شاخه های راک است که تمام گروهای پست پانک (Post Punk) رو از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه 90 تحت تاثیر خودش قرار داده . Alternative Rock شامل سبکهای گوناگونی میشه : از ملودیهای زیبای Jangle Pop گرفته تا ملودیهای خشن و یک نواختIndustrial Metal .
Hard Rock : از نظرِ اکثريت دست اندر کاران موسيقی، دو سبک هارد راک و هوی متال مشابه هستند. چرا که شباهتهای بسيار زيادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گيتار کاملا قابل تشخيص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا مي کند که معمولا وظيفه نواختن سازی را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهای اساسی نيز ديده ميشود از جمله لزوم وجود ريتم در پس زمينه موسيقی هارد راک. در صورتی که اين ويژگی در موسيقی هوی متال ديده نمی شود بلکه اين نوع موسيقی بر صدای خشن گيتار و ريتمهای کوبه ای تکيه دارد.
هارد راک در اواخر دههء ۶۰ رشد خودشو رو آغاز کرد و بعنوان يک موسيقی روان گردان باب شد و تحولی در زمينه موسيقی راک ايجاد کرد. در هارد راک کمتر از Blues از بداهه نوازی استفاده میشه و در عين حال به خشونت سبک هوی متال نيست.
: اعضاي پانك عقايد آزاديخاهانه شون رو از طريق هنرهاي مختلف ابراز مي كنن، كه مهمترين اونها موزيك ه. همچنين نقاشي، شعر، و داستان كوتاه. پانك ها از اين طريق از خلاقيتشون براي به نمايش گذاشتن نارضايتيشون از ظلمها و استبداد حاكم بر جامعه، استفاده مي كنن. موسيقي پانك داراي Lyric هاي خشمگين و تند و سريعیه ، در مورد مدرسه(( AcademY ، ناخشنودي از شرايط اجتماعي، ارتباطها ((relationships، و مسائل خانوادگي. يكي ديگه از مشخصات اين سبك اينه كه بعضي از آهنگهاش به كوتاهي 2 دقيقه است. ولي حتي تو اين زمان كم، آهنگهاش مي تونن حس خواننده رو منتقل كنن- كه اين آهنگها معمولا خشم و عصبانيت رو نشون مي دن. هدف اين موزيك شوك آوردن، اهانت كردن، و حمله كردن به ديدگاههاي عام است!
طرز لباس پوشيدن punk ها هم بيانگر ديدگاه اين سبك ه. پانك ها خودشون رو به شكلي در مي آرن كه خارج از عرف باشه؛ به اين ترتيب حسي كه نسبت به جامعه دارن، و همچنين ظلم ها و فقر در جامعه رو منعكس مي كنن. اونها از وسايل معمولي اي مثل دكمه، تيغ، سوزن، و تكه هاي پارچه به عنوان سمبل حس هايي كه مي خوان بيان كنن، استفاده مي كنن. پانک بودن كمك مي كنه كه هر كس بتونه فرديت (شخصيت) خاص خودش رو پيدا كنه، بدون اينكه از طرد شدن يا مورد قبول واقع نشدن بترسه.
براي مثال، روي كلاه sweatshirt پانكي، تكه ای پارچه دوخته شده كه كلمهء Unity روش نوشته شده است... اين معاني مختلفي مي تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاكت جين پاره پوره اي كه روي اون كلمه هاي مختلفي نوشته شده كه نشون دهندهء سختيها، دردها، و ظلمهاييه كه جامعه ايجاد مي كند، مي باشد. پارگي لباس پانكها منعكس كنندهء فقر در جامعه و همچنين خشم است! در بين دختر و پسرهای punk شلوار جين هايی كه رنگ و روشون رفته هم زياد ديده مي شه. بعضي از دخترها در پانك دامن هاي كوتاه يا شلوار چرم هم مي پوشن؛ همچنين گاهي آرايش غليظ، ولي خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ هاي عجيب غريب مي كنن، و به صورت نا مرتب يا به حالات غير معمول در مي آرن- درست خلاف اون چيزي كه تو جامعه مورد قبوله! گروه هايی مثل The Velvet Underground و The Silver Apples با تركيب كردن هنر، ايده آل هاي ضدارزش، و تقابل فرهنگي، با موزيك Rock & Roll، تاثير شگفتي در بوجود اومدن Punk Rock در دهه ي 70 داشتند. در اواخر دهه 60 و دهه 70، رويدادهاي اجتماعي، مانند جنگ ويتنام، تورم، و بيكاري، در موسيقي اون دوران خودش رو منعكس مي كرد. در حالي كه موسيقي جدي تر مي شد، اما ارتطباتش با مسايل روزمره زندگي كم مي شد و در بيشتر حالت فرار از واقعيات مي گرفت. در همين زمان بود كه گروههاي پانك در انگليس با تاثير گرفتن از اين جو، و همچنين با كمك از موسيقي بعضي ازگروه های آمريكايی، رو به گسترش رفتند. از اولين و مشهورترين اين گروهها ، The Sex Pistols بود.
اشعار پانك بيشتر به محكوم كردن طبقه ی اشراف انگليس و بي صداقتيشون، و همينطور به اعتراض های نااميدانه و خشونت بار بر مسايل و مشكلات اجتماعی، مي پرداخت.
در سال 1976، مدیر گروه The Sex Pistols، مصاحبه ای با BBC ترتيب داد، كه در آن اعضای The Sex Pistols عقايدشون رو رك و راست، و در خيلي از مواقع توهين آميز به عموم ابراز كردند. در پي اين مصاحبه وزير آموزش و پرورش انگليس و هيات مديره ي هنر لندن، مخالفتشون رو با پانك ها نشون دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانك ها جلوگيري كنند!!
و بعد از همين مصاحبه بود كه پانك ها با مخالفت بيشتر عموم در انگلیس و به تدریج در اروپا مواجه شدند. اما اين مخالفت نتيجه ی عكس داشت و تعداد بيشتری رو نيز به سوی خود جلب كرد. پانك باعث مي شد مردم نگاهي به برخی حقايق بياندازند، و عموم مردم از چيزی كه مي ديدن خوششون نمي اومد. (مثل اون جمله ی سينوهه كه می گه: ”ممكن است لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم تغيير كنه، اما حماقت آنها عوض نخواهد شد؛ و در تمام اعصار مي توان به وسيله ی گفته ها و نوشته های دروغ مردم را فريفت. زيرا همانطور كه مگس عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ريا و وعده های پوچ را كه هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند.).... در كل پيام اصلي پانك اين بود كه هر كس، خودش باشه
رپ
رپ
فرهنگ Rap، فرهنگي كه خصوصاً به جوانان سياه و اقشار تحتاني در جوامع غرب تعلق دارد، از آمريكا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثير قرار داده است. Rap فرهنگ كوچه و خيابان است كه با استفاده از ابزار و آلات بسيار محدود و ابتدائي، توجه افراد را بخود جلب ميكند. نقاشيهاي بسيار هنرمندانه و مبتكرانه بر ديوارهاي شهر، شعارنويسي با خط مخصوص، رقص هاي پر تحرك در گوشه خيابان و ترانه خواني با سبك خاص، همگي اجزايي از فرهنگ Rap هستند. كلام موسيقي Rap با بحر طويل قابل مقايسه است. كلمات تقريباً بصورت صحبت عادي ادا ميشوند، و ضربي قوي آنرا همراهي ميكند. انقطاع ها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صداي خراش گونه اي كه با تبديل صفحه گرامافون به يك آلت موسيقي ايجاد شده، تحرك و شوري بيسابقه بر شنونده بر مي انگيزد. موسيقي Rap از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودي هارلم شكل گرفته است. اين محلات، نقطه تمركز گروههائي از سياهان است كه سالها پيش تحت شرايط فلاكت بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي بزرگ نظير نيويورك شدند. آنها كار در مزارع را رها كرده و به پرولتر تبديل گشتند. اما اگر به ريشه ها و ماخذ اين موسيقي باز گرديم به غرب آفريقا و سرود هاي ستايش ساوانا مي رسيم. در نيجريه و گامبيا نيز تكخوانهائي وجود دارند كه طنزهاي اجتماعي را بشكل ترانه و نقالي اجراء ميكنند و اين بسيار به Rap شبيه است. موسيقي Rap از طريق محلات فقير نشين نيويورك كه محل تلاقي توده مهاجر جزاير كارائيب با توده سياه ميباشد، بر موسيقي رگه تاثير نهاده است. اواخر دهه 1960، وقتي كه آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابي در كشورهاي تحت سلطه اش، خصوصاً ويتنام، قرار داشت و انقلاب چين نيز بر شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تاثير نهاده بود و دريچه اي از آگاهي پرولتري و دورنماي انقلابي را برويشان گشوده بود، در شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت . خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. تشكيل اين گروه ها، پاسخي ضروري به تعرضات و سركوبگريهاي مداوم حكومت عليه ساكنان بيغوله هاي نيويورك بحساب ميآمد. گروه هاي Rap از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت. موسيقي خياباني Rap كه نخست توسط گروههاي كوچك سياه پوست در محدوده محلات اجرا مي شد از سال 1979 پا بعرصه بازار موسيقي گذاشت. افشاگري ازrap هاي ارتجاعي و تجارتي يكي از وظايف خوانندگان مترقي و انقلابي Rap، و در قالب ترانه هاي Rap است. اين كار را Rap خوانهاي انقلابي نظير " دي" بارها انجام داده اند. مثلا در سال 1979، ترانه اي تجارتي خوانده شد كه در آن از خوش بودن و جشن گرفتن و كاري بدرد بقيه مردم نداشتن، صحبت شده بود؛ " دي" ترانه اي تحت عنوان "چگونه ملت سياه را بپا خيزانيم؟" خواند و در آن، خطاب به سرايندگان آن ترانه تجارتي چنين گفت: جشن تو ميتواند بزودي زود خاتمه يابد، وقتي كه آنها، يكروز بعد از ظهر، بقول خودشان "سياه برزنگي ها" را بخط كنند پس در حاليكه تو شب را به صبح ميرساني، اين مملكت بيشتر و بيشتر دست راستي ميشود بنابراين يا از الان خودت را آماده كن يا راه فرار در پيش بگير، چرا كه در دولت پليسي، هيچ جشني در كار نخواهد بود اگر چه طي سالهاي اخير، بسياري از موسيقيدانان ارتجاعي از اين سبك در پاره اي از آثار خود استفاده كرده اند، اما جوهر و روح شورشگرrap همچنان در وجود گروههاي ياغي ضد سيستم، در محلات فقير نشين و محافل سياسي و غير قانوني امريكا زنده است در اينجا قسمتي از نخستين ترانه Rap اعتراضي كه از معروفيتي بين المللي برخوردار گشته و "پيام" نام دارد را ميخوانيم. اين ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوريوس فايو" است. اين ترانه حكايت شرايط نابسامان طبقه هاي فقير نشين جامعه است. دستم را بروي اسلحه ام ميفشارم، چرا كه قصد جانم را كرده اند مرا هل ندهيد، ديگر جان به لبم رسيده ميكوشم به سيم آخر نزنم اينجا درست مثل يك جنگل است و بعضي وقتها تعجب ميكنم كه چگونه ميتوان جان سالم
منشأ راک اوليه را بايد در سرودهاي انجيلي سياهان، سبک ريتم بلوز و همچنين موسيقي جاز (Jazz) جستجو کرد. در دهه 1950 نواي ساکسوفون و گيتار الکتريک با ضرباهنگ قوي به اين موسيقي اضافه شد و سبکي را به وجود آورد که در ابتدا «راک اند رول» و سپس به اختصار «راک» نام گرفت.
اين موسيقي در ظرف نوزده سال چنان محبوبيتي کسب کرد که در سال 1969 در همايشي سه روزه به نام «ووداستاک» توانست بيش از سيصد هزار بيننده را در فضاي باز به خود جلب کند. در اواخر دهه 1970 کم کم راک جاي خود را به «هوي متال» داد و بعد هم در دهه 1990 موسيقي «رپ» باب ميل جوانان غربي قرار گرفت.
در موسيقي راک از همان ابتدا ما با دو مسئلهي اصلي روبرو هستيم، يکي فرم اين موسيقي از لحاظ علمي و اصول هارموني و دوم ترانه و مضمون اشعاري که اين موسيقي را همراهي ميکند.
ترانه در موسيقي راک ميتواند بهمراتب پراهميتتر از فرم موسيقي از لحاظ ساختار هارمونيک باشد.
چرا که موسيقي راک خود زائيدهي شرايط اجتماعي خاص در دهههاي 1950 تا 1990 است و نمود اوليهي اين شرايط در ترانههاي اين چند دهه متجلي شده. آوازهاي راک که اغلب سراينده و خوانندهي آن يکي است، در حقيقت بازتاب شيوهي زندگي آمريکائي، مانند بي بند و باري فزايندهي جنسي بود.
شعر اين آوازها بيش از آنکه همانند آوازهاي دهه 1930 و 1940 عاشقانه و احساساتي باشد، گرايش به بيان صريح و بيپردهي مضامين جنسي داشت. اجراکنندگان راک در دهه 1960 اغلب به مخالفت و تمسخر جنگ فرسايشي ويتنام ميپرداختند.
آوازخوانان علاوه بر اين در آوازهاشان به بيان تجربههاي حاصل از استفاده مواد مخدر و تقلا براي کسب حقوق اجتماعي و همچنين مبارزه با تبعيض نژادي مبادرت ميورزيدند.
آوازخوان و ترانهسراي مشهور «باب ديلن» بخش عمدهي شهرتش را مرهون خواندن ترانهايست به نام «Blowin in the wind»، مضمون اين ترانه اعتراض به تبعيض نژادي است.
به طور کلي مهمترين مسئله در موسيقي راک لحن اعتراضآميز و تهاجمي و همچنين خشونتي است که در ترانههاي آن نهفته. اين نارضايتي از شرايط موجود است که اعتراض و خشونت را سبب شده و سپس در ريتمهاي درام (drum) که مارشهاي نظامي را تداعي ميکند متجلي ميشود. همچنين روح همين اعتراض است که در لگام افسار گسيختهي گيتار الکتريک حلول کرده.
ميبينيم که نقش اصلي در موسيقي راک را ترانه بر عهده دارد و در حقيقت روح ترانه است که در فرم و ساختار هارمونيک اين موسيقي جريان پيدا ميکند.
حال اگر شعر و آواز را هم از اين موسيقي برداريم و به موسيقي بدون کلام بينديشيم باز هم اعتراض و خلق و خوي تهاجمي در ملوديهاي گيتار و ريتمهاي درام باقي ميماند. ميتوان پا را فراتر گذاشت و به جوهرهي راک حتي به دور از موسيقي انديشيد. راک يعني انزجار از سقوط انسان و درحقيقت همين انزجار است که اعتراض را به همراه دارد. حال، ساز و آواز و ترانه تنها وسيلهايست براي فرياد. فريادي که بسترش گاه حنجره است و گاه سيمهاي گيتار.
از طرف ديگر با نگاهي به تاريخ موسيقي راک در مييابيم که راديو و تلويزيون و سينما به عنوان بستري بسيار مناسب در رشد و حرکت اين سبک از موسيقي نقشي بسيار مهم و اساسي را ايفا کردهاند. براي مثال قطعهي معروف «Rock around the clock» ساخته «بيل هالي» که از اولين آثار راک به شمار ميرود بخش عمدهي موفقيتش را مديون فيلمي است به نام «جنگل تخته سياه» که در سال 1955 به نمايش درآمد. و يا ميتوان به شبکه تلويزيوني MTV اشاره کرد که در دهه 1980 بازار راک را تسخير کرده بود.
در سال 1955، باب ديلن چهارده ساله با شنيدن موسيقي «Rock around the clock» فرياد زد «هي! اين موسيقي ماست، براي ما ساختنش!» به راستي چه تفاوتي در اين اثر وجود داشته که نه تنها باب ديلن بلکه ميليونها جوان ديگر نيز همصدا با او چنين فرياد زده بودند؟ اين روح آزاديخواهانه، خشونت و اعتراض نهفته در اين موسيقي بوده که باب ميل جوانان قرار گرفته بود. جواناني که در زير آتش توپخانههاي جنگ جهاني دوم متولد شده بودند و فاجعهي مرگبار و تلخ ويتنام را در پيش رو داشتند
تا وبلاگ بار علمیش همم بالا بره ......اما موسیقی کلا چندین سبک داره و تعدادی زیر مجموعه برای هر سبک
1 کلاسیک / CLASSIC
2- جاز / JAZZ
Waltz
Swing
Big Band
Ragtime
Quick Step
Foxtrot
Jive
Blues
.....
3-راک / Rock
'60 Rock (راک دهه 60 )
Rock & Roll
Surf Rock
Blues Shuffle
Abbey Road
Fire Rock
Rock Shuffle
Progressive Rock
Hard Rock
Heavy Rock
Soft Rock
Slow Rock
.....
4- لاتین / Latin
Bossa Nova
Cha Cha
Beguine
Merengue
Belero
Rumba
Mambo
Salsa
Tango
Reggae
Pasdoble
Samba
Cumbia
Gipsy
....
5- POP :
6- Funk
7- SOUL
8- Disco
9- Rap
10- Hip Hop
11- House
12- Techno
13- Trance
14-....
و موسیقی متال که خودبه سبکهای زیر تقسیم میشه
Thrash Metal
Heavy Metal
Alternative Metal
Progressive Metal
RapMetal
PopMetal
Punk Metal
Scandinavian Metal
Doom Metal
Sludge Metal
Death Metal
Black Metal
Speed Metal
Industrial Metal
Stoner Metal
Goth Metal
Symphonic Black Metal
Power Metal
