-
Renaissance
-
-
به كارگرداني: Christian Volckman
-
محصول:2006 فرانسه و انگلستان و لوكزامبورگ
-
ژانر:علمي تخيلي.مهيج.
-
زمان:105 دقيقه
-
رنگ: سياه و سفيد
-
رده بندي سني :R افراد زير 13 سال به همراه والدين تماشا كنند
-
نويسنده(فيلمنامه): Mathieu Delaporte , Jean-Bernard Pouy
-
تهيه كننده: Timothy Burrill .... co-producer
-
Jake Eberts .... executive producer
-
Lilian Eche .... executive producer
-
Ilann Girard .... executive producer
-
Louise Goodsill .... executive producer
-
Ralph Kamp .... executive producer
-
Roch Lener .... producer
-
Ariane Payen .... executive producer
-
Aton Soumache .... producer
-
Alexis Vonarb .... producer
-
موسيقى: Nicholas Dodd
-
تدوين: Pascal Tosi (chief film editor)
-
-
بازيگران:
-
Daniel Craig .... Barthélémy Karas (voice)
-
Patrick Floersheim .... Barthémémy Karas (voice)
-
Catherine McCormack .... Bislane Tasuiev (voice)
-
Laura Blanc .... Bislane Tasuiev (voice)
-
Romola Garai .... Ilona Tasuiev (voice)
-
Virginie Mery .... Ilona Tasuiev (voice)
-
Jonathan Pryce .... Paul Dellenbach (voice)
-
Gabriel Le Doze .... Paul Dellenbach (voice)
-
Ian Holm .... Jonas Muller (voice)
-
Marc Cassot .... Jonas Muller (voice)
-
Jerome Causse .... Amiel & Dimitri (voice)
-
Rick Warden .... Amiel (voice)
-
Bruno Choel .... Pierre Amiel (voice)
-
Kevork Malikyan .... Nusrat Farfella (voice)
-
Marc Alfos .... Nustra Farfella (voice)
-
: Pax Baldwin .... Farfella (voice)
-
Chris Bearne .... Multiple (voice)
-
Lachele Carl .... Nora (voice)
-
Wayne Forrester .... Administrator (voice)
-
Radica Jovicic .... (voice)
-
Breffni McKenna .... Dimitri (voice)
-
Julian Nest .... Parisien (voice)
-
Sean Pertwee .... Montoya (voice)
-
Jessica Reavis .... Multiple (voice)
-
Nina Sosanya .... Reparez (voice)
-
Leslie Woodhall .... Elderly Man (voice)
-
-
-
خلاصه داستان
-
در سال 2054 پاریس به شهری تبدیل شده است که تحت سیطره یک کمپانی بزرگ می باشد و همه چیز در این شهر تحت کنترل بوده و هر حرکتی ثبت می گردد. دختری جوان از دانشمندان کمپانی گم می شود و خواهرش به پلیس مراجعه می کند تا وی را بیابد. بارتلمی کاراس یک کاراگاه ورزیده و باتجربه مامور یافتن دختر جوان می شود. در راه تحقیقات شاهدان ماجرا و کسانی که بنحوی دارای اطلاعاتی هستند یک به یک از سر راه برداشته می شوند ولی بارتلمی دست بردار نیست و به جلو می رود. وی با دنیایی زیرزمینی مواجه می شود تا اینکه به دختر دست می یابد ولی با حقایقی دیگر روبرو می شود و رد کمپانی را در این ماجرا پیدا می کند
- بازگشت به سوی گذشته
- سينماي مصنوعي
-
بشر به سرعت نور در حال پيشرفت به سوي اينده و تكنولوژي است و اين حقيقتي است كه نميتوان انرا كتمان كرد صنعت سينما هم از اين قائده مستثنا نبوده و اتفاقا سينما خيلي زودتر از بشر كرات ناشناخته .موجودات فضايي.و سالهاي اينده زندگي انسان را در قالب فيلمهايي نظير سولاريس .نشانه ها.جنگ ستارگان به خود ديده است .اما بايد فيلم رنسانس را درست مثل نامي كه دارد رنسانسي در صنعت سينما به شمار برد.ما از ديدن فیلم رنسانس يك حس غريبي پيدا میکنیم و خودمان را به عنوان بیننده در ان جهاني كه كريستين وولكمن ترسيم كرده است میبینیم! واقعا با پيشرفت بشر به سوي علم ان معنويت روح ادمی كه همواره فطرت طلب بوده در حال نابودي است.حالا که بشر و انسان امروزي ميتواند با لقاح مصنوعي صاحب فرزند شود ....با همانند سازي مصنوعي مشابه خود را داشته باشد .حالا كه هوش مصنوعي و انسان مصنوعي زير سايه پست مدرن ظهور كرده و همه اجزاي طبيعي عالم هستي در حال مصنوعي شدن هستند .شايد تصور اينكه در اينده فيلمهاي سينمايي بدون حضور بازيگر واقعی و با بازيگران مصنوعي ساخته شود كمي نگران كننده باشد.ما در فيلم رنسانس هر انچه كه در سينماي الفرد هيچكاك .سينماي دي پالما و....ساير بزرگان سينما ديده ایم را خواهیم دید .رنسانس با اين كه اصلا در بطن و در واقعيت يك فيلم سورئاليستي است .اما اين فيلم به قدري واقعي است كه گاه انسان مرز رئال و سورئال را گم ميكند
-
-
-
در يك این چنین فيلمي با اين فضاي تعليقي يا مصنوعي كه در اينده اتفاق مي افتد شايد بايد منتظر موضوع جديدي باشيم اما اين طور نيست مسئله مرگ و زندگي و حيات جاويدان هدف اصلي فيلم است.در سكانسي از فيلم يكي از شخصيت ها ميگويد كه :بدون مرگ زندگي بي معناست..و اين پيام اصلي فيلم است .اما براي اينكه متوجه بشويم كه طراحي اين فضاي جديد مصنوعي ريشه در كجا دارد .بهترين پاسخ ما همان كلمه رنسانس است كه در آثار فكري و تفكر نويسندگان و شاعران و فيلسوفان رنسانس بوجود امده .انها اين فضا ها را از قبل طراحي كردند و با همين تفكرات رنسانس كه به معني احيا و تجدد است در اواخر قرون چهاردهم شكل گرفت.رنسانس در واقعه يك نوع بازگشت است به سوي ادب و هنر .ما در فيلم رنسانس هم شاهد همين بازگشت هستيم .كريستين وولكمن همان انسانهاي قرن چهارده را با همان عقايد در قالبي انسانهايي مدرن نمايش ميدهد .در فيلم رنسانس انسانها ميخواهند احيا شوند و تجدد پيدا كنند .اما خوب يكسري اعتقادات همواره مانع از اين تجدد گرايي است .درست مثل زماني كه چهره لائورا معشوقه پتراگ در قرن چهارده (پتراگ يكي از طراحان بزرگ رنسانس ) از نظر كليسا تصويري زني بود شيطاني و عامل گناه كه در اثرات اين هنرمند بزرگ وجود داشت.و شايد او اولين هنرمندي بود كه زن در اثار او داراي مقام و منزلت والايي بود .و یا لئوناردو داوینچی در نقاشیهایش که چهره ها را بر اساس حالت روانی افراد ترسیم میکرد و بزرگان دیگری مثل میکل انژ که یک تندیس گر بزرگ بود و همواره در اثارش انسان همیشه برهنه بود و شاید این برهنگی نشانه ازادی فرد و انسان در تفکرات میکل انژ بو ده است .
-
-
-
با توجه به مثالهاي ذکر شده ما در فيلم رنسانس بواقع يك رنسانس جديد را در اخرالزمان ميبينيم و به همراه ان اومانسيسم و نهضتهاي بزرگ ديگري در اين فيلم اتفاق مي افتد ...فرق رنسانسي كه در فيلم اتفاق مي افتد با رنسانسي كه در قرون وسطي اتفاق افتاده فقط در زمان و مكان است .حالا به جاي عقايد سرسختانه كليسا و .....انسانهايي امده اند كه داراي همان عقايد هستند البته انسانهاي مدرني كه اين بار براي جاويدانه شدن خود مثل قرون وسطي جنايات زيادي را مرتكب ميشوند .در هر حال كريستين وولكمن دوباره ما را به ياد اثاري از ژان پیر ژونه هموطنش مي اندازد كه همواره در بسياري از فيلمهايش جهاني نابود شده از دست بشر را نمايش ميدهد .و اين موضوع و ديدگاه اخرالزماني را در كارگردانان فرانسوي ديگري و در كل در سينما فرانسه قبلا هم ديده بوديم .شايد اين تفكرات با تفكرات دانشمند بزرگي مثل boileau فرانسوي كه استاد مكتب كلاسيسيم بود بدون ربط نباشد!چون كه يكي از اصول مكتب كلاسيسيسم تقليد از طبيعت است .و شايد اين موضوع با فيلمهاي اخرالزماني كارگردانان فرانسوي نظير ژان پیر ژونه كه معمولا در فيلمهايش از طبيعت چيزي باقي نمانده است سازگار باشد!...به هر حال و در اخر بگويم كه فيلم رنسانس شايد انقلابي باشد در صنعت سيما و خصوصا فيلمهاي انيميشن كه روز به روز در حال پيشرفت ميباشند.
-
-
-
نقد تكنيكي
-
فيلم رنسانس اولين فيلم بلند كريستين وولكمن محسوب ميشد كه با با بودجه اي نزديك به چهاردو نيم ميليون يورو ساخته شده است.فيلم با اينكه يك انيميشن است اما به شيوه شگفت انگيزي شبيه به فيلمهاي واقعي است و بيننده هر گز اين تصور را نخواهد كرد كه مشغول تماشاي يك كارتون است!در اين فيلم از سبكي كه براي ساختن دموي بازيهاي رايانه اي و يا بعضي از بازيهاي رايانه مثل:بازيهاي معروفي مثل :ويتكونگ..مكس پين ....استفاده شده است .يعني در واقع از هنرپيشه زنده استفاده ميشود و بعد با افكتها و جلوه هاي بصري يك شخصيت جديد ظهور ميكند جزئيات دقيق و حركات پيچيده و ظريف عناصر كامپيوتري با ظاهر ساده و تخت و حركات به نسبت محدودتر شخصيتها تصاویر جذابي را ايجاد كردهاند. در اين روش از تلفيق فيلم زنده و تكنولژي سيجيآي استفاده شده است
-
-
-
فيلم رنسانس يك فيلم سياه و سفيد است و شايد بتوان گفت كه فیلم نقاشی متحرک و با حالتی نزدیک به سیاه قلم می باشد اين فضا تاريك و تصاوير با كنتراست بسيار بالا تا حد قابل قبولي خوب از كار در امده و به خوبي ميتواند ان حس داستاني فيلمهاي پر رمز و راز و معماگونه را به بيننده انتقال بدهد سياه و سفيد رنگهايي هستند كه با به خودي خود نشان گر نماد خوب و بد تاريك و روشن زشت و زيبا و هستند .و اين نماد ها ميتواند نشان گر شخصيت دروني انسان باشد و به درستي كه کریستین وولکمن در نمايش شخصيت هاي فيلم خود از اين نماد گرايي و تركيب رنگها استفاده ميكند
-
.فيلمبرادي اين فيلم بسيار عالي است . نماهايي كه از اين فيلم ميبينم در بعضي مواقع از دور فيلمبرادري ميشود و همين موضوع به هرچه واقعي نشان دادن تصاوير كمك ميكند.اما در مورد اين سبك و پيدايش اين شيوه شايد ماهيرو مائدا كارگردان ژاپني از بزرگان انيمه جهان باشد «آنيمه» يك واژه ژاپني است كه، بهطور عام معادل «نقاشي متحرك» و قلب واژه انگليسي «اَنيمِيشِن» است. اين كلمه تا اوايل دهه 1980 به همان معناي كلي خود مورد استفاده قرار ميگرفت. اما از آن زمان به بعد و با رشد كمي و كيفي هنر كارتونسازي ژاپن و افزايش مداوم مخاطبان اين فيلمها در جهان مترداف با «نقاشي متحرك توليد ژاپن» شد. اما آنيمه در اين حد باقي نماند. از سويي ويژگيها و سليقههاي صنعت كارتونسازي ژاپن از تكنيك و نحوه طراحي و جزئيات صوتي تصويري آنها گرفته تا نحوة داستانسرايي و شخصيتپردازيشان در ميان انبوه داد و ستدهاي فرهنگي جهان در دهة 1990 به خارج از مرزهاي آن كشور صادر شد. ماهيرو مائدا هم قبلا فيلمي را با عنوان رنسانس دوم ساخته بود كه البته او در فيلمش بيشتر از روش سنتي تلفيقي مناسب ميان گرافيك كامپيوتري و انيميشن دستي استفاده كرده بود .به هر حال ديدن فيلم رنسانس خالي از لطف نخواهد بود .و مطمئنا پس از تماشاي اين فيلم تجربه جديدي را از دنياي سينما خصوصا سبك انيميشن بدست خواهيم اورد.
-
-
-
HOSSEIN YUSSEFI