Malena
مالنا
محصول:2000
ژانر:درام
فیلمی از:Giuseppe Tornatore
فیلمنامه:Giuseppe Tornatore ، Luciano Vincenzoni
رده بندی سنی:R افراد زیر 17 سال نگاه نکنند
بازیگران:
Monica Bellucci در نقش Malena Scordia
Giuseppe Sulfaro در نقش Renato Amoroso
Luciano Federico در نقش Renato's Father
Matilde Piana در نقش Renato's Mother
Pietro Notarianni در نقش Professor Bonsignore
Gaetano Aronica در نقش Nino Scordia
Gilberto Idonea در نقش Avvocato Centorbi
Angelo Pellegrino در نقش Segretario politico
Gabriella Di Luzio در نقش Mantenuta del Barone
Pippo Provvidenti در نقش Dott. Cusimano
Maria Terranova در نقش Moglie Dott. Cusimano
داستان:
سال 1940- در شهرك كوچكي از توابع سيسيل، خبر آغاز درگيري ايتاليا در جنگ جهاني دوم به گوش مردم شهرك مي رسد. نينو همسر مالنا كه از شهري ديگر به آنجا آمده اند، راهي جبهه سلطه جويانه موسوليني مي شود. مالنا زني است كه زيبايي اش شوربختانه زندگي اش را ويران مي كند و عينا داستان پسراني است كه رنج هاي دوران بلوغ را با مصايب دوران جنگ همرنگ مي بينند. رناتو آمرسو با شيفتگي زندگي مالنا اسكورديا را در نبود شوهر او زير نظر دارد. . او شيفته مالنا مي شود. او عاشق مالنا مي شود و تمامي دنيايش را در او خلاصه مي كند.

پیشگفتار:
در مورد این فیلم یکی از دوستان و خوانندگان وبلاگ من که نخواست نامش فاش بشود در پیامهای مختلف که به من ارسال میکرد(از طریق ایمیل) از من خواهش کردن در مورد فیلم مالنا مطلب بنویسم و در مورد این فیلم عمیق فکر کنم ایشون تاکید داشتن که گذشته ای به مانند مالنا دارند و از من خواستن تا نقدی بر فیلم بنویسم و مقایسه ای داشته باشم بین موضوع فیلم و موضوع زنان بیوه در جامعه خودمان ایران....البته من نه جامه شناس هستم و نه اسیب شناس فقط یک وبلاگ نویس معمولی هستم .اما این دوست عزیز در اخرین پیام خودشون منو متهم به ترسو بودن کردن.در جواب این دوست عزیز باید بگم که من همواره تلاش میکنم که نظر خوانندگان وبلاگم را جلب کنم حتی به پیشنهاد یکی از دوستان لگوی وبلاگم را عوض کردم .ترسی در کار نیست دوست عزیز.این هم نقد فیلم مالنا برای شما و احترام به نظر شما دوست گرامی..........
ضمنا این نوشته را
افراد زیر 13 سال نخوانند
.(مقایسه موضوع فیلم و جامعه ایران پای شما)

نقد:
فیلم روایت پسر جوانی است که در حال گذر از سن بلوغ است و دارای کشمکشهای درونی و افکار شهوانی در این زمان او با ملنا اشنا میشود.مالنا هم زنی است که شوهرش در جنگ کشته شده و بیوه زنی است که با پدرش زندگی میکند و به خاطر زیبایی چهره اش زندگییش نابود میشود
رناتو آمرسو(پسرک جوان) با شيفتگي زندگي مالنا را در نبود شوهر او زير نظر دارد. تنهايي مالنا تنها حرص مردان سيسيلي را بر نمي انگيزد بلكه زنانشان را به ابراز حسادتي كينه توزانه مي كشاند. شايد زيبايي شديد ظاهري مالنا باعث شده كه عشق البته شهواني پسركي تازه بالغ چون رناتو عين مردان آن شهر نسبت به زن زيباي غريبي چون او بروز كند. آن چنان كه خودش را با مالنا هم بستر تلقي كند. او شيفته مالنا مي شود. او عاشق مالنا مي شود و تمامي دنيايش را در او خلاصه مي كند.
فیلم نگاهی عمیق بر سر تحولات اجتماعی پس از جنگ می پردازد و ناهنجاریهایی که بر سر یک ملت بعد از جنگی نافرجام رخ میدهد و البته مسلئه فاشیسم که من به ان اشاره ای نمیکنم.
ابتدا از شخصیت پسر جوان که روای فیلم است شروع میکنم :رناتو پسری است که در یک خانواده اصیل و کاتولیک و البته با همان فقر ناشی از جنگ به دنیا امده و حالا در حال گذر از سن بلوغ و جاذبه های جنسی است و همزمان با زن جوانی اشنا میشود که کل شهر به دنبال ان هستن .او هرروز و به شیوه های مختلف و در ذهن و رویا با مالنا ه .م .ب .س .ت .ر .میشود و حتی در یکی از سکانسهاس فیلم یکی از لباس های زیر مالنا را از روی طناب برمیدارد و به خانه می اورد و مشغول به خود ا .ر .ض .ای .ی. میشود.که در این زمان پدر خانواده متوجه میشود و لباس را سوزانده و پسرک را تنبیه میکند و بعد دست به درمان پسرک میزند.سوزاندن لباس ناشی از یک تفکر قدیمی که در زمانهای دور در واتیکان انجام میگرفته و زنان هرزه را به اتش میکشیدید دارد.نحوه برخورد پدر با بلوغ پسرش بسیار جالب و عمیق است او ابتدا پسرش را به پزشک میبرد و بعد از نتیجه نگرفتن .دست پسرش را گرفته و به یک ف .ا .ح .ش .ه. خانه میبرد

تا پسرش یک تجربه واقعی از. س .ک .س. را تجربه کند تا دیگر دست به خود ا .ر .ض .ا .ی .ی. نزند(درست بودن این برخورد یا نادرست بودن ان پای شما...).......پدری که اصیل بود و سنت گرا این راه را برای درمان پسر انتخاب میکند..مسئله ای که اینجا واضح و مشخص است این است که فیلم یک رویکرد عمیق دارد به مسائل بلوغ و ناهنجاری که در کشورهای جنگ زده به وفور میتوانیم ببینیم .کشوری مثل ایران هم دچار همین ناهنجاری است (قصد مقایسه ندارم) مثلا دریک صحنه از فیلم
زمانی که مالنا در حال گذر از خیابان است پسران نوجوان همگی به صورت کاملا .ش .ه .و .ا .ن .ی. به مالنا نگاه میکنند .....عینا با دیدین این صحنه یاد کشور خودمان ایران افتادم که جوانان و نوجوانان ما در سنین بلوغ به بلوغ کامل نمیرسند و همان طور به صورت نا بالغ بزرگ میشوند .و چون هنوز نا بالغ هستن درک صحیحی نسبت به مسائل نخواهند داشت و به مانند بچه ها تصمیم میگیرند .حال اگر حتی به سن 50 سالگی رسیده باشند.در ادامه فیلم به همان مردمی که تحت تاثیر واتیکان و اصول خشک سنتی غلط است میپردازد.که در ادامه و بعد از توصیف شخصیت مالنا به ان میپردازم.......واما مالنا.....به واقع مالنا همان نمادمعصومیت از دست رفته است
این نگرش به زنان بیوه همواره وجود دارد که به یک زن بی شوهر همگان به شکلی دیگر نگاه میکنند و از او برداشت خوبی نمیکنند خصوصا اگر زن بیوه کمی زیبا و خوش لباس باشد .واقعا در کشورمان ایران(قصد مقایسه ندارم) این نگاه غلط همواره وجود دارد ....خارج از موضوع نشویم و به مالنا بپردازیم.مالنا همانطور که اشاره کردم زنی است که گمان میرود شوهرش در جنگ کشته شده باشد.او زنی متین.مهربان و کاملا معصوم است که فقط به جرم زیبایی چهره اش و بیوه بودن اسیر نگاههای مردان شهوت ران و کینه زنان شهر که به نوعی به مالنا حسادت میکنند قرار دارد .هرگاه مالنا از خیابان شهر سیسیل عبور میکند با نگاه هاي شهواني و صداي سوت مردان و نگاه سنگين و پچ پچ هاي زنان رو به رو مي شود.مالنا به همراه پدرش زندگی میکند و بسیار فقیر است
وهیچکسی به او کمک نمیکند مردان سرشناس شهر دکتر.شهردار و.....همگی به مالنا پیشنهاد ر و ا ب ط نا مشروع میدهند اما این زن همچنان با مشکلات موجود میجنگد و حاظر به خود فروشی نیست.اماپس از اين كه مالنا خبر مرگ شوهرش را مي شنود و پدرش را در بمباران سيسيل به وسيله ي متفقين از دست مي دهد، مي فهمد كه ديگر تكيه گاهي ندارد و ديگر هيچ كس نيست كه از ارزش هاي اخلاقي او دفاع كند .او را به دادگاه میکشانند و به او تهمت های ناروا میزنند و پس از مالنا مورد حمله زنان کینه جو که باوجود مالنا شوهران خود را نسبت به خود بی توجه میدند قرار میگیرد و بعد از کتک و شکنجه و تراشیدن موهای سر مالنا به واقع او را یک ر. و. س. پ .ی نشان میدهند .مردمی که هنوز به بلوغ نرسیده اند با رفتار خود تمامیت معصومیت یک زن پاک با رفتار خود از بین میبرند و بعد از این مالنا هم تحت تاثیرات غلط جامعه و بی توجهی و بی تکیه گاهی باور میکند که یک زن فاسد است .در سکانسی از فیلم یکی از همان اشخاص سرشناس شهر که در دادگاه علیه مالنا بود .فقط به ازای دادن یک تکه نان (صحنه ای که واقعا گریستم)از مالنا هتک حرمت میکند و مالنا از روی فشارهای جامعه و گرسنگی و بی کسی تبدیل به یک ر.و . س .پ .ی میشود.....اما واقعا اگر این فشارهای غلط و این نگاهها و حسادتها و طعنه های مردم نبود ایا مالنا و یا یک زن بیوه که خواه ایتالیایی باشد و یا ایرانی(قصد مقایسه ندارم)
تبدیل به یک ر .و .س .پ .ی .میشد؟ایا اگر مسولان شهر سیسیل و مردم از مالنا حمایت میکردند بازهم او به یک فاحشه تبدیل میشد؟نمیدانم.اما واقعا شاهکار جوزپه تورناتوره به عنوان کارگردان اثر همین است که سعی دارد رویکردهای غلط یک جامعه و مردمی را که نابالغ هستن و اگر در سنین کودکی خود به بلوغ کامل میرسدند شاید با مالنا به اینگونه رفتار نمیکردند همین نابالغی مردم شهر در سکانسهای پایانی فیلم عینا نماد پیدا میکند. رناتوپسرک جوان که همواره مالنا را زیر نظر دارد و حال پس از وقوع این اتفاقات دردناک برای مالنا در نامه اي براي نينو (نینو همسر مالنا است که بعدا مشخص میشود در جنگ کشته نشده است)مي نويسد كه مالنا پس از هتك حرمت از شهر رفته است. بدين ترتيب او شوهر را به دنبال همسرش مي فرستد. سال بعد وقتي مالنا و همسرش نينو به شهرك باز مي گردند، اين بار نگاه هاي شهوت انگيز مردان و نگاه هاي خشم آلود و كينه توزانه زنان جايش را به احترام مي دهد.و اين براي مالنا و شوهرش دردناك است. اين براي مالنا و شوهرش و مخاطب اين فيلم، حكايت مردمي است كه رنگ عوض مي كنند. "پذيرفتهشدن مالنا در پايان فيلم از سوي زناني كه به خشنترين شكل او را مجروح و مضروب كرده بودند، نشان از خلقيات مردمي دارد كه روزگاري فاشيسم از ميان آنان سر برآورد، مردماني كه به سادگي از محبت به نفرت و از نفرت به محبتروي ميآورند، مردماني كودكوار كه به سبب سادگي و نابالغي با آدمي مهربان ميشوند يا دشمني ميورزند. فاشيسم زاده فرهنگي اين چنين است فرهنگي مرد سالار سنتي رياكار نابالغ و سادهدل.

ديالوگ رناتو (که حالا بزرگ شده و همسر دارد )در صحنه پاياني فيلم كه سوار بر دوچرخه اش نشسته و رفتن مالنا را مي نگرد شنيدني است:" زمان گذشت و من در اين مدت عاشق زن های زيادي شدم . هنگامی که رابطه صميمانه اي با آنها داشتم و آن ها سوال می کردند آيا بعدها نيز آن ها را به ياد خواهم آورد من به آن ها می گفتم آری . اما تنها کسی که هيچ وقت او را فراموش نمی کنم تنها کسی است که اين سوال را از من نپرسيد و او کسی نبود جز مالنا."
حسین یوسفی